باروري و بارداري در دامداريهاي مدرن

باروری و بارداری در دامداریهای مدرن

متداولترین مشکل در دامداریهای مدرن اختلال در امر باروری و بارداری آنان میباشد. علت این اختلالات بترتیب وقوع آنها شامل موارد ذیل میباشد:

• آشکارنشدن دوره فحل و بی تشخیص ماندن آن
• واردنشدن گاو بدوره فحل
• واردشدن گاو بدوران فحل بعداز تلقیح مصنوعی و یا جفتگیری ناموفق
• سیستهای تخمدان
• التهابات تخمدان و رحم گاو
• اختلالات در رفتار بعداز زایمان (دوره نفاس) و سقط جنین

بعبارتی دیگر میتوان علل این اختلالات را در اجرای موارد ذیل قید کرد:

• روش نگهداری و تغذیه دام
• مدیریت دامداری
• اختلال در تلقیح مصنوعی مانند رعایت نکردن تدابیر بهداشتی در این امر و یا نامطلوب بودن کیفیت اسپرمهای تلقیحی
• اختلالات و اشتباهات درتغذیه
• کنترل ناکافی از دوره فحل
• مامایی شتابزده و رعایت نشدن دقیق اقدامات بهداشتی مامایی

برآورد آرمان سالانه یک گوساله سالم از گاو در گاوداری های مدرن مستلزم اجرای دقیق و صحیح و آگاهانه موارد ذیل میباشد:

• نگهداری و تغذیه صحیح
• مدیریت مسئولیت شناس و مسئولیت پذیر
• شناخت کافی از دوره فحل
• اقدامات صحیح مامایی
• رعایت دقیق بهداشت زایمان
• تلقیح مصنوعی صحیح

مبارزه با این اختلالات و مساعد کردن دوران بارداری یکی از مهمترین وظایف دامدار، دامپزشک و مسئولین مراکز تلقیح مصنوعی میباشد. بهینه سازی این امر تحت یک مدیریت صحیح قابل اجرا میباشد.
چه بسا که با پرهیز در استفاده بی رویه دارو (بخصوص داروهای هورمونی) و در نهایت دلیل اختلالات را یافتن و آنها را از میان بردن بسیار موفقیت آمیزتر است.
در این امر دامپزشکان، مسئولین مراکز تلقیح مصنوعی، انستیتوهای درمانی و دانشگاهها خدمات شایانی را ارائه میدهند.

سعی بر آن است که ابتدا نگرشی سطحی و سیستماتیک از دوره فحل داشت.

به امید اجرای هدف دامداریها در باروری و بارداری سالانه یکبار گاوهای شیرده !






دوره سیکل جنسی

بطور معمول گاو از 9 – 12 ماهگی توانایی تولیدمثل دارد و دارای سیکل تخمدانی و سیکل رحمی است که تغییرات قابل تشخیص بیرونی و درونی را دوره فحل میگویند. یک دوره جنسی 21 روز میباشد که به زیرگروههای ذیل تقسیم میگردد:

• دوره قبل فحل (Pre estrus)
• دوره فحل (estrus)
• دوره بعد فحل (Post estrus)
• دوره میان فحل (Inter estrus)

روز اول دوره جنسی (دوره فحل) با تغییرات رفتاری همراه است که در گاو حدود 18 ساعت به درازا میکشد و در این دوره گاو آمادگی جفتگیری توسط گاونر را نشان میدهد. لوبهای فرج و مهبل متورم و آبکی و سرخ هستند و دارای یک مایع مخاطی هستند که آویزان است.
در دوره بعدفحل که 2 – 3 روز به درازا میکشد گاو آمادگی جفتگیری ندارد و تورم و تولید مایع شفاف مخاطی کاسته میشود و امکان ریزش مقداری خون وجود دارد. این خون از دیواره رحم که توسط رگهای خونی متورم گشته منشاً میگیرد و نشانگر به انتها رسیدن دوره فحل میباشد که در نهایت تخمک از تخمدان رها گشته و تغییرات رفتاری برونی کاسته میگردد (بهترین زمان برای تلقیح مصنوعی).
دوره میان فحل حدود 14 روز به درازا میکشد و در این دوره جسم زرد روی تخمدان تشکیل میشود.
دوره قبل فحل که بین روز 18 – 21 میباشد نشانگر پیدایش مجدد دوره فحل با علائم آن میباشد در این دوره گاو بی آرامی و علاقه به نزدیکی با دیگر دامها را دارد.

دوره جنسی در تخمدان

بموازات تغییرات برونی در رفتار دام، تخمدانها و دیواره پوست مخاطی رحم هم تغییراتی در طی دوره جنسی دارند . رشد فولیکول در دیواره تخمدان همزمان با دوره فحل میباشد که کمی بعداز آن سبب رهاشدن تخمک از تخمدان (Ovulation)و ورود آن به ابتدای لوله رحمی میباشد. فولیکول قابل لمس و حس کردن رکتال میباشد ولی این امر میبایست بسیار با احتیاط انجام گیرد زیرا لمس تحت فشار سبب رها شدن تخمک از تخمدان خواهد شد.
در محل فولیکول بعداز خروج تخمک سنتز جسم زرد شروع میشود که عمل جسم زرد مدت دوره میان فحلی را معین میکند.

جسم زرد Corpus luteum :

به غده ای اطلاق میگردد که تحت تحریک هیپوفیز قدامی (آدنوهیپوفیز) پس از رها شدن تخمک از تخمدان تشکیل میشود و عمدتا ترشح هومون پروژسترون را بعهده میگیرد.
درصورت بارورنگشتن به آن جسم زرد دوره ای ((Corpus luteum periodicum گفته میشود.
در صورت بارورگشتن به آن جسم زرد بارداری (Corpus luteum graviditatis) گفته میشود.
انحلال تدریجی آن تحت تحریک پروستاگلاندین میباشد که رنگ آن سفید میگردد.
درصورت بارورگشتن و پس از تشکیل نهایی جفت (Placenta)و طی دوره بارداری هورمون پروژسترون در جفت هم ساخته میشود.
جسم زرد شبه بارداری Corpus luteum pseudograviditatis چیست ؟





لقاح(Fertilization)

عمل ترکیب و ادغام هسته های اسپرم و تخمک و تشکیل نطفه یا زیگوت (Zygote) لقاح نامیده میشود(Impregnation , Conjugation) .
تحت ترشح هورمون پروژسترون دوره بارداری حمایت میشود و ابتدا دیواره رحم قبل از لانه گزینی و جایگزین شدن نطفه در رحم (Nidation & Implantation) تغذیه و پوشش حفاظتی نطفه را بعهده میگیرد.
عمل لقاح در لوله رحم انجام گشته و نطفه در دیواره رحم جایگزین میگردد که از این زمان تغذیه و حمایت جنین توسط جفت (Placenta) آغاز میگردد. زمان تشکیل جفت و کاشته شدن نطفه در رحم بین روز 11 تا 40 بعداز عمل لقاح میباشد و جفت کارآیی مطلق خود را همراه با تشکیل گردش خون جنینی بدست آورده است. دوره بارداری در گاو بین 270 تا 290 روز میباشد.

روند دوره فحل و کنترل آن

یکی از اساسی ترین و اقتصادی ترین تدابیر مدیریتی در دامداریهای مدرن شناسایی بموقع دوره فحل و در قبال آن تلقیح مصنوعی گاو در زمان مناسب است.
دو مشکل مهم در کنترل و نظارت دوره فحل شامل موارد ذیل میباشد :
الف: غفلت کردن در شناسایی و عدم دقیق کنترل توسط پرسنل دامداری
ب: اشتباه ، تعبیر و تفسیر نادرست در تشخیص فحل
نتیجه آن زمان نادرست تلقیح مصنوعی در دامداری میباشد.
پرسنل مجرب و کاردان دامداری میدانند که شناسایی دوره فحل بسته به چند علامت تغییررفتاری برونی دام نمیباشد بلکه علائم متعددی نیز در این امر وجود دارند که در ذیل سعی بر شناسایی آنها خواهد بود.
هرچه علائم تشخیص بیشتر بهمان میزان تشخیص بارزتر و سهل تر !!!!

مطمئن ترین علائم

• پرش بر روی دامهای گله (برخی مواقع روی انسانها)
• تحمل جفتگیری گاو فحل هنگام پرش گاوهای دیگر
• لیسیدن خود و گاوهای جانبی یا دست افراد (دست خود را پیش صورت گاو نگاه دارید)
• مالیدن گاو فحلی به گاوهای دیگر
• تورم فرج
• سرخ، آبکی و تربودن دیواره دهلیز مهبلی
• آویزان شدن مایع مخاطی و شفاف از دهانه مهبل
• در ابتدای دم گاو لکه های سفت و خونی دیده میشود.

بعضی از این علائم قابل تشخیص از دور نیز هستند ولی برای تشخیص دقیق میبایست از نزدیک کنترل گردند .

علائم دیگر (اطمینان کمتر)

• بی آرامی و کشیدن حلقه گردنی در اصطبل
• شیهه کشیدن
• کم اشتهایی
• کاهش شیردهی
• خم کردن ناگهانی کمر در اثر فشارآوردن روی کمر گاو

کنترل روزانه
نه تنها شناسایی علائم دوره فحل مهم برای تشخیص میباشند بلکه تدابیر مدیریتی و هدفدار و منحصر به هر دامداری نیز در امر تشخیص نقش بسزایی اجرا میکنند.
در برخی از دامداریها کنترل روزانه دام تلف شدن زمان تلقی میگردد ولی مشاهدات نشانگر آن است که کنترل روزانه حداقل دو بار بطور مرتب (صبح و عصر) نتایج مثبتی را دارد.
در دامداریهای مدرن تشخیص ندادن دوره فحل بعنوان یک زیان اقتصادی برای آن دامداری محسوب میگردد بنابراین کنترل دقیق و مرتب روزانه امری است استلزامی و اقتصادی.
از اقدامات مدیریت مدبرانه در دامداریهای مدرن موظف کردن یک شخص برای تشخیص دوره فحل است این شخص دامها و حرکات و رفتار آنها را میشناسد و اغلب تقویم فحل در کنار خود دارد و مشاهدات خود را نگارش میکند (نگارنده حافظه و ذهن خود را محافظت میکند). او میداند کدام گاو مشکوک به فحل است و آن را علامت گذاری میکند تا مجددا در طی روز حرکات و رفتار آن را تحت کنترل داشته باشد.
هدف اصلی در دامداریهای مدرن شناسایی بموقع فحل و تلقیح مصنوعی دام میباشد زیرا شناسایی صحیح فحل و موفقیت در اولین تلقیح مصنوعی از دیدگاه اقتصادی بسیار مفید میباشد. (باروری و بارداری مرتب و منظم دامها در دامداریهای مدرن آرزوی هر دامدار میباشد).
نويسنده دكتر نيكرو
ارسال شده به سايت پيشين انجمن
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

مختصري در مورد زايمان و مامايي

اغلب گاوها و تلیسه ها بتنهایی قادر به زایمان میباشند و امدادهای فردی بندرت مورد احتیاج میباشد. اغلب آسیبهای تحت زایمان از طریق مامایی شتابزده یا مامایی بدون دقت با کمبود بهداشت است. دو مورد اساسی در امر مامایی " بهداشت ، صبر " ضروری میباشد.
محل زایمان میبایست راحت و پاکیزه باشد و محل مساعد اتاقهای انفرادی پوشیده از کاه میباشد. بنابراین شستن محل و ضدعفونی کردن آن قبل از ورود گاوباردار به آن الزامی است.
زایمان را میتوان در سه بخش تقسیم کرد:

1- فاز آماده سازی زایمان
حدود سه هفته قبل از فارغ شدن شروع میشود و علامت بارز آن متورم و حجیم شدن (در اثر ازدیاد گردش خون در این قسمتها) مهبل ، فرج و پستان میباشد.

2- فاز باز شدن
بعداز فاز آماده سازی دردها و بی آرامی گاو شروع میشود که در طی 6 تا 16 ساعت کیسه آبکی جنین دیده میشود.

3- فاز فارغ شدن
این فاز با پاره شدن کیسه آبکی و خروج مایع کیسه و در نهایت خروج جنین همراه است.
بطور معمول و نرمال طول این فاز حدود 8 ساعت میباشد و در خاتمه گاو آرام و بدون درد است و تمام بخشهای کیسه جنینی و زائده های زایمان (Secundinae) دفع گشته است.
دوره نفاس (Puerperium) نیز دارای چندین مرحله است و در نهایت ترشح پروژسترون از جسم زرد خاتمه یافته و دوره بعدی فحل میتواند آغاز گردد.

در آخرین روزهای زایمان (فاز آماده سازی) پستان حجیم گشته، مهبل و فرج ترشحات آبکی و رباط لگن شل و نرم میباشد.
با ترکدین کیسه جنینی (فاز بازشدن) دردهای زایمان آغاز میگردند و بتدریج کانال زایمان گشوده میگردد زمان این مرحله 2 تا 3 ساعت و در تلیسه ها تا 4 ساعت به درازا میکشد. اغلب خطاهای زایمان در این مرحله اتفاق می افتد و خدمات مامایی شتابزده و بی صبرانه سبب آسیبهای تحت زایمان میگردند.
فاز فارغ شدن به آهستگی پیش میرود و تعجیل در آن ضرورتی ندارد و همراه هر دردزایمان پیشرفت آن نیز قابل رویت است.

زمان امداد های مامایی
معمولا حداقل دو ساعت بعداز ترکیدن کیسه جنینی و رویت جنین (سم گوساله) و عدم وجود اختلال زایمان میتوان امدادهای مامایی را آغاز کرد و قبل از اینکه زنجیر کشش جنین وصل گردد میبایست موقعیت قرارگرفتن جنین را کنترل کرد.
قبل از کنترل موقعیت جنین رعایت تمام اقدامات بهداشتی ضروری است و شخص کنترل کننده (دامپزشک) دست و بازوهای خود را بطور اساسی شسته و ضدعفونی میکند و درصورت امکان از دستکش نایلونی بهداشتی استفاده گردد (جهت پیشگیری فرد امدادگر از بروسلوز و زالمونلوز در صورت آلوده بودن گوساله).

وضعیت استقرار جنین در رحم
اغلب گوساله ها با پاهای جلو و سر در میان آن از کانال زایمان خارج میشوند. برخی مواقع موقعیت قرارگرفتن گوساله چنان است که ابتدا پاهای پشتی از کانال زایمان خارج میشوند در موارد دیگر قرار گرفتن گوساله احضار دامپزشک ضروری است.
در صورت امکان میبایست موقعیت قرارگرفتن گوساله چنان تصحیح گردد که پشت گوساله (کمر) به سمت پشت گاو قرارگیرد و از کشش یک پای گوساله یا فقط سر گوساله میبایست اجتناب ورزید. کشش هردو پای گوساله همزمان و یکنواخت و بدون ضربه میباشد و همیشه هنگام دردزایمان انجام میگیرد.

دلایل ناتوانی ایستادن گاو پس از زایمان
• آسیب دیدن گاو هنگام امدادهای مامایی نادرست و شتابزده و خشن مانند فشردگی و پرس (له شدن) اعصاب موضعی زایمان، شکستگی استخوان، دررفتگی مفصل و پارگی ماهیچه
• Paresis et Paralysis puerperalis
• (Hypocalcémie, Hypermagnesemie, Hypophosphatémie)
تمام زائده های پس از زایمانی (Secundinae) میبایست حداکثر 12 ساعت بعداز زایمان کلا از بدن خارج گردد در غیر اینصورت احضار دامپزشک لازم میباشد. ماندگار شدن این زائده ها میتوانند سبب التهابات آینده و ناباروری گردند.

نکات مهم جهت زایمان مساعد
• پرهیز از اقدامات امدادی زودرس
• احداث محل زایمان پاکیزه و بهداشتی
• برقراری آرامش در محل زایمان (ناآرامی ها سبب جلوگیری از درد زایمان (انقباضات دیواره رحم)، تاًخیر در زایمان، اختلال در دوره نفاس و تاًخیر در بازسازی رحم میگردند)
• لازم نبودن امداد مامایی وقتی زایمان در روال متعارف پیش میرود.
• لزوم امداد مامایی وقتی فقط یک پا رویت میگردد و تحت دردهای زایمان جنین پیش رانده نمیگردد.
• کشش جنین فقط در حالت خوابیده گاو و هنگام هر دردزایمان
• کشش جنین از طریق هر دو پا همزمان و یکنواخت و آرام

مراقبتهای پس از زایمان
مراقبتهای پس از زایمان در سه وهله زمانی تقسیم میگردند:

الف - مراقبتهای دوره نفاس (پس از زایمان) تا روز 10 پس از زایمان
ب – مراقبتهای دوره نفاس تا روز 30 پس از زایمان (دوره بازسازی رحم)
ث – مراقبتهای دوره نفاس تا حدود روز 42 پس از زایمان (بروز دوره فحل مجدد)

در طی این دوره امکان روند بیماری زای رحم، تخمدان و مهبل که باعث عدم باروری گاو میگردند وجود دارد که با تدابیر و مراقبتهای صحیح از روند آن جلوگیری میگردد.

مراقبتهای باروری
یکی از دلایل اختلال در باروری معاینه دیرموقع دامها (ابتدا پس از بروز علائم بیماری) پس از زایمان میباشد. تحت اقدامات دقیق و صحیح مدیریتی میتوان از بروز آن جلوگیری کرد.
در دامداریهای بزرگ تدوین یک برنامه مدیریتی جهت جمع آوری اهم اختلالات باروری لازم میباشد. اهمیت این برنامه در پیشگیری اختلالات میباشد.
نکات ذیل در این برنامه میبایست توجه گردند:
• تشکیل پرونده برای گاو شامل اطلاعات درباره روز تلقیح مصنوعی، روز زایمان، توان شیردهی، فاصله زمانی بین دو باروری، بیماریهای تشخیص داده شده و خدمات درمانی.

• معاینات کلینیکی مرتب و از قبل برنامه ریزی شده حداقل هر 10 روز. در این معاینات روند فیزیولوژیکی دوره نفاس نظارت میگردد.
• معاینه کلینیکی و آزمایشگاهی تخمدان. تحت تست هورمون پروژسترون میتوان دوره فحل بعدی را تشخیص و زمان تلقیح مصنوعی بعدی را محاسبه کرد.
• معاینات کلینیکی و آزمایشگاهی باروری دارای اطلاعات ارزنده ای هستند. 40 تا 50 روز (از هفته هفتم) بعداز تلقیح مصنوعی توسط معاینه رکتال باردار شدن دام معین میگردد. تست آزماشگاهی هورمون پروژسترون در روز 20 تا 22 بعداز تلقیح مصنوعی نشانگر احتمالی فحل خاموش خواهد شد. میزان بالای پروژسترون دلیل احتمالی بارداری است در عین حال این امر میتواند همچنین نشانگر تغییرات بیماری زای تخمدان باشد. میزان بسیار پایین پروژسترون نشانگر فحل خاموش است.
فحل خاموش چیست ؟

امداد در دوره نفاس (Puerperium)
• امداد رحم
در زایمان نرمال جهت تشخیص روند بازسازی رحم اولین کنترل 10روز پس از زایمان انجام میگردد. زایمانهای سخت میبایست حداقل هر 3 روز کنترل گردند. زخمهای هنگام زایمان سبب التهابات کانالهای زایمانی (التهاب لگن) میگردند که با درمان آنتی بیوتیک همراه هستند. شستشوی رحم جهت ضدعفونی کردن دیواره مخاطی رحم از اقدامات دیگر میباشد که میتوان با محلولهای یددار ضدعفونی کرد.

• درمان پروستاگلاندین
تاثیر پروستاگلاندین انحلال جسم زرد (Luteolyse) تحت کاهش گیرنده های هورمون LH برروی جسم زرد و انقباضات دیواره رحم(Uterus contraction) میباشد.
اگر جسم زرد هنوز فعال است میتوان با استفاده از پروستاگلاندین انحلال آن را تعجیل کرد (حدود سه هفته پس از زایمان).
در حال حاضر در التهاب دیواره مخاطی رحم نیز از پروستاگلاندین استفاده میگردد. کاربرد آن هیچ مشکل (ماندگاری) ندارد و میتوان در شستشوی رحم با محلول یددار پروستاگلاندین نیز به محلول افزود.

• درمان عمومی حمایتی
بعنوان درمان حمایتی در اختلالات دوره نفاس از داروهای تزریقی (وریدی) کلسیم نیز استفاده میگردد.
عمل آنها در حمایت دوباره سازی رحم، انسداد رگهای خونی در قبال نفوذ باکتریها، تحریک مکانیزم سیستم ایمنی ویژه و غیرویژه، تحریک متابولیسم و یا امداد در اجرای توازن متابولیسمی (کاربرد محلول داروی فسفر – ویتامین ب 12 هم تاثیرات مشابه دارد).
سیتم ایمنی ویژه و غیرویژه یا اکتسابی
(Specific immunity & nonspecific immunity) چیست ؟
در دامهای با شیردهی بالا پیشنهاد میگردد که آزمایش وجود استون در اوره و شیر مجددا انجام گردد تا ناتوازنی های متابولیکی در اسرع وقت مداوا گردد.
دكتر مرتضي نيكرو
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

Pyometra - Endometritis التهاب رحم

التهاب رحم (دیواره مخاطی رحم)
یکی دیگر از شایع ترین اختلالات در امر باروری دامها التهاب رحم یا دیواره مخاطی رحم میباشد که بنابر شدت آن در سه درجه تقسیم میگردد درجه یک، دو، سه.
درصورت تجمع مایع چرکین (تا 50 لیتر) در رحم به آن پیومترا (Pyometra = Endometritis) میگویند. (التهاب رحم درجه سه)
درجه یک و دو دارای ترشحات شفاف و آبکی میباشند که به آنها کاتار (Catar) میگویند و درجه سوم چرکین میباشد.
نوع التهاب درجه یک و دو اغلب بدون علائم برونی میباشد و این دامها گهگاه دارای سیکل جنسی مرتب بوده ولی بعداز تلقیح مصنوعی دام بارور نمیگردد و مجددا دوره فحل بعدی بروز میکند. بنابراین اگر دامها اغلب بعداز تلقیح مصنوعی بارور نگردند یکی از دلایل آن (علاوه بر اختلال در اعمال تخمدان و تاخیر در رهاشدن تخمک [ Ovulation ] ) میتواند التهاب رحم درجه یک و دو میباشد. تشخیص دقیق توسط دامپزشک با استفاده از اسپکولوم انجام میگیرد.

تشخیص التهاب رحم توسط اسپکولوم و نمونه برداری:

• التهاب رحم درجه یک معمولاً علائم آشکار برونی ندارد و همراه با ترشحات شفاف مهبل و آبکی بودن فرج و مهبل است. دامهای دیگر دامداری در مقایسه با این دامها بدون ترشحات و دستگاه تناسلی خشک میباشد.
• التهاب رحم درجه دو علاوه بر علائم درجه یک همراه با لکه های چرکین میباشد و بروز آن اغلب در دوره میان فحل میباشد.
• التهاب رحم درجه سه همراه با تجمع مایع چرکین در رحم میباشد. احتباس زائده های زایمان (جفت ماندگی & Retentio secundinarum) دلیل اصلی التهاب رحم درجه سه میباشد و وجود باکتری پیوژن (Actionomyces pyogenes) در کنترل آزمایشگاهی مشاهده میگردد.
• تشخیص آن در معاینه رکتال بنابر حجیم بودن رحم (تا 50 لیتر) انجام میگیرد. اغلب پیومترا بسته میباشد زیرا دهانه رحم به مهبل مسدود است اما در برخی موارد این دهانه باز شده و مایع چرکین از مهبل ترشح میگردد (پیومترای باز).

دلیل اغلب التهابات رحم وجود التهاب نهفته در بدن میباشد عاملین آن تحت نمونه برداری و کنترل آزمایشگاهی تشخیص داده میشود. این نمونه ها میبایست با رعایت اقدامات بهداشتی از دهانه عنق رحم برداشته شوند و درمان میبایست با تشخیص دادن عاملین و آنتی بیوگرام انجام گردد.
التهابات رحم میتوانند دلایل تغذیه ای داشته باشند در اینصورت نتیجه نمونه های برداشت شده منفی میباشد. تغذیه غنی با پتاسیم و و همزمان با کمبود سدیم (بخصوص در مزارع ذرت که همراه با وجود فراوان کود های شیمیایی هستند) دلیل اصلی آن میباشد.
در مواردی که تشخیص نهایی مشکل میباشد میتوان توسط میکروسکوپ نمونه بافت ملتهب را کنترل و عاملین التهاب را تشخیص داد (میکوپلاسما بسختی تشخیص داده میشود).

دلایل اصلی التهاب رحم:

• زایمان ناقص تحت التهاب
• زایمان زودرس
• تعدد جنین
• موقعیت نادرست جنین در رحم
• چرخش رحم (Torsio uteri)
• رعایت نکردن کافی بهداشت مامایی
• احتباس زائده های زایمانی (Retentio secundinarum)
• زخمهای دستگاه تناسلی
• تغذیه نادرست
درمان التهاب رحم :

درمان التهاب رحم موضعی و توسط آنتی بیوتیک و یا سولفون آمید و پروستاگلاندین همراه با شستشو با مایعات ضدعفونی کننده (توسط کاتدهای رحمی) میباشد.
درمان التهاب رحم درجه یک 10 دقیقه بعداز تلقیح مصنوعی و مجددا 24 تا 48 ساعت بعداز تلقیح مصنوعی میباشد. در التهابات رحم درجه دو و سه بهتر است درمان در دوره بعد فحل و یا دوره میان فحل انجام میگیرد.
در شستشوی رحم با مایع ضدعفونی کننده مدت دوره فحل کوتاه میگردد بطوری که اگر شستشو چهار روز بعداز فحل انجام گردد دوره سیکل بعدی احتمالا 10 تا 12 روز کوتاهتر میباشد. اگر شستشو در روز 14 تا 16 دوره سیکل جنسی (21 روز دوره نرمال سیکل جنسی) انجام گیرد سیکل بعدی حدود 2 تا 6 روز با تاخیر خواهد بود.
تشخیص علائم فحل در دامهای تحت درمان با دقت بیشتر انجام میگیرد. از علائم آشکار دوره فحل دامهای تحت درمان ترشح و وجود مایع مخاطی شفاف میباشد.
در درمان پیومترا بطور معمول بعلت وجود جسم زرد فعال روی تخمدان تلاش در غیرفعال کردن آن میباشد داروهای پروستاگلاندین اثر مساعدی در این امر دارند. بعداز کاربرد این داروها در عرض 3 تا 4 روز مایع چرکین از رحم تخلیه میگردد.
این روش در درمان التهابات درجه یک تا سه نیز مثبت است زیرا غیرفعال شدن جسم زرد سبب تحریک آغاز دوره فحل میگردد و درطی دوره فحل خودشویی دیواره مخاطی رحم تحت ترشحات زیاد موثرتر و مفیدتر بوده و در عین حال سیستم ایمنی بدن بیشتر فعال میباشد.
پیشگویی بهبودی التهابات رحم بسته به تشخیص دقیق عاملین میباشد. بهبودی التهاب رحم تحت باکتری پیوژن (Actionomyces pyogenes) مساعد نمیباشد و اغلب بعداز درمان تلقیح مصنوعی موفقیت آمیز نمیباشد. با وجود این درمان یک تا دوبار بموقع التهابات رحم باروری مجدد دامها را بسیار مساعد مینماید.

توجه به نکات ذیل در عدم ابتلا به التهاب رحم ضروری است:

• تغذیه و جیره غذایی صحیح دام (توجه به ترکیب املاح معدنی: فسفر، پتاسیم، سدیم، غنی از الیاف، وجود کاروتین کافی)
• توجه و کنترل روند دقیق و صحیح دوره نفاس
• خدمات مامایی صحیح و بهداشتی

نويسنده : دكتر نيكرو
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

سيستهاي تخمدان

سیستهای تخمدان :
سیستهای تخمدان به حبابچه مانندهای روی تخمدان که انباشته از مایع میباشد و تخمک در درون این حبابچه ها متلاشی گشته است میگویند. سیستهای تخمدان گاوها را بعنوان یک بیماری ارثی محیطی محسوب میکنند.
از دلایل عمده آن تغذیه اشتباه دام را میتوان نام برد (پروتئین بیش از حد ، کمبود املاح و ویتامینها بخصوص بتا کاروتین). استفاده ناآگاهانه و فراوان کودهای شیمیایی در مزارع، نگهداری طولانی مدت گاوها در اصطبل با تحرک کم و نور ناکافی و شرایط آب و هوایی نامساعد از دلایل دیگر میباشد. داروهای هورمونی (استروژن) نیز عامل سیست تخمدان میتوانند باشند.
سیستهای تخمدان بندرت در تلیسه ها دیده میشود و اغلب در گاوهای بین 5 تا 7 سال دیده میشود.
سیست تخمدان بنابه عمل خود نامگذاری میگردند:

• Follicle theca cyst
فولیکول گراف به جای رهاسازی تخمک تبدیل به سیست گشته و سبب ترشح دائم استروژن میباشد.
علت رفتار دائم فحلی نیز میباشد. (ovariomanie & estromanie )

• Follicle lutein cyst
فولیکول گراف به جای رهاسازی تخمک تبدیل به سیست میشود و در قبال آن باروری انجام نمیگردد. میزان پروژسترون بالا است.

• Corpus luteum cyst
رهاسازی تخمک از تخمدان انجام میگیرد. تاثیر پاتولوژیک ندارد و مانع از بروز فحل نمیباشد. میزان پروژسترون دائما بالا است.

سیستهای تخمدان دوره فحل را متوقف یا بروز فحل را مغتش میگردانند. گاوهای با سیست تخمدان یا اصلا وارد فحل نمیگردند و یا بروز فحل نامرتب میباشد.
طبق روند نرمال سیکل جنسی گاو ، تخمک درون فولیکول در عرض 6 تا 12 ساعت بعداز انتهای دوره فحل از تخمدان رها گشته و آماده به لقاح با اسپرم میباشد در حالیکه سیستها (حبابچه ها) بمدت هفته ها ی طولانی روی تخمدان قرار دارند و اغلب بتدریج بزرگتر میشوند. برخی مواقع این سیستها متشکل از یک حبابچه بزرگ یا چندین حبابچه کوچک هستند.
روند فحل در گاوهای با سیست تخمدان نامرتب و کوتاه مدت است (علائم فحل گاهی هر 3 تا 4 روز تکرار میگردد).
برخی از گاوها دائما فحل میباشند (Nymphomanie , estromanie , ovariomanie). برخی از گاوها رفتار و حالت نرینه (Androhmanie) دارند.
فرج گاوهای با سیست تخمدان کمی متورم و مرطوب است. با طولانی بودن وجود سیستها رباط لگن بتدریج سفتی خود را از دست میدهد و در پیرامون دستگاه تناسلی حفره ای ایجاد میگردد.

درمان سیستهای تخمدان:
هدف از درمان سیستهای تخمدان منحصراً بارور گشتن دام نیست بلکه علاوه بر بارورشدن ، بارداری و روند صحیح آبستنی و زایمان نیز میباشد.
کنترل سابقه سیست تخمدان در گاوها بدلایل ارثی بسیار مهم میباشد و این دامها از گله بدلایل اقتصادی جدامیگردند زیرا باوجود درمان هورمونی اغلب این دامها آبستن میگردند ولی آبستنی در اواخر دوره بارداری مختل و همراه سقط جنین میباشد.
همراه یا قبل از هورمون درمانی کنترل تغذیه دام و طرز نگهداری آن بسیار مهم است چه بسا که اغلب این سیستها دلیل تغذیه نادرست مانند جیره بندی نادرست و بیش از حد بودن کاروتین میباشد.
درمان دارویی و هورمونی سیست تخمدان ابتدا پس از تشخیص دقیق اجرا میگردد. اغلب سیستهای تخمدان حدود شش هفته پس از زایمان وقوع مییابند بنابراین جهت پیشگیری کنترل کلینیکی گاوها ضروری میباشد.
مکانیزم تاثیر داروهای هورمونی بطور کامل مشخص نیست و مورد استعمال (Indication) بدون تردید این داروها توسط دامپزشک ضروری است:

الف- هورمونهای گنادوتروپ (گنادوتروپ هیپوفیزی : FSH , LH و گنادوتروپ غیرهیپوفیزی مثل HCG , PMSG )

ب- پروژسترون و مشتقات پروژسترون: مانع از دوره فحل زودرس میباشد.

امید بهبودی دامهای مبتلا به سیست تخمدان که همزمان بیماریهای دستگاه تناسلی دیگر نیز دارند مطلوب نیست و بطور کل درمان هورمونی نمیبایست بیش از سه بار تکرار گردد.

اقدامات و تدابیر پیشگیرانه در مبارزه با سیستهای تخمدان:

• اجتناب از تغذیه بیش ازحد بدلیل زودرسی دامهای تلیسه به سن باروری
• جیره بندی صحیح غذایی و اجتناب از تغذیه پروتئین دار بیش ازحد
• جداسازی دامهای دارای سابقه ژنتیکی نامطلوب از دامداری
• معاینه کلینیکی دامپزشکی (معاینه رکتال و کنترل تخمدان) شش هفته قبل از زایمان بخصوص روی دامهای با توانایی شیردهی زیاد و دامهایی که از قبل سیست تخمدان داشته اند

نويسنده : دكتر نيكرو
انتقال داده شده از سايت پيشين انجمن
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

مرگ جنين و آبورت

 مرگ جنینی:

معمولا عمل لقاح و ادغام تخمک با اسپرم در لوله رحم انجام میگیرد و حدود سه هفته پس از لقاح عمل جایگزینی و کاشته شدن (Implantation , Nidation) جنین در دیواره رحم و تشکیل جفت (Placenta) با کلیه لایه ها و متعلقات تغذیه ای ، حفاظتی و تبادل گاز بین مادر و جنین به انجام میرسد (سه هفته اول باروری اهمیت فراوان برای ادامه حیات جنین دارد زیرا جنین در دیواره رحم جایگزین و کاشته نشده است).
تا هفته هفتم و حدود 50 روز پس از لقاح هرگونه مرگ و از بین رفتن محصول باروری را مرگ جنین میگویند. اغلب مرگهای جنینی در اواخر هفته اول و هفته سوم (مدت زمانی که جنین در دیواره رحم جایگزین و کاشته نگشته است) پس از لقاح رخ میدهد.

دلایل اصلی مرگ جنینی:

• اختلالات ارثی و ژنتیکی

همانند انسانها بنابر اختلالات ژنتیکی نقص جنین و مرگ جنین قابل وقوع میباشد. دلایل آن بسته به غیرعادی بودن کروموزومهای مادری و یا پدری میباشد.
تلقیح مصنوعی دیر و باتاخیر دلیل لقاح اسپرم با تخمک ناشاداب و فرسوده میباشد که اغلب با مرگ جنین همراه است (اهمیت کنترل و نظارت دقیق فحل و زمان مناسب تلقیح مصنوعی).

• تولیدمثل در میان هم نژادها و هم منسب ها (Inbreeding)

جنین های اینگونه دامها اقبال کمی به حیات دارند و نیز دیواره رحم اینگونه دامها قابلیت نگهداری مساعد این جنین ها را ندارند.

• التهابات لوله رحم و رحم

از وظایف لوله رحم حمل تخمک رهاگشته تا رحم و تغذیه آن تا جایگزینی نهایی جنین میباشد.
التهابات لوله رحم بدلیل اختلالات هورمونی باعث کاهش حمایت تغذیه ای و ترانسپورتی جنین در راه لانه گزینی و کاشته شدن جنین میگردد.
التهابات رحم بدلیل وجود میکروبهای ویژه نیز خطری برای نگهداری و جایگزینی جنین در دیواره رحم میباشد.
(مانند Campylobacter fetus , Trichomonas fetus :
IPV – Virus: Infectious pustular vulvovaginitis)

• زایمان دشوار

هر زایمان میبایست دقیقاً کنترل و درصورت لزوم درمان گردد.
در اغلب گاوهای تحت زایمان دشوار عمل بازسازی بافت رحم (دو ماه پس از زایمان) به حد کافی انجام نمیگردد و این سبب مرگ جنین در باروری آینده میشود. این امر بخصوص در گاوهایی که در زمان کمتر از دوماه پس از زایمان تحت تلقیح مصنوعی یا جفتگیری طبیعی قرارمیگیرند مشاهده میگردد.
تلقیح مصنوعی گاوهای تحت زایمان دشوار یا زایمان تحت سزارین برای باروری بعدی بهتر است که سه ماه بعداز زایمان انجام گردد.

اقدامات پیشگیری کننده:

• اجتناب از تولیدمثل هم منسب ها
• اولین تلقیح مصنوعی در شرایط ایده آل حداقل 50 روز پس از زایمان و 90 روز پس از زایمانهای دشوار یا تحت سزارین
• زمان مناسب تلقیح مصنوعی تحت کنترل دقیق دوره فحل
• شرایط محیطی و آب و هوایی مناسب (گرما و رطوبت)

2- آبورت (Abortus)

به زایمان قبل از زمان عادی که نوزاد نارس و قادر به حیات نیست آبورت اطلاق میگردد.
دلایل عمده آبورت آلودگی عفونی یا غیرعفونی میباشد. عاملین عفونت باکتری، ویروس، قارچ و تک سلولیها (Protozoa) میباشند. روند این عفونتها همه گیرانه (بصورت اپیدمی) و پراکنده میباشد.
پس از بروز آبورت اولین سئوال یافتن دلیل آن میباشد و در اسرع وقت دامپزشک مطلع میگردد. قبل از رسیدن دامپزشک جنین مرده و متعلقات کیسه جنینی حتی الامکان محفوظ و خنک نگهداری میگردد زیرا در بررسی آنها مبتوان اغلب پی به دلیل آبورت برد.
تشخیص دقیق آبورت و آلودگی عفونی وغیرعفونی آن برای دامداریها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا مشکل آبورت اغلب همه گیر است. اگر پس از معاینات کلینیکی در محل دامداری علت دقیق آلودگی عفونی مشخص نگردید میبایست جنین مرده به انستیتوهای کنترل پاتولوژیک ارسال گردد تا علت آبورت توسط این انستیتوها تحت آنالیزهای آزمایشگاهی و میکروسکوپی مشخص گردد. اگر توسط انستیتوها نتایج کنترل و دلیل آلودگی عفونی منفی باشد میبایست دلایل آبورت را در اقدامات مدیریتی دامداری جستجو کرد.
تشخیص علت آبورن بخصوص بدلیل آلودگی غیرعفونی بسیار مشکل میباشد و اغلب بستگی به دلایل درونی و جسمانی دام (Habitus) دارد.






A: عاملین آلودگی های عفونی

الف : عفونت باکتریایی

• بروسلا (Brucella abortus)
این عفونت ابتدا مشکلات عمده ای در دامداریها ایجاد میکرد و روند آن همه گیر و دامهای یک دامداری را واگیر میکرد. دلیل اساسی آن خرید دامهای آلوده (بدون پیش کنترل) و خرید آذوقه دام آلوده بود ولی امروزه با اقدامات پیشگیری کننده و کنترل دقیق دامها از بروز آن جلوگیری گردیده است. بروز اغلب آبورتها از ششمین ماه بارداری میباشد.

• لیستریا (Listeria monocytogenes)
آذوقه فاسد قابلیت مساعدی در جذب باکتری بسیار مقاوم لیستریا دارد. این باکتریها درصورت مصرف توسط دامهایی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند میتوانند در مسیر گوارشی ارگانهای دیگر را مانند رحم مبتلا گردانند.
نتیجه زایمان این گاوها گوساله های ضعیف، زایمان زودرس و یا آبورت بین ماه 4 تا 7 بارداری میباشد.

• لپتوسپیر (Leptospira)
این باکتری اغلب ازطریق ادرار جوندگان در مزارع ، آلودگی آذوقه و آب آشامیدنی وارد چرخه غذایی دامها میگردد. مصرف آب آشامیدنی و آذوقه آلوده میتواند دامهای باردار (حداقل از شش ماهگی بارداری) را ابتلا کرده و سبب آبورت گردد. (اهمیت نگهداری آذوقه دام و اجرای تدابیر بهداشتی آن).
• سالمونلا (Salmonella)
برخلاف دیگر باکتریها آلودگی عفونی با این باکتریها همراه با تب و اسهال آبکی و گاهی با لکه های خونی میباشد. دامهای شش ماهه تا هشت ماهه اغلب در معرض آبورت هستند.

• کامپیلوباکتر (Campylobacter fetus)
این عفونت ازطریق گاونر در جفتگیری یا تلقیح مصنوعی با اسپرم آلوده میباشد.
در صورت ابتلا اغلب با مرگ جنینی (بین هفته 4 تا 5 پس از تلقیح) همراه میباشد و این دامها اغلب نشانگر سیکل جنسی نامرتب و تکرار فحل پس از 4 تا 5 هفته پس از تلقیح مصنوعی هستند. در برخی موارد نیز آبورت بین چهارماهگی تا شش ماهگی مشاهده میشود.

• آکتینومیسین پیوژن (Actionomyces pyogenes)
منشا عفونت از التهاب عفونی پستان گاوشیرده میباشد و طی آن دستگاه تناسلی و رحم مبتلا گردیده است. انتظار آبورت از شش ماهگی میباشد.

• کلامیدیا (Chlamydia)
انتقال این باکتریها بیشتر ازطریق کنه و شپش میباشد. این باکتریها سبب التهاب ریه و التهاب مفصل میگردد که همراه با اسهال میباشد. در برخی از دامها بخصوص با سیستم ایمنی ضعیف میتواند دام باردار (از سه ماهگی) همراه با آبورت باشد.

علاوه بر این باکتریها میتوانند باکتریهای ذیل هم سبب آبورت در دامهای باردار باشند:
میکوپلاسما، ریکتزیا (Rickettsia) ، استرپتوکوکها، استافیلوکوکها، هموفیلوس و توبرکولا (Tubercula).

ب: عفونت ویروسی

• (IBR Infectious bovin rhinotracheitis)
این عفونت ویروسی که روند اپیدمیکی (همه گیرانه) دارد دامهایی را شامل میگردد که بیش از 5 ماه آبستن هستند و اغلب بعداز عفونت سه تا چندین هفته طول میکشد که جنین آبورت میگردد.
گاهی علائم ابتلا در دام آبستن دیده نمیشود و جنین ازبین رفته از بدن دفع نمیگردد در این حالت به آن جنین مومیایی میگویند که یا بطور ناگهانی و یا تحت داروهای هورمونی دفع میگردد.

• (BVD-MD Bovin virus diarrhoe – mucosal disease)
گاوهای آبستنی که به این ویروس مبتلا میگردند ویروس را در زمانهای مختلف جنینی به آن انتقال میدهند که نتیجه آن مرگ جنینی، جنین مومیایی، آبورت و نقص نوزاد میباشد.مدت زمان ابتلا و نتایج آن از 10 روز تا سه ماه میباشد.
در مواردی گوساله های آلوده به این ویروس زایمان میگردند که در بدن آنها آنتی کر در مقابل این ویروس وجود ندارد.
این گوساله ها معمولا پس از چند روز از زایمان از بین میروند یا رشد ناکافی دارند و یا این گوساله ها هیچ علائم کلینیکی ندارند و در تمام زندگی خود حامل نهفته این ویروس میباشند.

پ : تک سلولیها (Protozoa)

تریکوموناس (Trichomonas)
در سه ماهه اول آبستنی ابتلا به این عفونت سبب آبورت با روند همه گیرانه میباشد. اغلب جنین تحت تولید چرک در رحم متلاشی میگردد و نتیجه آن التهاب شدید چرکین رحم میباشد.

ت : قارجها و کپک ها

دلیل اصلی آذوقه آلوده به قارچها و کپکها میباشد. قارچها و کپکها قادر به رسیدن از طریق رگهای خونی به جفت میباشند و لایه های کیسه جنینی و جنین را متلاشی میگردانند.






B: آلودگی های غیرعفونی

آلودگیهای غیرعفونی دلایل درونی و برونی دارند که اغلب این دلایل باهم سبب آبورت در گاوهای باردار میگردد.

الف : دلایل درونی
دلایل توارثی و ژنتیکی و نامتوازن بودن ترشحات هورمونی یا درمانهای هورمونی که در سیستهای تخمدان اجرا میگردد عمده ترین دلایل درونی میباشند.

ب : دلایل برونی
دلایل برونی بیشتر روش نگهداری و تغذیه دام میباشد که عامل اصلی ایجاد استرس دامها میباشد. ضربه های نابجا، سرو صدای ناهنجار، واکنشهای آلرژیکی دارویی یا واکسن و آلودگیهای آذوقه ای دام از دلایل عمده آبورت در گاوهای باردار میباشد.

رعایت اقدامات و تدابیر دقیق مدیریتی تغذیه ای، نگهداری، بهداشتی و حمایتی گاوهای باردار ضروری میباشد
دكتر نيكرو
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

التهاب پستان

مختصری از روند فیزیولوژیکی شیرسازی همراه تصویر در صفحه اصلی سایت (دانلود کتابهای الکترونیکی ) زیر موضوع بررسی بافت پستان و پدیده لاکتوژنز در گاوهای شیری !
با سپاسگزاری از مدیریت سایت

1) التهاب پستان چیست ؟ ( Mastitis )

بطور عمومی در علم آسیب شناسی تعریف التهاب چنین است :
به مجموعه واکنشهای دفاعی و حفاظتی بدن که در مقابله با عاملین التهاب ( کل وقایع و فعل و انفعالات بافت همبند رگهای خونی و سلولهای محل وقوع التهاب ) بروز میکند التهاب اطلاق میگردد.

نقش اساسی را در بروز التهاب سیستم ایمنی بدن ( Immunsystem ) و آرام شدن گردش خون در محل التهاب ( Haemostase ) اجرا میکنند.
اختلال گردش خون همراه با کاهش گردش خون سرخرگی و جلوگیری از گردش خون سیاهرگی میگردد. این اختلال سبب کاهش تامین بافت محل التهاب از اکسیژن، مواد غذایی و هورمونها و ویتامینها میگردد. علت کاهش گردش خون سیاهرگی در قبال تجمع مواد زاید و سموم عاملین التهاب میباشد که در نهایت باعث آسیب بافت محل التهاب میگردد .
یکی دیگر از عواقب التهاب ازدیاد پلاسمای خون و محتوای سلولی سلولهای خونی در محل التهاب میباشد که باعث تورم بافت مبتلا میگردد ( Oedem ).

علائم بارز و کلاسیک التهاب چنین است ( Kardinalsymptom ) :

سرخی ( Rubor )، گرمی( Calor ) و تورم ( Tumor ) محل التهاب میباشد که در نهایت احساس درد( Dolor ) است که علت آن تاثیرات مکانیکی مثل فشار و تاثیرات شیمیایی مثل اسیدیته شدن محل التهاب میباشد.
بافت محل التهاب سفت ، سخت و دانه دانه میشود زیرا بافت آسیب دیده ( توسط گلوبولهای سفید و عمل بیگانه خواری آنها تجزیه میگردد ) از طریق تشکیل یک دیواره کپسولی از بافت آسیب ندیده تفکیک میگردد.

تشخیص ، روند و علائم التهاب وابسته بشدت التهاب، مدت آن و حالت دفاعی ارگانیسم در برابر عاملین است.
ابتلا به التهاب پستان تحت تاثیر عوامل گوناگون و فاکتورهای متعدد است بنابراین التهاب پستان دامهای شیرده یک بیماری چندفاکتوری محسوب میگردد.

دلیل بدون واسطه ایجاد التهاب معمولاً ورود میکروارگانیسمها از مجرای نوک پستان و تکثیر آنها در بافت غدد پستان میباشد. از دو طریق ورود میکروارگانیسمها به مجاری شیر ممکن است.

الف : مستقیم
مثل شیر آلوده به میکروارگانیسمها در نتیجه عدم استفاده دقیق و بهداشتی دستگاههای شیردوشی. بنابراین بهداشت و استریلیزه کردن دقیق این دستگاهها بعد از استفاده الزامی است.

ب : غیرمستقیم
رشد میکروارگانیسمها در طی دوره خشکی.
مهمترین منبع ذخیره این میکروارگانیسمها پستانهای مبتلا هستند. انتقال عاملین توسط دست افراد ، دستمالهای تمیزکننده غیراستریلیزه شده و دستگاههای شیردوشی که بعد از شیردوشی بطور دقیق و صحیح ضدعفونی نشده اند میباشد.

2) تشخیص و روند التهاب پستان

A ) التهاب بالینی ( Mastitis clinical )

تشخیص بالینی التهاب بوضوح قابل رویت است. علائم آن میتواند از کاهش شیردهی تا تغییر کیفیت شیر و حتی اختلال کامل شیردهی و اختلال وضع عمومی دام باشد.
روند آن تحت حاد، حاد و مزمن میباشد :

• تحت حاد ( Subacut )
روند تحت حاد فقط با تغییرات کیفی شیر همراه است ( غلظت شیر متغیر و دانه دانه است ) و مقدار شیردهی کاهش یافته و تست سلولهای شیر نشانگر ازدیاد سلولها است.

• حاد ( acut )
علائم التهاب بوضوح دیده میشوند. علائم کلاسیک التهاب یعنی تورم، سفتی و سختی، سرخی و احساس درد قابل تشخیص است و مقدار شیردهی یا بحد بسیار زیاد و یا بطور کلی مختل میگردد و شیردوشی مشکل یا ممکن نیست. غلظت شیر تغییر یافته و رنگ شیر در اثر وجود مواد زاید دگرگون میشود (قهوه ای، قرمز خونی، زرد ).
وضع عمومی دام خوب نیست و با تب، ناتوانی در بلند شدن و اختلالات گوارشی میتواند همراه باشد. اغلب روند التهاب حاد به روند مزمن تبدیل میگردد.
در درمان التهاب بالینی حاد میبایست دو مورد در نظر گرفته شود :

الف - انتخاب دارو و آنتی بیوتیک از طریق آنتی بیوگرام انجام گیرد.

ب - درمان بلافاصله شروع و تا اعلام نتیجه آزمایشگاه از آنتی بیوتیک قوی با دوز بالا و بصورت موضعی استفاده گردد.

• مزمن ( chronic )
در این التهاب وضع عمومی دام بدون اختلال است و شیر تغییرات بارزی ندارد و اغلب غلظت و رنگ شیر تغییرات فراوانی ندارد و در شیر دانه ها و گره مانند هایی دیده میشود. تست سولهای شیر همیشه حاکی از ازدیاد سلولها است و توانایی شیردهی گاو مساعد نیست.




B ) التهاب تحت بالینی ( Mastitis subclinical )

علائم تشخیص التهاب تحت بالینی غیر قابل رویت و فقط از طریق تست سلولهای شیر و آزمایش میکروبیولوژیکی شیر انجام میگیرد.
اغلب التهاب پستان گاوهای شیرده از این نوع است. شیر از لحاظ کیفی مطلوب نمیباشد و مراکز تولید فرآورده های لبنیاتی نمیتوانند محصولات لبنیاتی با کیفیت بالا ارائه دهند و دچار زیانهای کلان اقتصادی میشوند.

• التهاب تحت بالینی بدون دخالت میکروارگانیسمها (aseptic Mastitis )

یک فرم دیگر از التهاب تحت بالینی بدون دخالت میکروارگانیسم ها است ( aseptic Mastitis ). عاملین این التهاب میکروارگانیسم ها نیستند بلکه اثرات زیان بخش و آسیب رسان محیط سبب بروز این التهاب میباشد ( سرما و گرمای نامساعد ، جراحات و زخمهای بافت پستان در اثر نگهداری نادرست دام و غیره ). تشخیص آن از طریق تست سلولهای شیر و نتیجه منفی میکروبیولوژیکی آزمایشگاه میباشد. درمان آن مساعد کردن شرایط محیطی است.

3) عاملین التهاب پستان
مهمترین عاملین التهاب پستان
- استرپتوکوکها
- استافیلوکوکها
- کولی باکتری
- آکتینومیسین پیوژن
- قارچ

1) استرپتوکوکها
streptococcus agalactiae
دلیل اغلب التهاب پستان این باکتری است که تشخیص آن تحت بالینی و روند آن حاد و مزمن است.
شرایط مساعد زندگی و تکثیر این باکتری در بافت پستان است و توانایی رشد و تکثیر آن در خارج از این محیط کم است بنابراین پستان مبتلا بهترین منبع ذخیره این عاملین میباشد. انتقال آن به دامهای در گله توسط دست افراد ( رعایت نکردن تدابیر بهداشتی ) ، دستمالهای تمیزکننده نوک پستان و دستگاههای شیردوش انجام میگیرد. در دامداریهای مدرن که شرایط بهداشتی مطلقاً اجرا میگردد انتقال این عاملین اکثراً از طریق خرید دامهای نو و کنترل ناکافی آنها میتواند صورت گیرد.

streptococcus dyslactiae
یکی از علتهای اصلی التهاب پستان میباشد و تشخیص آن تحت بالینی و روند آن مزمن و حاد است. این باکتری میتواند در دهان و دیگر ارگانهای دام رشد و تکثیر کند و انتقال آن توسط مکیدن گوساله ها از نوک پستان انجام میگیرد.

streptococcus uberis
یکی از علتهای اصلی التهاب پستان میباشد و تشخیص آن تحت بالینی و روند آن مزمن و حاد است.
این باکتری در اطراف دام نیز قابل رشد و تکثیر است و شدت التهاب در مقایسه با دو مورد بالا خفیف و ضعیف است و شرایط ابتلا اغلب در دامهای دوره خشکی مساعد است.

2) استافیلوکوکها
staphylococcus aureus
یکی از علتهای اصلی التهاب پستان میباشد و تشخیص آن اکثرا تحت بالینی و روند آن مزمن است.
این باکتری هم در محیط اطراف دام و هم در پوست دام وجود دارد و یکی از شایعترین منابع ذخیره برای ابتلا به التهاب پستان محسوب میگردد. بعد از استرپتوکوکها استافیلوکوکها متداولترین دلیل ابتلا دام به التهاب پستان میباشد. برخلاف استرپتوکوکها این باکتری قابلیت نفوذ در لایه های درونی غشای مخاطی بافت پستان را دارد و در آنجا میتواند با ایجاد کپسولهای حفاظتی مقاومت خود را افزایش دهد و تاثیر آنتی بیوتیک را مشکل سازد.

3) Echerichia coli
این باکتری هم در اطراف دام و هم در خود دام بخصوص دستگاه گوارشی یافت میشود. دستگاههای شیردوشی غیربهداشتی متداولترین جایگاه این باکتری هستند.
التهاب پستان کولی باکتری اغلب کمی بعد از زایمان و یا تحت تغییر ناگهانی تغذیه دام ( برای مثال از تغذیه علوفه خشک به علوفه مرطوب مثل یونجه ) و تغییرات ناگهانی آب و هوا بروز میکند و بطور عمومی تمام دامهای گله را مبتلا نمیگرداند. در اکثر موارد یکی از بخشهای پستان مبتلا میگردد. غلظت شیر رقیق و رنگ آن بعضی مواقع قرمز خونی است.
Clebsiela و enterobacterفرمهای دیگر این باکتری هستند که بندرت دلیل التهاب پستان میباشند.
روند بیماری اغلب حاد و همراه با تب و اختلالات وضعیت عمومی دام میباشد.

4) actinomyces pyogenes
مشخصه بارز این باکتری از میان بردن بافت مبتلا با ایجاد دمل و چرکین شدن محل التهاب است. این باکتری اغلب بافت صدمه دیده را ( جراحات و زخمهای پستان ) مبتلا میکند همچنین پارگیهای نوک پستان محیط را برای این باکتری مناسب میسازد.
این التهاب را التهاب تابستان یا التهاب چراگاه نیز مینامند. بروز آن بیشتر در دامداریهای شمال آلمان و در فصل تابستان مشاهده میشود. در جنوب آلمان و اتریش و سوئیس نیز این نوع التهاب مشاهده میشود ولی روند آن بر خلاف شمال آلمان همه گیر نمیباشد. ابتلا به این التهاب ارتباط به جراحات و زخمهای نوک پستان و پستان نیز دارد.
عامل این التهاب باکتری آکتینومیس پیوژن است ولی اغلب در کنترل میکروبیولوژیکی شیر وجود دیگر باکتریها مثل استافیلوکوکها ، استرپتوکوکها ، کولی باکتری و غیره نیز مشاهده میشود. همچنین وجود این باکتری در عفونتهای چرکی رحم ، سم ، مفاصل ، شش و زخمهای پوستی و غیره و یا در دامهای کاملا سالم در دهان ، رحم و اسپرم گاو نر مشاهده میشود. مهمترین منبع انتقال عفونت دامهای مبتلا هستند و ناقلین این باکتریها در درجه اول مگسها و حشرات هستند. تجمع این مگسها در بافت صدمه دیده مهمترین عامل پخش و انتقال این باکتریها به دامهای دیگر است. در درجه بعدی دستمالهای ضدعفونی کننده شیردوشی و دست افراد با رعایت نکردن اقدامات بهداشتی ناقلین این باکتریها هستند.
بروز این التهاب در دامهای دارای جراحات بوفور مشاهده میگردد ولی بروز آن در دامهای سالم و بدون جراحات کاملاً مشخص نگردیده است.
از علائم بارز این التهاب عفونت چرکی با گرایش به ایجاد آبسه میباشد و روند آن میتواند حاد و مزمن باشد.
روند حاد در عرض چند ساعت بروز میکند و همراه با تورم شدید پستان ، سفت و سخت بودن پستان ، دردناک بودن ، سرخرنگ شدن و افزایش حرارت بافت پستان است. شیر در ابتدا رقیق و کدر میباشد ولی بعدا سبزچرکی تا قهوه ای تیره و غلیظ و بدبو میشود. اغلب وضعیت عمومی دام نیز مختل میگردد.
در روند مزمن علائم آشکار مشاهده نمیگردند و آبسه های پدید آمده توسط کپسولهایی که در بافت همبند محل التهاب ساخته میشوند از هم جدا گشته اند. آبسه ها را با دست میتوان لمس کرد و پی بوجود آنها برد. روند مزمن اغلب در دامهای جوان ایجاد میگردد و تشخیص داده نمیشود. تشخیص التهاب ابتدا در هنگام شیردهی این دامها داده میشود.

5) قارچ ها
قارچهای ذیل در ابتلای التهاب پستان مشاهده گردیده اند :

Candida ، cryptococcus ، torulopsis ،pichia ، aspergilla

دلیل مهم ابتلا به التهاب پستان از طریق قارچها تزریق ناآگاهانه و غیربهداشتی آنتی بیوتیک درون کانال نوک پستان میباشد. منبع انتقال بیماری ضدعفونی نبودن دستمالهای تمیزکننده شیردوشی و دستگاههای شیردوشی و تمیز نبودن محل میباشد.
روند بیماری اغلب حاد و همراه با تب و اختلال وضعیت عمومی دام است . اغلب بخشی از پستان مبتلا میشود و خودبهبودی ممکن است.

در نهایت میبایست قید شود در اینجا متداولترین عاملین التهاب پستان مورد بحث قرار گرفته است و بدیهی است که عاملین دیگر هم میتوانند التهاب پستان را ایجاد کنند. این عاملین وابسته به شرایط اقلیمی هر منطقه میباشد.

در اینجا نام چند عامل دیگر فقط قید میشود که در بروز التهاب پستان بندرت نقشی دارند:

Pseudomonas aeruginosa, mycoplasma bovis, chlamydia, clostrdia, leptospira, aerobacter, bacillus cereus, nocardia
دكتر نيكرو - انتقال داده شده از سايت پيشين انجمن
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

مسائلي در مورد تلقيح مصنوعي:

چه موقع تلقيح نماييم ؟
زمان مناسب تلقيح گاو بسته به اين است كه اولين ايستا فحلي چه زمان اتفاق افتاده باشد براي دستيابي به بهترين نرخ آبستني بايد گاوها و تليسه ها را از بين ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولين ايستا فحلي تلقيح نمود يعني گاوهائي كه اولين ايستا فحلي آنها در صبح اتفاق افتاده باشد بايد در اواخر بعداز ظهر تلقيح نمود و گاوهائيكه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقيح شوند اين روش قانون صبح _بعد از ظهر ميگويند . زمان مناسب تلقيح باعث ميشود تا تعدادي بيشتري اسپرم سالم به تخمكها رسيده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقيح زود هنگام گاو ها باعث ميشود بسياري از اسپرمها قبل از تخمك اندازي نابود شوند ٬از سوي ديگر تلقيح دير هنگام باعث پير شدن تخمك شده و قبل از رسيدن اسپرمها فعاليت تخمك از بين ميرود . در صورتيكه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبي رعايت شود درصدآبستني افزايش مي يابد .
در پايان لازم به ذكر است حفظ يك برنامه فحل يابي موفق باعث تولد گوساله هاي بيشتر و توليد شير زيادتر در گله ميشود و اين بدان مفهوم است كه سود و بهره وري بيشتري در انتظار گاودار است .

تشخيص فحلي و زمان مناسب تلقيح :

انجام يك زايش 12 ماهه به تشخيص فحلي مناسب و زمان دقيق تلقيح بستگي دارد در واقع مي توان گفت تشخيص فحلي گله شما يكي از مهم ترين عوامل توليد مثلي گاوداري است توصيه ميشود كه حتماً شخصي مسئول فحل يابي در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص بايد فرد ديگري وظيفه فحل يابي را به عهده بگيرد . هر چه زمان براي آموزش فحل يابي به كارگران صرف كنيددر صد موفقيت فحل يابي و نهايتا توليد مثل افزايش مي يابد .نخستين گام در يك برنامه تشخيص فحلي موفق شماره زني و واضح گاوها مي باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخيص داد .
چه موقع فحل يابي كنيم ؟
بطور كلي متوسط زمان فحلي گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نيز 8 ساعت فحلي نشان ميدهند بنابراين اگر شما گاوها را روزانه يك بار مورد مشاهده قرار دهيد حدود 50%گاوهاي فحل را تشخيص ميدهيد در حاليكه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زماني يازده الي سيزده ساعت اين عدد را به 80%ميرساند از سوي ديگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الي 30 دقيقه باعث ميشود كه 95%گاوهاي فحل را تشخيص داده شوند . عواملي همچون بيماري ٬آب و هوا وشرايط بستر بر طول فحلي اثر ميگذارند . گاوها در آب و هواي بسيار گرم و شرجي يا بسيار سرد مدت زمان كوتاهتري نشان ميدهند . بهترين زمان مشاهده گاوهاي فحل صبح زود قبل از شير دوشي و خوراك دهي ٬اوايل بعد از ظهر و اواخر غروب است .
اين زمانها مناسب ترين اوقاتي هستند كه ميتوان فحلي را ديد . به طور كلي گاوهايي كه ايستاده و اجازه ميدهند گاوهاي ديگر روي آنها بپرند فحل مي باشند ايستا فحلي اولين علامت فحل يابي است و تخمك اندازي 25 الي 30 ساعت پس از اولين پرش گاوها بر روي گاو فحل اتفاق ميافتد .ديگر علائم فحلي كه قبل از ايستا فحلي به چشم مي آيد .تلاش گاو فحل براي پريدن بر روي ديگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفي بدن گاوهاي ديگر ٬ادرار كردن زياد ٬خارج شدن موكوس از دستگاه تناسلي و قرمز شدن فرج گاو است ٬تيز شدن گوشها ٬كثيف شدن پهلو و كپل گاو آزرده شدن ابتداي دم گاو و نيز از ديگر علامتها براي تشخيص فحلي است . يك تا سه روز پس از ايستا فحلي گاو خونريزي اندكي ٬در ناحيه فرج گاو ديده ميشود كه نشان دهنده آنست كه گاو فحل بوده است و اين خونريزي هيچ ارتباطي با تخمك اندازي و آبستني يا عدم آبستني گاو ندارد . اصولا گاوهائيكه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونريزي فوق دوباره فحل ميشوند .
اهميت اولين فحلي گاو :
فحل يابي صحيح ٬ كليد موفقيت توليد مثل گله و ايستا فحلي بهترين نشانه براي تشخيص فحلي مي باشد . مشاهده اولين فحلي گاوها در حدود روز چهلم پس از زايمان يكي از شاخصهاي مهم توليد مثلي گاوداري است كه براي برنامه ريزي مرتب بايد به آن دست پيدا كرد . البته گاوهايي كه داراي چرخه هاي فحلي نا منظم بوده و يا تليسه هايي كه دچار سوء تغذيه بوده اند ٬ممكن است اولين فحلي خود را دير تر از شرايط طبيعي بروز دهند . ضمناً گاوهايي كه جيره غذايي آنها حاوي فلوئور زيادي است دچار تاخير در بروز اولين فحلي خواهند شد . در صورتي كه اولين فحلي نرمال گاوها به تعويق افتد ٬دامها دير تر تلقيح شده و متوسط فاصله زايش گاوداري افزايش مي يابد كه در مجموع ضرر اقتصادي حاصله باعث كاهش پيشرفت گله خواهد شد .

چند نكته مهم در تلقيح مصنوعي :
1- حفظ يك فاصله زايش دوازده ماهه به تشخيص فحلي مناسب و تلقيح در زمان صحيح بستگي دارد .
2- اولين گام در يك برنامه تشخيص فحلي موفق ٬مشخص كردن و شماره گذاري درست و كافي تمام دام هاي گله است بطوريكه شماره هاي بدن از فاصله دور قابل تشخيص باشند .
3- بهترين زمان براي مشاهده فحلي ٬اول صبح قبل ازشير دوشي و خوراك دهي و نيز اوايل بعد از ظهر و در شب پس از آنكه دام ها دوشيده شده و خوراك خود را خورده اند ٬مي باشد اين ساعات خنك ترين زمان در طول شبانه روز مي باشند .
4- در گله هايي كه فحل يابي دقيقي در آن ها انجام ميشود ٬براي دستيابي به بهترين نتايج آبستني ٬گاوها و تليسه ها را حدود 10 الي 14 ساعت پس از شروع اولين ايستا فحلي تلقيح كنيد .اين بدان معني است كه گاوهايي كه در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقيح ميشوند و بر عكس (قانون صبح بعد از ظهر )
5- وقتي بيش از يك گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روي يكديگر دو تا چهار برابر مشود .
6- اجراي يك برنامه تشخيص فحلي موفق باعث توليد گوساله و شير بيشتري در گله ميشود يعني سود بيشتري در انتظار گاودار است.
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

تكنيك انتقال جنين در گاو

عمل انتقال جنين 1 (ET) براي اولين بار حدود 55 سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاح reciptent مي گويند .
عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس از مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده 18-14 راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه گاوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .
در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟
پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي 8-6 چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي 8-6 سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلي طول بكشد ، جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :
1- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .
2- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .
همزمان سازي فحلي 2:
براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .
عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي 18-5 چرخه فحلي مي باشد .
سوپر اوولاسيون 3 :
با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط 6 گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .
از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت 4 روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان 28 ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي4 AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً 3 ساله ) مي تواند پدر يك ميليون گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .
شستشوي جنين5 :
پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري شوند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .
سوند فولي داراري 3 كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض 2 دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود 10 دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه 1 (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه 1 را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه 2 يا درجه 3 را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.
انجماد جنين6:
اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .
هر جنين اغلب در يك استرا 7به حجم 25% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (196- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي 37 درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ 10 درصد كم مي گردد .
روش هاي انجام عمل ET :
در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، به پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .
هدف از انجام عمل ET :
1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)
2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.
3- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فري مارتين باشند .)
4- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .
5- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.
بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :
1- انجام آزمايش بر روي جنين ها : جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در 2 ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .
2- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :
در حالت طبيعي براي اين كه 100 گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشته باشيم ، بايستي 300 ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري 150 ماده گاو اصيل به 100 گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .
3- انتقال وسيع و نامحدود ژن:
روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند .
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

کاربرد بيوتکنولوژي در اصلاح دام

مقدمه
بیوتکنولوژی که به صورت توانایی بکارگیری فرآیندهای زیستی در بعد صنعتی تعریف می‌شود در دو دهه گذشته ، کاربردهای گستردهای در عرصه‌های کشاورزی و بهداشت ، محیط زیست یافته است. بیوتکنولوژی در مفهوم عام و نزد اکثریت مردم معنای درآمد بی‌دردسر را تداعی نموده است و در دهه اخیر این کلمه را غالبا به مفهوم همه چیز برای همه مردم بکار می‌برند.

تاریخچه بیوتکنولوژی نشان می‌هد که سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل می‌رسد. از دهه 1980 ، بیوتکنولوژی زمینه جدیدی را برای رشد پیدا نمود که ‌این تغییر مرهون پیشرفتی است که حاصل فن‌آوری برش و اتصال مولکولDNA به صورت دلخواه می‌باشد. اکنون این تفکر که بیوتکنولوژی با تکیه بر دستاوردهای مهندسی ژنتیک قادر است منافع عظیمی را نصیب بشریت نمایند، به شدت تقویت یافته است.


تلقیح مصنوعی
‌اکنون تلقیح مصنوعی به یک فن‌آوری کاربردی با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است و سطح وسیع در جمعیتهای گاوهای شیری برای کاهش هزینه نگهداری گاو نر و همچنین سرعت بخشیدن به پیشرفت ژنتیکی انجام می‌گیرد. تلقیح مصنوعی برنامه‌های تست نتاج را در مقیاس گسترده امکان‌پذیر می‌کند برای استفاده از این تکنیک روشهای دیگری برای انجماد اسپرم با نیتروژن مایع و رقیق کردن اسپرم ابداع گردیده است. در بعضی از کشورها همانند دانمارک و هلند استفاده عملی از تلقیح مصنوعی در صددرصد گاوداریها انجام می‌گیرد.
انجماد جنین
جنین منجمد شده نسبت به جنین تازه 10 درصد باروریش را از دست داده است در هر بار تخمک‌ریزی ماده گاوها در شرایط طبیعی فقط یک اووسیت آزاد می‌کنند که صورت باروری دوره آبستنی طولانی را نیز به دنبال دارد بنابراین‌ از این طریق پیشرفت ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر کند است. از سویی دیگر ماده گاو در طول عمر باروری خود ، فقط چند گوساله تولید خواهد کرد که معمولا از ده گوساله کمتر است. از اینرو روشهایی که بتوانند تعداد گوساله ناشی از ماده گاوهای با ارزش ژنتیکی بالا را افزایش دهند، مزایای شایان توجهی خواهند داشت. یکی ازاین روشها سوپر اوولاسیون است که باعث افزایش امکان دوقلوزایی در گله می‌شود.
انتقال جنین
انتقال جنین از دیگر ابزار و تکنیکهای‌ اصلاح‌گران‌ برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ پیشرفت‌ ژنتیکی گله‌ می‌باشد. عیب‌ روشهای‌ انتقال‌ جنین‌ اینست‌ که‌ گوساله‌های‌ بدست‌ آمده‌ ممکن‌ است‌ متعلق‌ به‌یک‌ جنس‌ نباشند و بنابراین‌ احتمال‌ ایجاد گوساله فریمارتین‌ افزایش‌ می‌یابد. با انتقال‌ جنین‌ می‌توان‌ میانگین‌ تعداد زایش‌ در طول‌ عمر اقتصادی‌ گاو را از چهار شکم‌ به‌ بیست‌ و پنج‌ یا بیشتر افزایش‌ داد و در نتیجه‌ نتاج‌ دامهای‌ ماده انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ افزایش‌ می‌یابد.


حیوانات‌ همانندسازی‌ شده‌
‌در این‌ روشها هسته سلولهای‌ بالغ‌ و تمایز یافته‌ را در مرحله خاصی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غیرباروری‌ که‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ می‌نمایند. بدین‌ ترتیب‌ تولد بره‌های‌ زنده‌ از سلولهای ‌سوماتیک‌ مثل‌ غدد پستانی‌ امری‌ شدنی‌ است‌ و از مزایای‌ این‌ عمل‌ کاهش‌ فاصله نسل‌ و استفاده‌ از تعداد محدودی‌ از حیوانات‌ بسیار شایسته‌ و در نتیجه‌ پیشرفت‌ ژنتیکی‌ سریع‌ در گله‌ است‌.
روشهای‌ ایجاد حیوانات‌ تراریخت‌
‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقیم‌ ژنهای‌ کنترل‌ کننده هورمونها به‌ ژنوم‌ حیوانات‌ استفاده‌ می‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهایی‌ کافی‌ نیست‌ و تنظیم‌ دقیق‌ و بیان‌ یا تظاهر ژن‌ نیز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سیستم‌ ژنتیکی‌ حیوان‌ می‌توان‌ میزان‌ تولید هورمون‌ را به‌ مقدار زیادی‌ افزایش‌ داد. از حیوانات‌ ترانس‌ ژنیک‌ نظیر موش‌ جهت‌ تشخیص‌ بیماریهای‌ مهلک‌ و خطرناک‌ نظیر سرطان‌ و کم‌خونی‌ استفاده‌ می‌شود تولید پروتئینهای‌ داروئی‌ نیز توسط‌ حیوانات‌ ترانس‌ژنیک ‌امکان‌پذیر است. برای‌ تولید پروتئین‌ داروئی‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تکنیکهای‌ ریز تزریقی‌ به‌داخل‌ جنین تک‌ سلولی‌ تزریق‌ می‌گردد. سپس‌ جنینها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گیرنده‌ جایگزین‌ می‌کنند به‌ این‌ ترتیب‌ تعدادی‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانس‌ژنیک ، خواهند بود که‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهای ‌بعد انتقال‌ دهند.

عیب‌ این‌ روشها اینست‌ که‌ حیواناتی‌ که‌ جدید و پرتولید در نظر گرفته‌ می‌شوند ممکن‌ است‌ حاوی‌ ژنهای‌ مطلوب‌ نباشند. یکی‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهای‌ شیرده ، تغییر ترکیبات‌ شیر می‌باشد. مقدار پنیر تولید مستقیما به‌ خصوصیت‌ مقدار کاپاکازئین‌ شیر وابسته‌ است‌ بدین‌ معنی‌ که‌ مایه‌ پنیر فقط‌ کاپاکازئین‌ راسوبسترا قرار می‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ که‌ 5% وزن‌ کازئین‌ اولیه‌ را دارد و یک‌ بخش‌ بزرگتر که‌ پاراکاپاکازئین‌ است‌ تقسیم‌ می‌کند. هدف‌ دیگر در انتقال‌ ژن‌ تغییر لاکتوز شیر می‌باشد که‌ کمک‌ بزرگی‌ به‌ امکان‌ مصرف‌ شیر توسط‌ بسیاری‌ از افراد است‌ که‌ حساس‌ به‌ لاکتوز هستند و قدرت‌ هضم‌ لاکتوز بعد از مصرف‌ شیر یا مواد غذائی‌ حاوی‌ شیر را ندارند.


‌محدودیتهای‌ فرایند ترانسژنیک‌ در دامهای‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو
دامهای‌ بزرگ‌ تعداد زیاد تخمک‌ ایجاد نمی‌کنند.

کاشتن‌ دوباره‌ جنین‌ دستکاری‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگی‌ فقط‌ یک‌ فرزند متولد می‌شود کار آسانی‌ نیست.

سیتوپلاسم‌ حیوانات‌ اهلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ کدر است‌ که‌ مشاهده پیش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ ویژه‌ ممکن‌ نیست.‌
تشخیص‌ بیمارهای‌ دامی‌
‌روشهای‌ معمول‌ تشخیص‌ بیماریها در آزمایشهای‌ از جمله‌ آزمایشات‌ سرولوژی‌ و تزریق عوامل‌ بیماری‌زا به‌ حیوان‌ خطرناک‌ و کند است. در روشهای‌ تشخیص‌ با کشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوی‌ عوامل‌ بیماری‌زا، تولید آنتی‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتی‌بادی‌ شناسائی‌ می‌شوند. عیب‌ این‌روش‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از میکروبها دیر رشد هستند و کشت‌ حدود 3 - 1 ماه‌ طول‌ می‌کشد.

‌روش‌ دیگر تشخیص‌ بیماری‌ نمونه‌گیری‌ از خون‌ و بررسی‌ آنتی‌بادی‌ است‌ که‌ بدن‌ در مقابل آنتی‌ژنها تولید نموده‌ است. عیب‌ این‌ روش‌ هم‌ اینست‌ که‌ بیماری‌ باید تا مرحلهِ خاصی‌ پیشرفت‌نماید. از جدیدترین‌ روشهای‌ تشخیص، استفاده‌ از واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌مراز (PCR) برای‌ تعیین‌DNA میکروارگانیزمهای‌ پاتوژن‌ است‌ و این‌ تشخیص‌ بر خلاف‌ روشهای‌ معمول‌ چند روز بیشتر طول‌ نمی‌کشد و به‌ محصولات‌ بیولوژیکی‌ دیگر نیز نیاز ندارد.
انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها
‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ کمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همه اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 با پایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد. ‌ژنتیک‌ کمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را که‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفکیک‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ کوچک‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع ‌مورد تردید است‌ که‌ همه‌ ژنهای‌ موثر بر صفات‌ کمی ، کوچک‌ اثر باشند و ممکن‌ است‌ بعضی‌ ژنها سهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیکی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملکرد ژنها باید خصوصیات‌ ژنها به‌ تنهایی‌ نیز بررسی‌ شود.


روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسایی‌ حیوانات‌ دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ که‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ و استفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملکرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثار افزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ بر اساس‌ فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌ محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی ، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها در یک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌. درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فرد را ناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبه سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی ، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌ باشد.

چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌ نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکان‌پذیر است. ‌شناخت‌ ملکولی‌ ژنهایی‌ که‌ بزرگ‌ اثر هستند ممکن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیکی فراهم‌ کند. علم‌ ژنتیک‌ ملکولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌کوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها ، نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولکولی‌ بررسی‌ نماید. ‌شناسائی‌ طبیعت‌ کنترل‌ صفات ، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلکه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یک‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود که‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌ کمک‌ نشانگر مشهور است‌. ژنتیک‌ ملکولی‌ و بیوشیمی‌ شکاف‌ و نقایص‌ ژنتیک‌ کمی‌ راپر کرده‌ و درک‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ کمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.


مارکر یا نشانگر مولکولی‌
‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد ، مارکر یا نشانگر مولکولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوکلئوتیدهایDNA که‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهایی ‌است‌ که‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممکن‌ است‌ بین‌ قطعه ‌ویژه‌ای‌ که‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملکرد نتاج‌ یک‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه ‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ کروموزومی‌ که‌ از والدین‌ دریافت‌ کرده‌اند انتخاب‌ کرد.

‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملکرد حیوان‌ بی‌تاثیر است‌ ولی‌ با یک‌ ژن‌ تاثیرگذار روی‌ عملکرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ به QTL ‌آن‌ را ارزشمند می‌کند. ما با استفاده‌ از نشانگر ژنتیکی‌ مستقیما روی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسایی‌ تنوع‌ در سطح DNA قادر خواهیم‌ بود تفاوت‌ صحیح‌ ژنتیکی‌ دو فرد را بررسی‌ کنیم. ‌روش‌ مناسب‌ ترکیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

سقط جنين حاصل از نئوسپورا

سقط جنين حاصل از نئوسپورا (NEOSPORA) در گاوهاي شيری
نئوسپورا كانيينوم كانينوم (Neospora caninum) تك ياخته كوكسيديايي است كه در گاوهاي شيري ايجاد سقط مي كند. اين تك ياخته از علل سقط در بسياري از نقاط جهان منجمله كاليفرنيا به شمار مي آيد.
در سال 1988 براي اولين بار نئوسپورا كانينوم به عنوان سقط در سگها شناخته شد و بزودي عامل ديگري كه شبيه به نئوسپورا كانينوم بود از علل سقط در گاوهاي شيري تشخيص داده شد بطوري كه بعدا ثابت شد نئوسپوراي عامل سقط جنين گاو با نئوسپوراي عامل سقط جنين سگ تفاوت جزيي دارد.
نئوسپورا كانينوم انگلي است كه شباهت زيادي به توكسو پلاسما گنده اي ( عامل سقط جنين در گوسفند ) دارد. هنوز ميزبان قطعي براي نئوسپورا معلوم نشده است . گرچه ميزبان قطعي توكسو پلاسما گنده اي گربه است ولي تاكنون نئوسپورا كانينوم را در گربه ها پيدا نكرده اند .
ميزبان نئوسپوراكانينوم ,‌سگ ,‌گربه , گوسفند , بز ,‌اسب و موش مي باشند ( تعريف ميزبان بدين صورت است كه انگل در سطح بسيار كم مي تواند اثر بيماريزايي روي دام داشته باشد).
خسارت وارده به صنعت گاوداري در ايالت كاليفرنيا در اثر نئوسپوراكانينوم بيش از 3500000 دلار در هر سال از نظر گوساله زايي و كاهش ميزان شير مي باشد .
طبق مطالعات انجام شده در كاليفرنيا معلوم شده است كه ميزان توليد شير روزانه در گاوهاي سرم مثبت ( آن دسته از دام هايي كه آنتي بادي بر عليه بيماري داشتند) و بر عليه نئوسپورا كانينوم آنتي بيوتيك مصرف كرده بودند 5/2 ليتر كمتر از توليد شير در گاوهاي سرم منفي ( آندسته از دامهايي كه آنتي بادي بر عليه بيماري نداشتند) و آنتي بيوتيك مصرف نكرده بودند . بوده است.
مطالعه ديگري نشان داد كه آن دسته از گاوهاي ماده سرم مثبت ( داراي آنتي بادي بر عليه بيماري ) كه مدت 189 روز از ساير دام ها مجزا شده بودند از نظر انتقال عمودي ( راه اصلي انتقال عامل سندرم سقط از جفت به جنين است 6/1 برابر پرخطرتر از دام هاي سرم منفي ( فاقد آنتي بادي برعليه بيماري ) همان كه بوده اند
در اين مطالعه چگونگي آلودگي اوليه ناشناخته بوده و در مورد انتقال عامل سندرم فقط يك مورد گزارش شده است .
از آنجاييكه نئوسپوروزيس , از معمولي ترين علل سقط جنين در گاوهاي شيري در كاليفرنيا مي باشد,‌مطالعات نشان داده است كه حضور آنتي باديها بر عليه نئوسپورا كانينوم اطمينان ايمني بر عليه سندرم سقط جنين را ايجاد نمي كند بلكه امكان دارد يك نوع ايمني با واسطه سلولي را كه مكانيسم آن هنوز معلوم نيست ايجاد مي نمايد. در گله هايي كه آلودگي آندميك مي باشد,‌اغلب دامهاي ماده تيترهاي آنتي بادي بر عليه نئوسپورا كانينوم رانشان مي دهند ولي با اينحال به واسطه نئوسپور ا و ساير عوامل,‌سقط هاي پي در پي ايجاد مي كنند و ممكن است كه طوفان سقط جنين را به صورت اپيدميك به وجود آورد .
تحقيقات نشان داده است كه خطر سقط جنين در گاوهاي سرم مثبت در مناطق آندميك ,2 الي 3 برابر بيشتر از گاوهاي سرم مثبت به طور اپيدميك اتفاق مي افتد و در گله هايي كه طوفان سقط مشاهده مي شود ,‌احتمال اينكه علاوه بر نئوسپورا , آلودگي با B.V.D نيز وجود داشته باشد, بسيار زياد است.

تشخيص
براي تشخيص , چندين آزمايش مورد استفاده قرار ميگيرد . با تست آنتي بادي ايمونو فلورسنت (I.F.A.T) و آزمايش سنجش آنزيم حلقوي ايمونوشوربنت (E.L.I.S.A) مي توان تيتر آنتي بادي ها را بر عليه نئوسپورا كانينوم تعيين نمود و در مورد گاوهايي كه در معرض آلودگي بوده اند ولي مبتلا نشده اند. ضرورت ندارد كه مورد آزمايش تعيين تيتر آنتي بادي قرار گيرند.
در تشخيص افتراقي علل ايجاد كننده سقط جنين لازم است آزمايش هاي سرولوژي و ايمونوهيستوشيميايي و هيستو پاتولوژي از جنين هاي سقط شده انجام پذيرد .
نكته قابل ذكر اينكه چنانچه آلودگي در اواسط دوره شير دهي باشد,‌موجب تحليل رفتن جنين و سقط مي گردد ولي چنانچه جنين در مراحل بعدي يعني ديرتر در معرض آلودگي قرا رگيرد امكان رهايي از سقط وجود دارد گر چه برخي از گوساله هاي آلوده تازه متولد شده از نظردرمانگاهي ظاهرا طبيعي هستند ولي با انجام ازمايش هاي تعيين آنتي بادي معلوم مي شود كه در معرض عفونتهاي مادر زادي داخل رحمي بوده اند
در برخي از مطالعات انجام شده در كاليفرنيا معلوم شده است كه گاوهاي سرم مثبت گوساله هاي سرم مثبت را متولد مي كنند و اين موضوع در مورد گوساله هاي سرم منفي نيز عيناً صادق است به طوري كه هيچ كدام از گوساله هاي سرم منفي در طول اين مطالعه مثبت نشدند.

پيشگيري و كنترل
اجراي روشهاي پيشگيري بدون دانستن ميزبان تعريف شده براي عامل بيماري, بسيار مشكل است زيرا انتقال عمودي مي تواند آلودگي را بدون ميزبان قطعي در گاوهاي شيري ايجاد نمايد. از معمولي ترين راه پيشگيري اين است كه از تغذيه گاوهاي شيري با موادالوده جلوگيري نمود.
به طور كلي مي توان گفت كه گاوهاي ماده سرم مثبت همانند دام هاي واكسينه شده , بر عليه بيماري مصون بوده و اين موضوع باعث جلوگيري از طوفان سقط مي گردد.
باتوجه به اين كه نئوسپورا كانينوم , علت بروز برخي از موارد سقط جنين هاي طوفاني است لذا نتايج تحقيقات انجام شده روي 20 گله كه طوفان سقط با عل نئوسپورا داشته اند نشان داده است كه در تعدادي ازدامهاي گله, هيچگونه ارتباطي بين تيترهاي آنتي بادي وسقط اپيدميك وجود نداشته است به طوري كه علت سقط در 3 گله را B.V.D و در يك گله را لپتوسپيروزيس تشخيص داده بودند . موضوع مهم ديگر اين بود كه نمونه هاي خون از دامهاي سقط كرده و سقط نكرده اخذ و جمع آوري شده بود و تيتر آنتي بادي آنها با يكديگر مقايسه شده و بطور كلي علت سقط را نئوسپورا كانينوم تشخيص داده بودند.
در پيشگيري لازم است كه برنامه واكسيناسيون در دامهاي شيري گله اجرا شود و در كنترل بايستي سقط هاي حاصله از ساير علل شناسايي شده و علل سقط هاي اپيدميك و اندميك بغير از عامل نئوسپورا كانينوم مورد تشخيص افتراقي قرار گيرند .

ساير عوامل
از آنجائيكه عوامل مختلف باكتريايي ويروسي كه در بهداشت آبستني و سقط جنين دخالت دارند بسيار متنوعند وعوامل ذكر شده فوق از معمولي ترين و مهمترين عامل تهديد در توليد گوساله زايي مي باشد. عليهذا تشخيص علت ويژه ي سقط جنين كاري بس مشكل است و ضرورت دارد كه همواره دامدار, دامپزشك , آزمايشگاه تشخيص دامپزشكي و متخصص تغذيه دام با همديگر همكاري نموده و كوشش نمايند تا علتها مشخص گردند .
كمبودهاي تغذيه اي (ويتامينها و مواد معدني) ونيز روشهاي مديريتي از علل ديگر عيوب آبستني و سقط جنين بوده كه بايستي مواردي از قبيل ارزياي كردن گاوهاي نر براي توليد مناسب و تعيين نوع درمان و روش كنترل ويژه در هر كدام از بيماريهاي عفوني مد نظر قرار داده شود.
اداره دامپزشكي آذربايجان غربي
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

تعيين جنسيت گوساله پيش از تولد

در سالهای اخیر، بیوتكنولوژی به پیشرفتهای قابل توجهی در تولید محصولات كشاورزی و دامی دست یافته است كه شامل انتقال یك ژن ویژه از یك گونه به گونه دیگر برای تولید ارگانیسم ترانسژن، تولید دامها و گیاهان مشابه از نظر ژنتیكی و آمیخته كردن انواع مختلف سلولها برای تولید محصولات مفید دارویی می باشد. پیشرفتهای حاصله كاربردهای زیادی در تولیدات دامی از طریق افزایش رشد دام، ظرفیت تولیدمثلی، سلامتی دام و توسعه محصولات جدید دامی، داشته اند. اما مبحثی كه طی سالها،توجه مطالعات و آزمایشات تحقیقاتی زیادی را بخود معطوف ساخته است، امكان ایجاد و توسعه تكنیكی است كه بتواند، به منظور پیش بینی جنس گوساله، اسپرم را در ابتدای كار، تعیین جنس كند. توانایی و امكان تعیین جنسیت گوساله، یك هدف قدیمی صنعت گاو شیری و گوشتی در دنیا بوده است و در حال حاضر به عنوان یكی از تكنیكهای تولیدمثلی مطلوب شناخته شده است. این روش، سیستمی است دقیق به منظور جداسازی كروموزومهای جنسی X و Y در اسپرم كه با امر تلقیح مصنوعی همراه است و اثرات بسیاری بر بازده تولید شیر و گوشت خواهد داشت. این تكنولوژی كاربرد زیادی به منظور تغییرات و اصلاح ژنتیكی دام دارد كه یك مثال بارز آن در صنعت گاو شیری است. به عنوان مثال در یك گله گاو شیری، به منظور تأمین 20 درصد جایگزین گله، باید چیزی بیشتر از نصف گله با نرهای موردنظر آمیزش داده شوند. اما چنانچه تلیسه ها با اسپرم از قبل تعیین شده ، آمیزش داده شوند، كمتر از یك سوم گله به منظور فراهم كردن جایگزین، نیاز خواهد بود.
اولین پیشرفت حاصله در جداسازی كروموزمهای جنسی در اسپرم از طریق كشف این موضوع بدست آمد ه اسپرم های تعیین كننده افراد ماده (X )، 3-4 درصد DNA بیشتری از اسپرم های تعیین كننده افراد نر (Y ) دارند (البته این میزان بستگی به گونه موردنظر دارد). در حالیكه این تفاوت در میزان DNA بسیار ناچیز به نظر می رسد، اما برای ایجاد و توسعه روشی به منظور جداسازی اسپرم های تعیین كننده جنس نر ( اسپرم های دارای كروموزوم Y) و اسپرم های تعیین كننده جنس ماده ( اسپرم های دارای كروموزوم X ) مورد استفاده قرار می گیرد. جداسازی اسپرمها به دو گروه اسپرمهای دراری كروموزوم X و كروموزوم Y، بر اساس تفاوت در میزان DNA آنها و با استفاده از میزان رنگ فلورسانتی كه از DNA تابیده می شود، انجام می گیرد. زمانیكه پرتو لیزر، به رنگ فلورسانت بر روی DNA تابیده می شود، آن را روشن می كند و هر اسپرم نوری را نسبت به میزان DNA موجود، پراكنده می سازد. به دنبال آن اسپرمها از یكدیگر جدا شده و درون 2 لوله مجزا جمع آوری می شوند. پس به دلیل اینكه اسپرم دارای كروموزوم جنسی X ( تعیین كننده جنس ماده ) حاوی DNA بیشتری است، در نتیجه نور بیشتری را ساطع می كند و می تواند از اسپرم دارای كروموزوم Y، با استفاده از روند سیتومتری جدا شود. دقت این تكنیك بالاست و در نخستین آزمایشات ،بیشتر از 90 درصد گوساله ها، بدنبال استفاده از این روند، مطابق با جنسی كه قبل تعیین شده بودند، متولد شدند. اما با وجود دقت بالای كار، استفاده از اشعه لیزر می تواند قابلیت زنده ماندن اسپرمی كه طی این روند، تعیین جنس شده است را كاهش دهد و در نتیجه، بازده كار پایین آید.
این روش به تولیدكنندگان گاو شیری، این امكان را می دهد تا گاوهای شیری برتر و پرتولید را با اسپرم دارای كروموزوم X به منظور تولید تلیسه ها، و گاوهای ماده با تولید پایین تر را با اسپرم دارای كروموزوم Y از نرهای گوشتی به منظور تولید گوساله های نر، تلقیح كند. پس با استفاده از این روش همیشه می توان، تلیسه جایگزین را از گاوهای شیری با تولید بالا و گوساله نر آمیخته تیپ گوشتی با ارزش بالا را از گاوهایی كه تولید پایین دارند، بدست آورد. در صنعت گاو گوشتی، نیز، ماده ها با عملكرد بالا می توانند با اسپرم دارای كروموزوم X به منظور تولید تلیسه به عنوان جایگزین آمیزش داده شوند، كه در نتیجه آن ، سرعت پیشرفت ژنتیكی درون گله نیز افزایش می یابد. كاربرد دیگر این روش می تواند در توسعه و افزایش لاین های مادری و آمیخته های تجارتی باشد. استفاده از اسپرم تعیین جنس شده ، افزایش گاوهای ماده گله با صفات مادری عالی را ( بازده تولیدمثلی بالا، تولید شیر خوب و رفتار مادری مناسب ) به منظور آمیزش با نرها برای تولید فراهم خواهد ساخت كه اغلب گوساله هایی با صفت پرواری و لاشه خوب، تولید می كنند. با اجرای این تكنینك، امكان سازگار كردن گاوهای ماده با محیط و تولید گوساله‌های یكنواخت‌تری كه گوشت با كیفیت بالا تولید می كنند، نیز وجود خواهد داشت.
در حال حاضر، در حالیكه، اسپرم تعیین جنس شده در مطالعات نامحدودی از تولید جنین در محیط آزمایشگاه استفاده می شود، هزینه بالا و بازده پایین آن در صورت كاهش قابلیت زنده ماندن اسپرم ها، نشان می دهد كه اسپرم تعیین جنس شذه از طریق این تكنولوژی، هنوز برای استفاده وسیع در تلقیح مصنوعی، مناسب نمی باشد. این روش كه بر اساس میزان DNA انجام می گیرد، به درجه بالایی از مهارتهای تكنیكی نیاز دارد و دربرگیرنده تعدادی از روش های مشخص و اصلاح شده می باشد.
بهاره طاهری. كارشناس ارشد دامپروری
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

پيشگيري ورم پستان در گاو

ورم پستان ناشي از يك سلسله نارسائي ها و سوء مديريت وعوامل محيطي نامطلوب است . عدم موفقيت در ريشه كن كردن ورم پستان نشانه عدم كفايت روش هاي كنترل وپيشگيري است . كنترل وپيشگيري تنها يك عمل نيست بلكه سيستمي است پيچيده و مخلوطي از كليه اقدامات بهداشتي ومحيطي كه بايد قدم به قدم آنرا انجام داد اين اقدامات بايستي اقتصادي ودر شرايط مختلف محيطي و مديريتي قابل اجرا باشد . نظر باينكه توجيه پيشگيري بيماري ورم پستان فقط با توجه به جنبه هاي اقتصادي ميباشد ، لذا هر برنامه اي كه بدين منظور تنظيم ميشودبايد متكي برعملي بودن آن در گاوداري معيني باشد بطور كلي پيشگيري در سطح يك منطقه هدف انجام شدني نيست و برنامه هاي ملي فقط ميتواند بصورت محرك و كمك به گاوداران ويژه اي باشد كه بخواهند در برنامه شركت كنند.
از بين بردن منبع عفونت و همچنين كاهش حساسيت غده پستاني وجلوگيري از سرايت بيماري در يك كارتيه به كارتيه هاي ديگر با هدف برنامه پيشگيري ورم پستان باشد. اگر از طرق بهداشتي باورم هاي مخفي مبارزه شود تجربه چنين نشان داده است كه خود بخود ورم پستان حاد نيز تحت تاثير قرار ميگيرند و درصد وقوع آن پائين مي آيد ولي عكس آن صحيح نيست و مبارزه عليه ورم هاي حاد هيچگاه نميتواند گله را از آلودگي ثانوي مصون دارد. آنچه امروز براي پيشگيري و كنترل ورم پستان بكار ميگيرند روش هاي زير است .
روش اول : پيدا كردن دامهاي مبتلا از طريق يك همه گردي در گله ويا از طريق دفاتر ركورد گيري و بيماري يابي جهت مشخص كردن اورام پستان حاد در اين روش ميتوان تا حدي با بيماري مبارزه نمود اگر چه ممكن است از اين طريق به سطح آلودگي گله پي برد ولي منشاء ‌بيماري را نمي توان مشخص كرد اين روش در دامداريهاي بزرگ بخاطر هزينه زياد عملي نيست واز معايب آن پنهان ماندن ورم مخفي در گله را ميتوان نام برد. اكثر دامداران فكر ميكنند كه با اين روش ميتوان ورم پستانهاي موجود درگله را كشف كرد.
روش دوم : در اين روش صرف نظر از اينكه بيماري در گله باشد و يا نباشد و ياميزان آلودگي آن درچه سطحي قرار گرفته باشد اقدام به يك سلسله عمليات بهداشتي مي كنند . اين روش كه دراكثر دامداريها صرفنظر از كوچكي وبزرگي قابل اجرا است و ديگر نياز به دانستن نوع ميكرب منبع آلودگي نيست اساسا” از 5 قدم اوليه تشكيل شده است كه بعنوان زير بنائي براي از بين بردن آلودگي موجود و آلودگي ثانوي پشنهاد ميشوند.
قدم اول :‌ اطلاع دقيق از نحوه كار سيستم شير دوشي موجود و فراگرفتن راههاي صحيح و طرز كار با دستگاه .
هر دستگاه شيردوشي از قسمتهيا زير تشكيل شده است:
1- پمپ خلاء 2- صافي هوا براي گرفتن بخار موجود در لوله هاي شيردوشي . 3- مخزن شير مندرج 4- ضربان يا پولساتور 5- خرچنگي 6- فنجانك شيردوشي
خلاء همواره در قسمت داخلي فنجانك ها وجود دارد وفقط خلاء‌موجود در اطرف لاستيكها ست كه متناوبا” با هوا عوض ميشود.
قدم دوم : ضد عفوني هر روز ه دستگاه شيردوشي پس از هر شيردوشي و ضد عفوني كردن سرپستان باتركيبات يد دار پس از هر دوشش عمل ضد عفوني سرپستان ها ميتواند توسط دستگاه اتوماتيك و سريع صورت گيرد.
متاسفانه بجز تعداد معدودي از دامداريها توجه خاصي باين امر نمي كنند و كارگر شيردوشي غافل از اينست كه حتي يك قطره شير باقيمانده در نوك پستان كه از طريق دست خود او ويا دستگاه شيردوشي از دام ديگري منتقل شده است مي تواند براحتي از مجراي نوك سرپستان عبور و آن را آلوده كند.
ماده ضد عفوني با مقداري گلسيرين با مواد چربي بر روي پستان سدي را بوجود مي آورند كه از نفوذ باكتريها بداخل جلوگيري مي كند.
قدم سوم : بمحض مشاهده ورم حاد در گله بلافاصله دام مبتلا را جدا ودر محلي جداگانه (‌ترجيحا”‌ بيمارستان )‌ در روي بستر ي خشك همراه با كلش يابستر ضد عفوني شده توسط آهك منتقل نمائيد واز طريق دامپزشك آزمايش هاي تشخيص نوع ميكروب انجام و آنرا مداوا كنيد.
قدم چهارم : تزريق بعضي مواد درماني هنگام خشك كردن كاملا” ‌ضروري است چه اغلب دامها (بيش از 70 درصد ) اگر دراين دوره مداوا نشوند مبتلا به ورم پستان خواهند شد.
قدم پنجم : اگر درمانهاي دامپزشك ومداوا ها پاسخ نداد احتمال وجود ورم پستان مزمن ميرود و براي جلوگيري از سرايت بيماري به ساير گاوها حتما“ دام مزبور را بايستي حذف يا سرپستان آلوده را توسط يك محلول خشك كننده شير آنرا خشك كرد در صورتيكه دام ارزش توليد مثل دارد ميتوان توسط عمل جراحي پستان را برداشت .منحصر ا"جهت توليد گوساله از آن استفاده كرد.
نكات بهداشتي مهم براي جلوگيري از ابتلاء ‌ورم پستان
چهار سد مهم شامل پوسته مقاوم سر پستان ، ماهيچه هاي اطراف نوك پستان ماده كراتيني و دفاع طبيعي توسط گلبولهاي سفيد بطور طبيعي و با رعايت اقدامات سبب پيشگيري ازورم پستان ميشود.
مسئله مهمتري كه كارگر شيردوشي از طريق اقدامات بهداشتي بايستي انجام بدهد تا ميكرب ها از يك سر پستان به بقيه ويا ساير دامها منتقل نشوند از اهميت خاص برخورداراست قبل از شيردوشي حتما” دستهاي كارگران بايستي شسته و ضد عفوني شود دراغلب آزمايش ها انتقال آلودگي حدود 50 درصد از طريق دست هاي آلوده كارگر شيردوش قبل از شيردوشي و حدود 100 درصد از طريق همان دست ها حين شيردوشي گزارش شده است . استحمام هر روزه كارگران كمك مهمي علاوه بر رعايت بهداشت شيردوشي در سلامت خود آنهاست استفاده از چكمه و لباس كار مخصوص در شيردوشي از انتقال بيماري به داخل وانتقال بيماري به خارج شيردوشي جلوگيري ميكند.
استفاده از دستكش هنگام شير دوشي وشستشو و ضد عفوني مرتب دستكش ها انتقال بيماري را 20درصد كاهش ميدهد.
قبل از شيردوشي پستانها بايد دقيقا" شسته و ضد عفوني شوند .شستشوي پستان قبل از شيردوشي براي ازبين بردن فضولات و همچنين براي عمل رگ كردن صورت ميگيرد .اگر شستشو خوب صورت نگيريد بجاي ازبين بردن عفونت وميكرب ها به اشاعه و رشد آنها كمك مي كند . دريك آزمايش نشان داده شد كه استافيلوكوك ها بعداز اينكه دستمال ماساژ پستان آلوده مدت سه دقيقه در محلول ضد عفوني قرارگرفت باز هم زنده مانده بود . استرپتوكوك آگالاكتيه مدت هفت روز بعد از مصرف از روي يك دستمال كه در گوشه سالن شيردوشي افتاده بود بدست آمده . دستمال مزبور را مدت 5 ساعت در هيپو كلريت 2 درصد قرار دادند كه بعد از مدت مزبور هنوز ميكرب فعاليت خود را ازدست نداده بود.
براي كم كردن اين قبيل آلودگيها كاربرد دستمالهاي يكبار مصرف يا حوله هائي كه پس از يكبار مصرف در حرارت ميكربشان كشته شود موثر است .
براي جلوگيري بيشتر از اشاعه ميكرب ها گرفتن و خشك كردن آخرين قطره آب قبل از وصل دستگاه شيردوشي مهم است .يك قطره آب حاوي ميليون ها ميكر ب است كه مي تواند هر لحظه از مجراي سرپستان وارد شده ويا ازطريق دستگاه شيردوشي ديگر دامها را آلوده نمايد.
ضدعفوني فنجان هاي دستگاه شيردوشي
فنجان هاي دستگاه شيردوشي دائما” از دامي باز شده وبه دامي ديگر بسته مي شود اين عمل ميتواند سريعا” آلودگي را درگله اشاعه دهد . بنابراين ضد عفوني كل دستگاه در موقع تعويض از دامي به دام ديگر اگرچه تمامي شيرآنها سالم باشد در جلوگيري از رشد باكتريها موثرمي باشد براي اينكار يك ظرف پر از آب در كنار شيردوشي قرار ميگيرد و پس از هر دوشش و جدا كردن خرچنگي آنها را در ظرف آب محتوي ضد عفوني با آب پاكيزه قرار داده و آنرا شستشو ميدهند سپس ظرف آب را تخليه ومجددا” پر ميكنند .روش خودكاري هم وجود دارد كه بمحض قطع خلاء خرچنگيها از يك لوله آب جهت شستشو ي آنها استفاده شود .
ضد عفوني سر پستانها :
ضد عفوني سر پستان ها با يك ماده ضد عفوني يد دار امري ضروري است براي چسبيدن مواد ضدعفوني به سر پستان از كمي گليسيرين بالا نولين استفاده ميشود كه پوست را نيز مرطوب نگاه ميدارد واثر ضد عفوني كننده را نيز ازبين نخواهد برد . ارزش اين ضد عفوني تا حدي است كه گاهي ميتواند ورم پستانهاي مخفي را از بين ببرد ويا تا يك سوم از كل عفونت ها بكاهد.
شتشوي سالن شيردوشي :
پس از هر شيردوشي علاوه بر آنكه از طريق سيستم CIP لوله ها و دستگاههاي شيردوشي را شستشو و ضد عفوني ميكنند بايستي كف و ديواره هاي سالن شيردوشي و كليه ظروف را شستشو و ضد عفوني كرد.
تغذيه دام خارج از شيردوشي
از آنجائيكه پس از شير دوشي سرپستانكها و اسفنكتر وماهيچه هاي آن دراثر ترشح هورمون اكسي توسين ودوشش شير شل ومجراي پستان باز است پس از خاتمه شيردوشي نبايستي اجازه داده شود كه گاو بخوابد زيرا در اثر تماس با كف اصطبل وكود سبب نفوذ عوامل عفوني بداخل مجرا وآلوده شدن پستان ميشود . براي جلوگيري از خوابيدن گاو ها را با مواد غذائي سيلو شده با كنسانتره پروتئين دار با يونجه ويامواديكه مورد علاقه گاو باشد تغذيه ميكنند تا مدت يكساعت گاو سرپا باشد.
از بين بردن كامل عوامل بيماريزا
1- بستر دام را هميشه بايدخشك نگاه داشت. اگر محيط گاوداري مرطوب است استفاده از خاك اره مضر است و بايد ازكلش كه جاذب الرطوبه است استفاده شود.
2- ضد عفوني بعد از شيردوشي لازم و ضرروي است
3- بعد ازدوشيدن دام ها را توسط ريختن غذا درآخور حداقل بمدت يكساعت سرپا نگاه داريد.
4- بيرون بردن دام براي مدت كوتاهي از سالن وانتقال آنها به يك مرتع غير آلوده جهت هوا و آفتاب خوردن اصطبل وسالن ها در از بين بردن ميكرب موثر است
5- گوساله ها را بايد در باكس هاي انفرادي جداگانه پرورش داده وبا سطل وپستانك دستي شير داد تا از ليسيدن پستانها وتثبيت آلودگي روي بافتهاي پستان جلوگيري شود.
اقدامات مهم و لازم براي دفع آلودگي :
1- عوامل غير بهداشتي در اطراف دام ومحيط را ازبين ببريد.
2- روش دوشيدن و ضدعفوني دستگاه ماشين شيردوشي را تصحيح كنيد.
3- گاوهاي بيمار را جدا كرده و آنها را درآخر شيردوشي ودر صورت امكان با دستگاه تك واحدي بدوشيد و دستگاه را ضد عفوني كنيد
4- پس از پايان دوره شيرواري بايد با آنتي بيوتيك خشك كننده شير گاوها را خشك كرد .
5- دامها ي بيمار مزمن وغير قابل درمان را بايدحذف و به كشتارگاه اعزام كرد.
6- در روش دوشش با دست براي لطمه نزدن به سرپستان بايد روش صحيح شيردوشيدن را ياد گرفت.
نتايج حاصل از پيشگيري واقدامات بهداشتي :
1- تعداد دام مبتلا به ورم پستان حاد كمتر ميشود.
2- شيربخاطر عفونت دور ريخته نميشود.
3- هزينه درمان ودارو و دامپزشك كمتر است .
4- شير بهداشتي و باجايزه بيشتر تامين ميشود (‌افزايش درآمد).
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

کاربرد ‌هورمون‌ رشد در دامپروري

Simpson‌‌‌‌ و همكاران‌ (1920) برای‌ اولین‌ بار گزارش‌ نمودند كه‌ عصارهِ هیپوفیز، موشهارا وادار به‌ شیردهی‌ می‌كند. در سال‌ 1945 شیمیدانی‌ به‌ نام Leeموفق‌ به‌ جداسازی‌ هورمون‌ رشدگاوی‌ از عصارهِ هیپوفیز گردید. در سال‌ 1949 موِسسه‌ ملی‌ تحقیقات‌ انگلیس‌ سه‌ مادهِ هورمون‌ رشدو پرولاكتین‌ و ACTHاز غدهِ هیپوفیز نشخوار كنندگان‌ را به‌ عنوان‌ هورمونهای‌ موِثر در شیردهی‌عنوان‌ كرد. در سال‌ 1982 اولین‌ بار هورمون‌ رشد نو تركیب‌ در حیوانات‌ اهلی‌ مورد استفاده‌ قرارگرفت.


محل‌ ترشح، ساختمان‌ شیمیائی‌
‌‌‌‌هورمون‌ رشد كه‌ به‌ نام‌ سوماتوتروپین‌ نیز شناخته‌ شده‌ است‌ از 40-30 درصد سلولهای‌ بتاقدامی‌ هیپوفیز ترشح‌ می‌شود. سوماتوتروپین‌ گاوی‌ دارای‌ 190 یا 191 اسید آمینه‌ و با وزن‌ مولكولی‌22500 دالتونKD)‌22(می‌باشد. هورمون‌ رشد دارای‌ دو زنجیره‌ پلی‌ پپتیدی‌ است‌ كه‌ در طول‌ هرزنجیره‌ 4 ناحیه‌ آلفاهلیكس‌ وجود دارد و همچنین‌ هورمون‌ رشد دارای‌ دو جایگاه‌ فعال‌ برای‌ اتصال‌ باگیرنده‌اش‌ است. گوسفند و گاو در اسیدآمینه‌ 126 هورمون‌ رشد متفاوت‌ هستند كه‌ جایگزینی‌ این‌اسیدآمینه‌ به‌ صورت‌ لوسین‌ و والین‌ است‌ .

‌‌‌‌هورمون‌ رشد و پرولاكتین‌ و لاكتوژن‌ جفتی‌ دارای‌ تشابه‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ در توالی‌ هستندشباهت‌ اسیدآمینه‌ در هورمون‌ رشد انسانی‌ و لاكتوژن‌ جفت‌ حدود 85 درصد و شباهت‌ اسید آمینه ‌در هورمون‌ پرولاكتین‌ انسانی‌ و هورمون‌ رشد53 درصد می‌باشد. پرولاكتین‌ و هورمون‌ رشد از یك‌خانواده‌ هستند كه‌ به‌ نظر می‌رسد بعد از تكامل‌ مهره‌داران‌ از یكدیگر مشتق‌ شده‌اند بعلاوه‌ در ماهی‌توالی‌ پروتئینی‌ حد واسط‌ این‌ دو هورمون‌ بدست‌ آمده‌ است‌ .

‌‌‌‌مشابهت‌ توالی‌ اسیدآمینه‌ هورمون‌ رشد گاوی‌ با دیگر گونه‌های‌ پستاندار 98 درصد و با انسان66 درصد می‌باشد. این‌ تفاوت‌ ممكن‌ است‌ آثار منحصر بفردی‌ را ایجاد كند. شاید به‌ همین‌ دلیل‌هورمون‌ رشد انسانی‌ هم‌ لاكتوژنیك‌ و هم‌ سوماتوژنیك‌ است‌ ولی‌ هورمون‌ رشد موش‌ قویاسوماتوژنیك‌ می‌باشد .

بررسی‌ ساختمان‌ شیمیایی‌ هورمون‌ رشد در گونه‌های‌ مختلف‌
‌‌‌‌توالی‌ اسید آمینه‌ هورمون‌ رشد در خوك‌ و گاو دارای‌ 90% مشابهت‌ می‌باشد اما توالی‌ اسیدآمینه‌ در خوك(PST)‌و گاو(bST) بطور محسوسی‌ با توالی‌ اسید آمینه‌ انسان‌ متفاوت‌ است. تزریق‌هورمون‌ رشد خوك‌ و میمون‌ در خوكچه‌ هندی‌ اثر زودگذر داشته‌ كه‌ احتمالإ علت‌ آن‌ را تشكیل‌ سریع‌آنتی‌ بادی‌ ضد هورمون‌ رشد می‌دانند

كنترل‌ ترشح‌ هومورن‌ رشد و عوامل‌ موِثر آن‌
‌‌‌‌ترشح‌ هورمونهای‌ قدامی‌ هیپوفیز تحت‌ كنترل‌ هورمونهای‌ خاصی‌ است‌ كه‌ توسط هیپوتالاموس‌ ساخته‌ و باعث‌ تحریك‌ یا مهار ترشح‌ هورمونهای‌ قسمت‌ قدامی‌ هیپوفیز می‌شوند.‌‌‌‌دو هورمون‌ از هیپوتالاموس‌ ترشح‌ می‌شود كه‌ مستقیما از طریق‌ وریدهای‌ كوچك‌ سیستم‌ باب هیپوتالاموس‌ - هیپوفیز به‌ غده‌ هیپوفیزقدامی‌ منتقل‌ می‌شوند یكی‌ از این‌ هورمونها مهاركنندهِ هورمون‌ رشد یا سوماتواستاتین(SS)بوده‌ كه‌ سبب‌ كاهش‌ ترشح‌ هورمون‌ رشد می‌شود و هورمون ‌دیگر هورمون‌ آزادكنندهِ هورمون‌ رشدGHRHF)) كه‌ سبب‌ افزایش‌ ترشح‌ هورمون‌ رشد می‌گردد.هورمون‌ اخیر در تحریك‌ سنتز هورمون‌ رشد و رونویسی‌ آن‌ دخالت‌ دارد.مهار كنندهِ هورمون‌رشد دارای‌ 114 اسیدآمینه‌ و آزادكنندهِ هورمون‌ رشد دارای‌ 40 الی‌ 41 اسیدآمینه‌ می‌باشد .

‌‌‌‌هورمون‌ مهم‌ دیگری‌ كه‌ در تنظیم‌ عمل‌ هورمون‌ رشد نقش‌ عمده‌ای‌ دارد به‌ نام‌ عامل‌ رشدشبه‌ انسولین(IGF-I)) یا سوماتومدین Cنام‌ دارد كه‌ توسط‌ كبد ساخته‌ می‌شود هم‌ عوامل‌ رشدشبه‌ انسولینI‌ونوع‌ دوم‌ آن(IGF-II)‌ در گاوها یافت‌ می‌شود. هر دوپپتید دارای‌ وزن‌ مولكولی‌تقریبی‌ 7500دالتون‌ می‌باشند(IGF-I.دارای‌ 70 اسیدآمینه‌ و(IGF-II)دارای‌ 76 اسیدآمینه‌است. توالی‌ اسیدآمینه‌ درIGF-Iگاو مشابه‌ انسان‌ است‌ ولی‌ توالیIGF-II ‌در سه‌ اسیدآمینه‌ با نوع‌انسانی‌ متفاوت‌ است‌ بنابراین‌ احتمالا هورمون‌ رشد سبب‌ افزایشIGF-I ‌از طریق‌ كبد شده‌ وهمچنین‌ ممكن‌ است‌ تولید موضعیIGF-I‌در سایر بافتها را تحریك‌ كند

آثار كلی‌ هورمون‌ رشد
‌‌‌‌اط‌لاعات‌ بدست‌ آمده‌ از حیوانات‌ ترانسژنیك‌ تاءیید كنندهِ این‌ حقیقت‌ است‌ كه‌ هورمون‌ رشددر بسیاری‌ از فعالیتهای‌ بیولوژیك‌ نقش‌ محوری‌ دارد. هورمون‌ رشد به‌ عنوان‌ یك‌ هورمون‌ موِثر درمتابولیسم‌ لیپیدها شناخته‌ شده‌ است‌ و منجر به‌ افزایش‌ تحرك‌ چربی‌ می‌شود. در آزمایشات in vitroنشان‌ داده‌ شد كه‌ هورمون‌ رشد باعث‌ افزایش‌ لیپولیز در بافتهای‌ ذخیره‌ چربی‌ (آدیپوز) جوجه‌می‌شود

Feng‌‌‌‌ و همكاران‌ (1998) هورمون‌ رشد رابه‌ عنوان‌ هورمون‌ كلیدی‌ در فرآیندهای‌ متابولیكی مانند رشد، تولید مثل‌ پیری‌ و پاسخهای‌ ایمینولوژیكی‌ معرفی‌ نمودند. دیگر محققان‌ در طیورتاثیر هورمون‌ رشد را روی‌ وزن‌ بلوغ، چاقی‌ و تولید تخم‌ مرغ‌ تایید نمودند.

Aggrey‌‌‌‌ و همكاران‌ (1998) گزارش‌ نمودند كه‌ این‌ هورمون‌ در گاوهای‌ شیری‌ بر شیردهی‌ توسعه‌ غددپستانی‌ موِثر می‌باشد .. خزعلی‌ و همكاران‌ (13771) نشان‌ دادند كه‌ هورمون‌ رشد درجنس‌ ماده‌ شتر بیشتر از جنس‌ نر است‌ كه‌ گفته‌ می‌شود این‌ امر به‌ علت‌ اثر افزاینده‌ استروژن‌ بر ترشح‌هورمون‌ رشد است‌

‌‌‌‌در خوك‌ تاثیر هورمون‌ رشد در بازده‌ مصرف‌ خوراك‌ و تولید گوشت‌ به‌ اثبات‌ رسیده‌ ومشخص‌ شده‌ كه‌ كمبود هورمون‌ رشد می‌تواند با تاءخیر در بلوغ‌ ارتباط‌ مستقیم‌ داشته‌ باشد.Kuhnlein‌‌‌‌و همكاران‌ (1997) در یك‌ بررسی‌ دیگر تاءثیر هورمون‌ رشد در كنترل‌ اشتها، رشدتركیبات‌ بدن، پیری‌ و تولید مثل‌ را گزارش‌ نمودند. ‌‌‌‌در گوساله‌ها تزریق‌ هورمون‌ رشد باعث‌ 3 الی‌ 25 درصد بهبود در افزایش‌ وزن‌ گردیده‌ است‌.تزریق‌ هورمون‌ رشد در گاوهای‌ شیری‌ 23 الی‌ 41 درصد تولید شیر را افزایش‌ داده‌ است. ‌‌‌‌محققان‌ دیگر نیز تاءثیر هورمون‌ رشد بر روی‌ فعالیت‌ تخمدان‌ و اسپرماتوژنز و همچنین‌ افزایش‌ لنفوسیت‌های‌ خون‌ را بررسی‌ نمودند و تاثیر بی‌تردید هورمون‌ رشد در تولیدمثل‌ و افزایش‌قدرت‌ سیستم‌ ایمنی‌ و مقاومت‌ به‌ بیماری‌ را یادآور شدند

‌‌جدول‌ 2-7- آثار فیزیولوژیكی‌ هورمون‌ رشد در حیوانات‌ اهلی‌ در طول‌ رشد و شیردهی‌ Burtonet.1994)

‌‌‌‌افزایش‌ ذخیره‌ و سنتز پروتئین‌
‌‌ماهیچه‌ اسكلتی‌ ‌‌افزایش‌ مصرف‌ گلوكز و اسید آمینه‌
‌‌‌‌افزایش‌ بازده‌ و استفاده‌ از اسید آمینه‌
‌‌‌‌افزایش‌ سنتز شیر و تركیبات‌ طبیعی‌ آن‌
‌‌‌‌افزایش‌ مصرف‌ مواد مغذی‌ در جهت‌ سنتز شیر
‌‌بافت‌ پستانی‌ ‌‌افزایش‌ فعالیت‌ ترشحی‌ هر سلول‌
‌‌‌‌حفظ‌ و تداوم‌ فعالیت‌ ترشحی‌ سلولهای‌ مولد شیر
‌‌‌‌افزایش‌ حجم‌ جریان‌ خون‌ متناسب‌ با افزایش‌ تولید شیر
‌‌‌‌كاهش‌ سنتر چربی‌ حتی‌ در شرایط‌ تعادل‌ مثبت‌ انرژی‌
‌‌بافت‌ چربی‌ ‌‌افزایش‌ میزان‌ لیپولیز حتی‌ در شرایط‌ تعادل‌ منفی‌ انرژی‌
‌‌‌‌كاهش‌ اثر تحریكی‌ انسولین‌ در متابولیسم‌ گلوكز و سنتز لیپید
‌‌‌‌افزایش‌ نقش‌ تحریك‌ كاتوكولامینها در فرآیند لیپولیز
‌‌‌‌افزایش‌ جذب‌ كلیسم‌ و فسفر برای‌ سنتز شیر با رشد استخوان‌
‌‌بافت‌ روده‌ كوچك‌‌افزایش‌ توانائی‌ ویتامینD3 ‌در تحریك‌ متصل‌ شدن‌ كلسیم‌ به‌ پروتئین‌
‌‌‌‌افزایش‌ اتصال‌ كلیسم‌ به‌ پروتئین‌
‌‌‌‌افزایش‌ جریان‌ خون(برای‌ سنتزهرلیترشیرحدود 400-300 لیترخون‌ درپستان‌ لازم‌ است)
‌‌‌‌افزایش‌ غلظت‌ عامل‌ رشد شبه‌ انسولین(IGFI)‌در كبد
‌‌جریان‌ عمومی‌ خون‌ ‌‌كاهش‌ اكسیداسیون‌ اسید آمینه‌ و نیتروژن‌ اوره‌ خون‌
‌‌‌‌كاهش‌ فیلتراسیون‌ گلوكز
‌‌‌‌كاهش‌ اكسیداسیون‌ گلوكز
‌‌‌‌افزایش‌ پاسخ‌ ایمنی‌ بدن‌
اثر هورمون‌ رشد در تولید شیر

‌‌‌‌یكی‌ از آثار كلی‌ كاربرد هورمون‌ رشد بهبود بازده‌ تولید شیر می‌باشد كه‌ از طریق:
نقش‌ هورمون‌ رشد بر ظرفیت‌ سنتز شیر در پستان‌ بوسیلهِIGF-I
نقش‌ هورمون‌ رشد در تشدید و تاءمین‌ مواد غذائی‌
نقش‌ هورمون‌ رشد در تشدید خون‌
اعمال‌ می‌گردد. گاوهای‌ شیرده‌ در مقایسه‌ با گاوهای‌ گوشتی‌ دارای‌ هورمون‌ رشد بیشتر و انسولین‌كمتری‌ هستند و این‌ امر در ارتباط‌ با حركت‌ عناصر غذائی‌ بسوی‌ غدد پستانی‌ برای‌ سنتر شیرمی‌باشد. انتخاب‌ برای‌ تولید شیر موجب‌ افزایش‌ سطح‌ هورمون‌ رشد در خون‌ می‌شود بنابراین‌ تغییردر سطح‌ هورمون‌ رشد می‌تواند شاخصی‌ برای‌ پتانسیل‌ تولید شیر باشد. گزارشات‌ متعدد حاكی‌ ازاین‌ مطلب‌ است‌ كه‌ تزریق‌ هورمون‌ رشد به‌ مقدار قابل‌ ملاحظه‌ای‌ 41-23 درصد، تولید شیر راافزایش‌ می‌دهد .

اثر هورمون‌ رشد بر ایمنی‌‌‌‌‌تمایز لنفوسیتها در محیط‌ آزمایشگاهیin vitro ‌بوسیلهِ هورمون‌ رشد افزایش‌ یافته‌ و مشاهده شده‌است‌ كه‌ هورمون‌ رشد گاوی‌ و انسانی‌ هر دو درصد سلولهای‌ ماكروفاژ كننده‌ را افزایش‌ می‌دهند. همچنین‌ در مورد هورمون‌ رشد انسانی‌ مشخص‌ شده‌ كه‌ تشكیل‌ كلنی‌ سلولهایT ‌افزایش‌یافته‌ است. محققان‌ نتیجه‌ گرفته‌اند كه‌ بافتهای‌ ایمنی‌ در بدن‌ نه‌ تنها به‌ عنوان‌ بافت‌ هدف‌ هورمون‌رشد محسوب‌ می‌شوند بلكه‌ احتمالا در تولید هورمون‌ رشد نیز نقش‌ دارند. این‌ مطلب‌ با یافتن‌ mRNA هورمون‌ رشد در لكوسیتهای‌ تك‌ هسته‌ای‌ خون‌ و در طحال، تیموس‌ ولكوسیتهای‌ مغزاستخوان‌ به‌ اثبات‌ رسیده‌ است‌ .

اثر هورمون‌ رشد بر تولید مثل
(Lechniak(1999, نشان‌ داد كه‌ هورمون‌ رشد بر روی‌ عملكرد گونادهای‌ جنس‌ نر موِش است. عمل‌ هورمون‌ رشد از طریق‌ عامل‌ رشد شبه‌ انسولین(IGFI)‌واسطه‌گری‌ می‌شود. ثابت‌ شده‌كه‌ گیرنده‌هایIGF-I‌در بیضهِ انسان‌ و در ناحیه‌ اكروزوم‌ اسپرم‌ وجود دارد .ممكن‌ است‌هورمون‌ رشد بوسیلهِ غدد ضمیمه‌ تناسلی‌ در جنس‌ نر نیز ترشح‌ شود زیرا بعد از وازكتومی‌ مقدارهورمون‌ رشد غدد تناسلی‌ به‌ طور معنی‌ داری‌ كاهش‌ می‌یابد .

‌‌‌‌هورمون‌ رشد برای‌ كنترل‌ اعمال‌ متابولیك‌ بیضه‌ها لازم‌ است. هورمون‌ رشد بطور اختصاصی موجب‌ پیشبرد تقسیم‌ اولیهِ اسپرماتوگونی‌ها می‌شود و در غیاب‌ آن‌ مثلا در كوتوله‌های‌ هیپوفیزی‌اسپرماتوژنژ شدیدا كاهش‌ می‌یابد .

‌‌‌‌افزایش‌ هورمون‌ رشد در تخمدان‌ تاثیر گونادوتروپنیها را بر روی‌ تخمدان‌ افزایش‌ می‌دهد. لذادر والدینی‌ كه‌ در لقاح‌ خارج‌ از رحم‌ و انتقال‌ جنین، پاسخ‌ ضعیفی‌ به‌ گونادوتروپینها دارند، با تیمارهورمون‌ رشد قابل‌ معالجه‌ است.

Chase‌‌‌‌ و همكاران‌ (1998) نشان‌ دادند كه‌ هورمون‌ رشد و گیرنده‌ آن‌ وIGF-Iنقش‌ اساسی در عملكرد طبیعی‌ تولید مثل‌ و رشد فولیكول‌ دارند Koller.و همكاران‌ (1998) نشان‌ دادندكه‌ هورمون‌ رشد تنظیم‌ كننده‌ فعالیت‌ تخمدان‌ است‌

‌‌‌‌برخی‌ پژوهشگران‌ عقیده‌ دارند كه‌ با كاهش‌ تدریجی‌ مقدار هورمون‌ رشد بلوغ‌ جنسی‌ آغازمی‌شود. به‌ عبارت‌ دیگر اگر چه‌ تاثیر مستقیم‌ هورمون‌رشد بر ترشح‌ و آزاد شدنLH ‌نشان‌ داده‌نشده‌ است‌ ولی‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ كاهش‌ غلظت‌ هورمون‌ رشد به‌ عنوان‌ یك‌ علامت‌ متابولیكی‌ به‌مغز محسوب‌ می‌شود و احتمالا باعث‌ تاءثیر بر فاكتور آزاد كننده‌ هورمونهای‌ گونادوتروپین‌ در مغزشده‌ و از آن‌ طریق‌ بر ترشحLH ‌موِثر است‌ ‌‌‌‌در نشخوار كنندگان‌ تاءثیر هورمون‌ رشد بر روی‌ تخمدان‌ به‌ حضور گیرنده‌ هورمون‌ رشد كه‌ روی‌ جسم‌ زرد وجود دارد، مرتبط‌ است‌

تجزیه‌ هورمون‌ رشد
‌‌‌‌اگر چه‌ هورمون‌ رشد در پلاسما، طول‌ عمر باثباتی‌ دارد، تجزیهِ پروتئولیتیك‌ هورمون‌ رشد دربافتهای‌ پریفرال‌ صورت‌ می‌گیرد و بیش‌ از 90% هورمون‌ رشد مترشحه‌ در كبد و كلیه‌ تجزیه‌ می‌شود.در نتیجه‌ پروتئولیز، ممكن‌ است‌ هورمون‌ رشد كاملاإ تجزیه‌ و به‌ اسیدآمینه‌ تبدیل‌ شود، یا ممكن‌است‌ به‌ قطعات‌ كوچكتر تبدیل‌ شده‌ و به‌ گردش‌ خون‌ پریفرال‌ باز گردد. 13میزان‌ هورمون‌ رشد در كبداز بین‌ می‌رود، دركلیه‌ هورمون‌ رشد دومرتبه‌ جذب‌ می‌گردد و درداخل‌ ساختارهای‌ لیزوزمی‌ تجزیه‌می‌شود.

هورمون‌ رشد نوتركیب‌
‌‌‌‌اولین‌ موش‌ ترانسژنیك‌ هورمون‌ رشد بدست‌ آمده‌ است‌ . در آزمایش‌ آنها با استفاده‌ ازروش‌ ریز تزریقی‌ منطقه‌ َ5 تنظیم‌ كنندهِ نسخه‌ برداری‌ ژن‌ متالوتیونینI‌را كه‌ به‌ ژن‌ هورمون‌ رشدپیوسته‌ بود، به‌ یك‌ پیش‌ هسته‌ نر لقاح‌ یافته‌ با تخمكهای‌ موش‌ ماده‌ انتقال‌ دادند و سپس‌ تخمها درماده‌هائی‌ كه‌ بطور كاذب‌ آبستن‌ شده‌ بودند لانه‌ گزینی‌ شدند. هورمون‌ رشد نو تركیب(rGH)‌ در ژنوم‌تعداد كمی‌ از موشها جای‌ گرفت‌ و در نتیجه‌ در شروع‌ سه‌ هفته‌ اول، رشد آنها بیش‌ از فرزندان‌ غیرترانسژنیك‌ گردید

‌‌‌‌در مطالعاتKopchick ‌و همكاران‌ (1991) نشان‌ داده‌ شد كه‌ وجود اسیدآمینه‌ 19 گلیسین‌ در ژن‌ هورمون‌ رشد گاوی‌ برای‌ رشد ضروری‌ می‌باشد. وقتی‌ اسیدآمینه‌ 119 ژن‌ هورمون‌رشد از گلیسین‌ به‌ یكی‌ از اسید آمینه‌های‌ آرژنین، پرولین، لوسین‌ و ترپیتوفان‌ و لیزین‌ تغییر می‌یابد،ت ظاهر هورمون‌ رشد گاوی‌ در موشهای‌ ترانسژنیك‌ كاهش‌ یافته‌ و موشها دارای‌ فنوتیپ‌ كوتوله‌می‌شوند .

ساختمان‌ ژن‌ هورمون‌ رشد
‌‌‌‌ژن‌ هورمون‌ رشد در انسانkb ‌2/6 و مشابه‌ دیگر پستانداران‌ است‌ ولی‌ نسبت‌ به‌ ژن‌ هورمون رشد جوجه كوچكتر است‌ پروموتور این‌ ژنbp ‌500 می‌باشد. كد آغاز ترجمه‌ دراگزون‌ یك‌ و كد توقف‌ در اگزون‌ چهار قرار دارند. نقشه‌ ژنتیكی‌ ژن‌ هورمون‌ رشد گاوی‌ در شكل‌ 2-11نمایش‌ داده‌ می‌شود.

‌‌‌‌انتخاب‌ عناصر تنظیم‌ كننده‌ نسخه‌ برداری‌ برای‌ تظاهر ژن‌ هورمون‌ رشد، ابزار قوی‌ دیگری‌درآزمایشات‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ عمل‌ هورمون‌ رشد در موش‌ می‌باشد.

منبع: آرش جوانمرد. بررسی چند شکلی ناحیه پروموتور ژن گیرنده هورمون رشد در گاوهای سیستانی. پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه تهران
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

رفع مشکلات ناباروري در گاوهاي شيري قسمت دوم

آنستروس:
آنستروس یا عدم توانایی در بروز علائم فحلی،در بیشتر موارد ناشی از ناتوانی خود ما در تشخیص و ردیابی فحلی است.در مطالعه ای روی گاوهایی که به عنوان "آنستروس" گزارش شده بودند،مشخص شد که 90 درصد آنها سیکلیک و نرمال بوده و در حقیقت فحلی شان تشخیص داده نشده بود؛ و تنها 10 درصد گاوها واقعا آنستروس بودند(یعنی دچار عدم فعالیت تخمدانی بودند).

فاکتورهای احتمالی دخیل در بروز آنستروس:
1- عدم تشخیص فحلی در گاوها با فعالیت تخمدانی نرمال،ممکن است به این دلایل بوده باشد:
الف)عدم تشخیص کافی فحلی.از آنجاییکه 66 درصد علائم فحلی بین 6 بعد از ظهر و 6 صبح بروز می کنند،گاوهایی که فحلی کوتاه مدت(کمتر از 12 ساعت)دارند ممکن است حتی با سیستم دوبار تشخیص فحلی در روز از قلم بیافتند.این امر خصوصا زمانی صادق است که گاوها طی زمانی که احتمال بروز رفتارهای فحلی شان کمتر است،تحت نظر گرفته شوند.
ب)عدم شناسایی کافی و یا رکوردهای ناکافی از حیوان.
ج)عدم فرصت گاوها برای بروز فحلی برای مثال عدم آزاد کردن و تجمع گاوها در فضای باز،بستر های لغزنده، لنگش،تعداد بسیار کم دام که تعدادشان برای بروز رفتارهای متقابل کافی نباشد.
2- آنستروس حقیقی یا عدم فعالیت های تخمدانی بدلایل زیر اتفاق می افتد:
الف)کم خونی _ بخاطر آناپلاسموز،انگل های داخلی یا خارجی،کمبود پروتئین جیره،کمبود آهن،مس،کبالت یا سلنیم.
ب) کمبود فسفر جیره
ج)کمبود سطح انرژی،کاهش وزن حیوان در اثر تولید بالا و یا سوءتغذیه.
د)سطح پایین هورمونی در ارتباط با خوراک دهی طولانی مدت بالاخص از خوراک های انباری
ه)کیست های تخمدانی(70 درصد گاوهای دارای تخمدان های کیستیک آنستروس هستند)
و)عفونت و چرک های داخل رحمی

3- فحلی خاموش(فحلی آرام) – فعالیت های تخمدانی نرمال با عدم بروز علائم فحلی.
بیشتر عوامل دخیل در آنستروس حقیقی(کم خونی،کمبود فسفر،کمبود انرژی و سطوح پایین هورمونی)می توانند سبب بروز فحلی خاموش شوند.


رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1)رکوردهای تولید مثلی کافی و مناسبی از گله خود تهیه نمایید.تاریخ های فحلی،تاریخ معاینات و یافته ها،حوادث غیر معمول از قبیل سخت زایی یا جفت ماندگی و درمان های آنها را ثبت نمایید.
2)گاوها را بمنظور تشخیص فحلی با دقت زیر نظر بگیرید.
الف)حداقل 2 و ترجیحا 3 بار در روز گاوها را تحت نظر داشته باشید.
اطمینان حاصل کنید که زمان تشخیص فحلی عصر ها باشد.
ب)در هربار ردیابی فحلی،حداقل 20 دقیقه را به این کار اختصاص دهید.
ج)اجازه ندهید که امور روزمره مزرعه،حواس شما را از ردیابی فحلی منحرف سازد.گاوها را زمانی که در حال تغذیه،شیردوشی یا دیگر فعالیت ها نیستند مشاهده نمایید.
د)بستر غیر لغزنده ای را برای ردیابی فحلی در نظر بگیرید.در این حالت احتمال بروز علائم فحلی توسط گاوها بیشتر خواهد بود.
3- گاوهای مشکوک را از لحاظ کم خونی آزمایش نمایید.نمونه های خون غیر لخته را از 12 تا 21 گاو در اوایل شیرواری تهیه کنید.اگر با کم خونی مواجه شدید،گاوها را از لحاظ انگل های خارجی و داخلی آزمایش کنید.سطح آهن،مس و سلنیم خون را اندازه گیری نمایید.در صورت وجود کم خونی درمان های لازم را بعمل آورید.عوامل مستعد کننده این حالت را نیز اصلاح کنید.
4- نمونه هایی از علوفه را بمنظور آزمایشات استاندارد مواد معدنی به آزمایشگاه ارسال نمایید.برای توسعه برنامه غذایی که نیازهای تغذیه ای گله را برطرف نماید اقدام نمایید.
5- عفونت های داخل رحمی را در گاوها آزمایش نمایید.کیست های تخمدانی را نیز برای بروز یا عدم بروز فعالیت های تخمدانی آزمایش نمایید.اجازه دهید که دامپزشک حداقل یکبار بین 15 و 45 روز پس از زایمان با عمل توشه رکتال این کار را انجام دهد.
6- در وقت مقتضی،با فرا رسیدن زمان تلقیح،گاوها را در شرایط اضافه وزن قرار دهید.
7- شرایط را در زمان نزدیک به زایمان و اوایل شیرواری که ممکن است منجر به بروز مشکلات آنستروس گردد(مانند جفت ماندگی،متریت،کتوزیس)کنترل نمایید.
8- دسترسی به علوفه تازه را حداقل 4 تا 6 هفته در سال میسر سازید.
9- آزمایشات آبستنی را 40 تا 60 روز بعد از تلقیح انجام دهید.

چند تلقیحی:
هدف منطقی برای نرخ تلقیح(درصد تلقیح)در اولین سرویس 50 درصد است.بعد از دو سرویس،درصد تلقیح تجمعی باید حدود 75 درصد باشد.گاوهایی که به سه یا تعداد بیشتری سرویس قبل از لقاح نیاز دارند،عموما چند تلقیحی نامیده می شوند.

فاکتورهای احتمالی دخیل در بروز چند تلقیحی:
1- مرگ و میر رویان یا جنین که این امر ناشی می شود از:
الف)تغذیه و خوراک دهی بیش از حد
ب)دستکاری بیش از حد مجاری تولید مثلی از طریق توشه رکتال
ج)تریکومونیازیس یا ویبریوزیس(هرکدام از این امراض آمیزشی ممکن است سبب مرگ زود هنگام رویان و بروز چند تلقیحی گردد.این بیماری ها توسط تلقیح طبیعی گسترش می یابند)
د)لپتوسپیرا و احتمالا عفونت های ویروسی مجاری تولید مثلی
ه)یوروپلاسم،میکوپلاسما،هموفیلوس و بسیاری از عوامل عفونت زای دیگر که تولید عفونت های با سطح پایین تری می نمایند یا از لقاح جلوگیری می کنند و یا منجر به مرگ و میر رویان در مراحل اولیه خواهند شد.گاوهای آلوده ممکن است ترشحات خارجی نا متعارفی داشته باشند.
2- تلقیح زودهنگام با دیرهنگام در ارتباط با زمان تخمک گذاری
3- استفاده از گاوهای نر با باروری پایین
4- استفاده از اسپرمی که طی انبارداری یا حمل و نقل نادرست صدمه دیده است.
5- تکنیک های تلقیح مصنوعی ضعیف
6- عدم بالانس یا کمبودهای جدی در سطح ویتامین ها و مواد معدنی جیره.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- چنانچه از تلقیح طبیعی استفاده می کنید،ویبریوزیس و تریکومونیازیس را آزمایش کنید.اگر جواب مثبت باشد،تلقیح طبیعی را قطع و گاو نر را حذف نمایید.بمنظور محافظت در مقابل ویبریوزیس از واکسن مناسب بهره بگیرید.
2- لپتوسپیرا،آی بی آر،بی وی دی را نیز آزمایش نمایید.برای محافظت از این قبیل میکروارگانیسم ها نیز از واکسن استفاده نمایید.
3- از خوراک دهی بیش از حد مواد دانه ای خصوصا پس از تلقیح خودداری کنید.
4- دسترسی گاوها به علوفه تازه از قبیل چرا یا علوفه سبز را حداقل برای 4 تا 6 هفته در سال میسر سازید.
5- شروع فحلی و طول زمان آنرا با دقت مشاهده نمایید.12 ساعت پس از مشاهده اولیه تلقیح را انجام دهید.در گاوهایی که فحلی دراز مدت دارند(بیش از 24 ساعت)،12 تا 18 ساعت پس از اولین تلقیح دوباره تلقیح کنید.
6- از دامپزشک خود بخواهید که گاوهای چند تلقیحی را بمنظور بروز متریت(عفونت های سطح پایین رحمی)،تاخیر در تخمک گذاری یا دیگر موارد نا متعارف را آزمایش نماید.
7- از گاوهای نر با قابلیت باروری بالا بهره بگیرید.

سقط جنین:
عوامل سقط می توانند عفونی یا غیر عفونی باشند.در حدود 70 درصد سقط ها،عامل اصلی سقط حتی با آزمایشات بسیار دقیق قابل تعیین نیست.در غیاب عفونت های خاص،درصد نرمال سقط گله در حدود 3 درصد می باشد.

فاکتورهای احتمالی دخیل در بروز سقط:
1- نقایص ژنتیکی-رویان یا جنین شدیدا غیر معمول احتمالا در اوایل آبستنی جذب یا دفع می شود.
2- جنین های چندگانه –درصد سقط در آبستنی های با جنین های چندگانه(دوقلو،سه قلو و...)نسبت به آبستنی های تک جنینی بالاتر خواهد ود.
3- جراحات- در اوایل آبستنی(کمتر از 60 روز)دستکاری بیش از حد مجاری تولید مثلی طی توشه رکتال سبب سقط خواهند شد.دخول وسیله تلقیح یا تزریق به داخل رحم یک گاو آبستن ممکن است سبب سقط گردد.جراحات شدید در اواخر آبستنی از قبیل افتادن گاو روی یک بستر سخت می تواند بروز سقط را تشدید نماید.
4- عفونت های خاص- بروسلوز،لپتوسپیروز،آی بی آر،بی وی دی،لیستریوز،ویبریوز،تریکومونیازیس و مایکوتیک و دیگر عفونت ها می توانند سبب سقط گردند.
5- مسمومیت ها- مسمومیت های نیتراتی،سیانیدی،گاز سیلو و برخی علف های هرز می توانند سبب سقط گردند.
6- سقط دارویی- داروهای کورتیزون مانند و پروستاگلاندین ها بین بقیه داروها بیشتر منجر به سقط خواهند شد.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- از ایجاد جراحات پرهیز نمایید،سطح بتونی لغزنده را شیار دهی نموده و/یا از مواد غیر لغزنده برای پوشانیدن بستر استفاده نمایید.از تماس گاوها با نواحی یخ زده جلوگیری کنید.
2- در صورت کار با مجاری تولید مثلی گاوهای احتمالا آبستن نهایت دقت را به خرج دهید.در صورت تلقیح مجدد اجازه ندهید که سوند تلقیح به بدنه رحم نفوذ نماید.در خصوص حداقل تعداد روزهای گذشته از نخستین تلقیح که دامپزشک می تواند تشخیص آبستنی را بدون خطر برای جنین انجام دهد با وی مشورت نمایید.
3- در صورت بروز سقط،نمونه ها را برای تشخیص آزمایشگاهی ارسال نمایید.جنین کامل را در کیسه ای پلاستیکی قرار دهید.جفت یا حداقل قسمتی از جفت را که شامل یک کوتیلدون است در کیسه پلاستیکی مجزایی قرار دهید.این مجموعه را برای ارزیابی به آزمایشگاه ارسال نمایید.از گاو سقط کرده در زمان سقط خونگیری نمایید و دوباره سه هفته بعد بمنظور آزمایشات سرولوژیک(برای بروسلوز،لپتوسپیروز،آی بی آر،و بی وی دی) خونگیری نمایید.
4- از دسترسی گاو به مردابها،باتلاقها یا آبهای ساکن جلوگیری نمایید.
5- هرگونه آب یا خوراک مشکوک را برای تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی ارسال نمایید.مسمومیت هایی که سبب ایجاد سقط می شوند عموما ناشی از دسترسی کوتاه مدت به سطوح بالای سم یا توکسین می باشند.
6- بسیاری از داروهای تشدید کننده سقط از قبیل کورتیزون ها و پروستاگلاندین ها،داروهای نسخه ای و معمول هستند.بنابراین استفاده از آنها را به دامپزشک و یا تحت نظر او محدود کنید.

و نتیجه آنکه:
زمانیکه در گله ای مشکلات تولید مثلی رخ می دهد،این مشکلات اثرات اقتصادی زیادی به همراه خواهد داشت.رکورد گیری های منظم و ارتباط کاری خوب شما با دامپزشک گله و دیگر افراد مطلع سبب پایین آمدن بروز این مشکلات در گله خواهد شد.اگر با چنین مشکلاتی در گله مواجه شدید،از رکوردها،افراد مطلع و روش سیستماتیک رفع مشکل برای حل مشکلات باروری استفاده نمایید.
مهندس روزبه اردبيلي
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

رفع مشکلات ناباروري در گاوهاي شيري


Dr. L.J. Hutchinson
The Pennsylvania State University

بسیاری از تولید کنندگان در موقعیت های مختلف با مشکلاتی در عملکرد تولید مثلی گله خود روبرو می شوند.زمانیکه راندمان تولید مثلی گله افت می کند،تولید کننده باید برای شناسایی علل امر و یافتن راه حل،با دامپزشک گله،کارشناس تلقیح مصنوعی،نمایندگی شرکت تامین خوراک و دیگر افراد ذیربط مشورت نماید.متن حاضر به معرفی انواع اصلی مشکلات ناباروری در گله می پردازد و برای پیشگیری و کنترل آن ها پیشنهاداتی ارائه می دهد.
جفت ماندگی:
زمانی که جفت یک گاو ماده،ظرف 12 ساعت پس از زایمان خارج نشود،این وضعیت را جفت ماندگی می گویند.بروز جفت ماندگی در گله های گاو شیری نباید بیش از 8 % باشد.
فاکتورهای احتمالی دخیل در جفت ماندگی:
1- عفونت های خاص از قبیل لپتوسپیروز،بروسلوز،کامپیلوباکتر،رینوتراکئیتیس عفونی(IBR) و دیگر عفونت ها می تواند سبب جفت ماندگی گردد.این عفونت ها ممکن است سبب سقط جنین گردد اما می تواند جفت ماندگی پس از زایمان را نیز منجر شود.
2- عفونت های نا معین ایجاد شده توسط طیف وسیعی از باکتری ها و ویروس ها که در خلال آبستنی یا هنگام زایمان رخ می دهند،می توانند به نحوی با جفت ماندگی مرتبط باشند.
3- دوقلوزایی و زایمان های غیر طبیعی شامل زایمان های طولانی مدت یا سخت زایی ها،اغلب سبب جفت ماندگی خواهند شد.
4- کمبود سلنیم،ویتامین A و یا ویتامین E می تواندبروز جفت ماندگی را به میزان بالایی افزایش دهد.
5- چاق شدن گاوهای خشک از روی دریافت انرژی اضافی و یا دوره ی خشکی طولانی مدت اغلب با جفت ماندگی مرتبط می باشد.
رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- عفونت های خاص را آزمایش کنید.از آزمایش های خونی در تشخیص عفونت های خاص بهره بگیرید.چنانچه عفونتی را تشخیص دادید،نسبت به معالجه،واکسیناسیون و یا حذف گاو آلوده اقدام نمایید.
2- با تمییز نگاه داشتن محوطه ی زایمان و بستر پوشانی مناسب،تماس گاو با ارگانیسم های نا معین را به حداقل برسانید.در صورت امکان،زایمان را روی علوفه انجام دهید.از جایگاه زایمان برای مقاصد دیگر استفاده نکنید.
3- تلیسه ها را با گاوهای نری آمیزش دهید که رکورد آسانزایی داشته اند.به دقت گاوهای در حال زایمان و تلیسه ها را تحت نظر بگیرید.چنانچه پس از گذشت 30 دقیقه پیشرفت چندانی در زایمان حاصل نشد،گاو نیاز به کمک شما دارد.سعی کنید به آرامی و با رعایت نظافت این کار را انجام دهید.
4- در مناطقی که از لحاظ سلنیم فقیرند،سلنیم مکمل را به صورت غذای خشک یا تزریق به گاوهای خشک برسانید.آزمایشاتی ترتیب دهید که وضعیت سلنیم را تعیین نماید.حداقل 5-4 هفته در سال گاوها را با علوفه مرتعی سبز و تازه تغذیه کنید.حدود 160000 واحد ویتامین A(یک میلیگرم کاروتن معادل 400 واحد ویتامین A است)از تمامی منابع(طبیعی و مکمل) تهیه نمایید.
5- از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید.دسترسی به خوراک های پرانرژی مثل سیلوی ذرت یا مواد دانه ای را طی دوره ی خشکی محدود نمایید.
متریت:
عفونت رحم تحت عنوان متریت شناخته می شود.گاوها معمولا طی 2 هفته اول پس از زایمان ترشحاتی به رنگ قرمز-قهوه ای از خود بیرون می دهند.چنانچه این ترشحات بیش از 2 هفته ادامه یابد یا اگر ترشحات بدبو باشند،این امر گواهی بر عفونت رحمی دارد.
فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد متریت:
1- بسیاری از گاوهایی که جفت ماندگی دارند، دچار متریت نیز خواهند شد.(فاکتورهای موثر بر جفت ماندگی را مشاهده نمایید)
2- ممکن است در اثر سختزایی،به مجرای تولید مثلی جراحاتی وارد آمده باشد و یا نیروی بیش از حدی که حین کمک رساندن اعمال شده سبب بروز این جراحات گشته باشد.همچنین این جراحات می تواند در زمان تلقیح یا تیمار های رحمی نیز بوجود آمده باشد.
3- آلودگی مجرای تولید مثلی می تواند در زمان زایمان،آنهم وقتی گاوها یا تلیسه ها شدیدا نسبت به عفونت حساس اند بوجود آید.چنانچه محل زایمان آلوده باشد یا اگر کمک رسانی در حین زایمان غیر بهداشتی انجام گرفته باشد،نتیجه ی احتمالی آن متریت خواهد بود.
4- استفاده از بلوس های رحمی بخاطر واکنش بدن به مواد موجود در بلوس ها می تواند منجر به تجمع چرک گردد.
5- کمبود سلنیم یا ویتامین E ممکن است با متریت مرتبط باشد.
6- چاقی بیش از حد ممکن است سلامتی گاوها را در زمان زایمان یا اوایل شیرواری به خطر اندازد.این خطرات شامل جفت ماندگی،متریت،استونومی و جابجایی شیردان می باشند.
رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- چنانچه بروز جفت ماندگی از 8 % بالاتر باشد،به اقدامات کنترلی ذکر شده در بالا نگاه کنید.بسیاری ار شرایطی که گاوها را در معرض جفت ماندگی قرار می دهد،به توسعه ی متریت نیز کمک می کند.
2- گاوها باید در مکان پاکیزه ای زایمان کنند.
a) آغل یا چراگاه های کاملا پاکیزه را آماده نمایید.محل زایمان را طوری انتخاب کنید که امکان مشاهده ی مکرر گاو وجود داشته باشد.
b) بعد از هربار زایمان،آغل را تمییز و ضد عفونی نموده و بستر آنرا تعویض نمایید.در صورت امکان به جای استفاده از خاک اره،بهتر است از مواد بستری با ساقه های بلند به منظور پوشاندن بستر بهره بگیرید.
c) زایشگاه را زمانی که متریت یا عفونت های گوساله ها شایع است برای یک تادو ماه بلا استفاده بگذارید و ترتیبی دهید که گاوها در محلی جدید و تمییز زایمان نمایند.
d) زایشگاه را از هرگونه جانوری به جز گاو در حال زایمان پاک کنید.
e) چنانچه حین زایمان به کمک شما نیاز بود،از ابزار ضد عفونی شده و تمییز استفاده کنید؛دم را به پای جلو گره بزنید؛ناحیه ی فرج و اطراف آنرا با صابون ملایمی شستشو دهید؛قبل از شروع دست ها و بازوهایتان را بشوئید؛از لوبریکانت غیر حساسیت دهنده استفاده کنید،کار را همزمان با انقباضات زایمانی شروع کنید و به هیچ وجه فشار اضافی وارد نیاورید.قبل از کشیدن گوساله اطمینان حاصل کنید که محل قرار گیری گوساله طبیعی است.در صورتی که محل قرار گرفتن گوساله یا اندازه آن نسبت به مادرش نشانگر سختزایی بود از دامپزشک خود یاری بجوئید.
3- زمان درمان متریت و جفت ماندگی و نوع داروهای قابل استفاده را از دامپزشک بپرسید.
4- در مناطق فقیر از لحاظ سلنیم،به جیره ی گاوهای خشک و شیروار مکمل سلنیم اضافه کنید و یا سلنیم را به صورت تزریقی وارد نمایید.
5- طی اوایل شیرواری و دوره ی خشکی از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید و در عین حال مصرف ویتامین و مواد معدنی را در حد کافی حفظ نمایید.
6- 2 تا 6 هفته پس از زایمان گاوها را به منظور تشخیص جراحت یا عفونت آزمایش نمایید.
7- برای درمان متریت از توصیه های دامپزشک خود بهره بجوئید.اگر گاوی علائم عفونت را نشان نمی دهد از کاربرد دارو به رحم خودداری کنید.
کیست های تخمدانی:
کیست های تخمدانی ساختارهایی هستند که معمولا قطرشان بیش از یک اینچ می باشد.این کیست ها روی یکی یا هردو تخمدان برای 10 روز یا بیشتر باقی می مانند.باروری در گاوهای دارای کیست بخاطر تغییرات هورمونی و تغییر در میزان کشیدگی رحمی کاهش می یابد و در بسیاری از موارد قابلیت آزاد سازی تخمک از بین خواهد رفت.
فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد کیست های تخمدانی:
1- مصرف بیش از حد کلسیم درجیره یا جیره ی دارای نسبت زیاد کلسیم به فسفر.مصرف بیش از دو قسمت کلسیم به یک قسمت فسفر ممکن است به توسعه کیست ها کمک کند.
2- مصرف استروژن زیاد از طریق تزریق یا از طریق علوفه تازه ی بقولات یا از برخی سموم قارچی،بروز کیست های تخمدانی را افزایش می دهد.
3- استعداد ژنتیکی
4- شرایط استرس زا یا مشکلات سلامتی حین یا اندکی پس از زایمان.
رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- علوفه را از لحاظ محتوای کلسیم و فسفر تجزیه کنید.برنامه ی غذایی را بررسی کنید تا مطمئن شوید که نسبت کلسیم-فسفر در کل جیره بین 1/1.5 و 1/2 می باشد.در تخمین مواد معدنی دریافتی،کلیه ی علوفه ها،مواد دانه ای و مواد معدنی را بحساب آورید.
2- از مصرف محصولات استروژنی تزریقی بپرهیزید.اینها داروهای پرتوانی هستند که تنها باید تحت نظر دامپزشک مصرف شوند.خوراک هایی را که از لحاظ محتوای zearalenone یا دیگر سموم قارچی مشکوک هستند تجزیه کنید.از مواد غذایی حاوی سطوح بالای سموم قارچی استروژنیک یا استروژن های گیاهی استفاده نکنید.
3- از آنجایی که استعداد ژنتیکی می تواند سبب بروز کیست های تخمدانی شود،این امر را در گله با حذف گاوهایی که دختران کیستیک بوجود آورده اند کاهش دهید و از استفاده از گاوهای نری که دختران کیستیک داشته اند نیز پرهیز نمایید.
مهندس روزبه اردبیلی
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

تشخيص به موقع فحلي و آبستني

مقدمه
تولید مثل عاملی كلیدی در تعیین بازده پرورش گاوهای شیرده می باشد. در بهترین شرایط هر ماده گاو، سالانه یك گوساله تولید خواهد كرد. از نظر اقتصادی، باروری معمولا با توجه به فاصله زایش پی در پی دو گوساله ارزیابی می شود. معیارهای اندازه گیری بازده تولید مثل، شامل تعداد تلقیحات به ازای آبستنی، میزان آبستنی در ازای اولین تلقیح، تعداد روزهای باز و فاصله زایش می باشد. فاصله زایش مطلوب در بیشتر گاوداریها 12-13 ماه است. در بیشتر گاوداریها درصد آبستنی با اولین تلقیح بین 50-60 % است و برای 55% آبستنی ها به حدود 8/1 تلقیح برای هر آبستنی نیاز است. یكی از دلایل مهم اقتصادی نبودن پرورش گاو شیری در استان، پایین بودن راندمان تولید مثلی در گله هاست. ضعف در تشخیص بموقع فحلی و آبستنی موجب می شود تا فحلیهای زیادی در زمان طول عمر اقتصادی گاو از دست برود كه این امر به خودی خود سبب طولانی شدن فاصله دو زایمان و به تبع آن ضررهای مالی فراوان به دامداران می گردد. این مقاله ترویجی، كه با همكاری كارشناسان مركز تحقیقات و معاونت امور دام و بخش ترویج استان تهیه شده است، سعی دارد كه دامداران استان را با روشهای سنتی و علمی تشخیص به موقع قحلی و آبستنی متعاقب تلقیح آشنا كند.
مفهوم فحلی:
پدیده فحلی ، فاصله زمانی است كه در طول آن حیوان ماده سر پا می ایستد تا با حیوان نر جفتگیری كند .این حالت متعاقب تغییرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ می دهد. بنابراین فحلی یك پدیده رفتاری محسوب می شود. در صورتیكه زمان بروز فحلی بموقع تشخیص داده نشود و گاو بموقع تلقیح نگردد، دست كم به اندازه یك چرخه فحلی، فاصله گوساله زائی افزایش خواهد یافت. بنابراین مدیریت و تشخیص گاو فحل از لحاظ اقتصادی بسیار حائز اهمیت می باشد و مدیران واحدهای پرورش گاوهای شیرده باید از تمام امكانات موجود برای تشخیص گاوهای فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنیك تلقیح مصنوعی، به جای گاو نر خود گاودار باید عمل فحل یابی را انجام دهد و اینجاست كه بسیاری از اشتباهات مدیریتی موثر بر باروری گله آشكار می شود. مشكل مربوط به تشخیص فحلی در گاوهای ماده به خاطر كوتاه و متغیر بودن طول دوره فحلی می باشد. تشخیص فحلی در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا یا در سپیده دم بیشتر اهمیت دارد و اغلب گاوها بین ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل می شوند.
جنبه های اقتصادی تشخیص فحلی:
یكی از مهمترین جنبه های مدیریتی در گله های بزرگ گاوهای شیرده ، تشخیص فحلی می باشد كه هیچ روشی نمی تواند جایگزین بازرسیهای پیاپی و سیستیماتیك برای تشخیص این حالت گردد. این حالت 6 الی 30 ساعت طول می كشد ولی به طور میانگین برای اكثر گاوهای ماده این حالت 12 الی 18 ساعت طول می كشد.درصد عمده ای از فحلیها در شب بین ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ می دهد.از عواقب تشخیص نادرست فحلی می توان به گمراهی دامدار در تشخیص فحلی آتی، متحمل شدن هزینه های تلقیح نادرست و باز گشت به فحلی مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقیح گاوی كه در حالت فحلی نیست ، باعث می گردد كه رحم گاو كه در این حالت مقاومت كمتری به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهای رحمی گردد. وجود تعداد بی شماری از گاوهای شیرده در گله های تجارتی ،نیاز به دستیابی به روشهای مناسب تشخیص فحلی و استفاده از وسائل كمكی و نوین،برای تشخیص فحلی را همواره بوجود می آورد.
علائم و نشانه های فحلی:
مطمئن ترین نشانه فحلی برای تشخیص گاودار، سر پا ایستادن گاو ماده و اجازه سواری دادن به سایر گاوهاست، در بعضی موارد كه بكرات دیده می شود اینست كه گاو فحل برای سواری گرفتن از دیگر گاوها تلاش می كند به طوری كه گاوهای غیر فحل از جهت عقب سعی بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالی كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعی بر سواری گرفتن از سایر گاوها دارد. از مهمترین علائم فحلی كه دامداران به طور سنتی با اتكا به آنها فحل یابی می كنند عبارتند از: رفتارهای غیر عادی، عصبی بودن، ناآرامی، تورم فرج و خروج ترشحات آبكی از واژن، كاهش تولید شیر و كاهش مصرف خوراك، كنارگیری از گله، انبساط مردمك چشم می باشد. گاوی كه فحل شده معمولا دارای كپل و كشاله ران آلوده می باشد و موهای ابتدای دم آشفته می باشد. حالت فلهمن(Fleman) از دیگر نشانه های فحلی است كه در آن حیوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهای خود را به سوی بال خم می كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعییر رفتار عادی گاو فحل اشاره دارد بطوریكه گاوی كه مثلا همیشه پیش از همه وارد شیردوشی می شود در زمان فحلی آخرین گاوی است كه وارد شیر دوشی می شود. همچنین دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر می خیزد كه این بخار نتیجه افزایش دمای بدن گاو و به دنبالزیاد شدن فعالیت و یا به دلیل تعییرات فیزیولوژیكی دوره فحلی است.
وسائل و روشهای كمكی برای تشخیص فحلی:

1- استفاده از ركورد برداری و تابلوی تولید مثل:
بی گمان مهمترین كمك در تشخیص فحلی داشتن سیستم ركورد برداری می باشد . یكی از روشهای ركوردبرداری استفاده از تابلوی گردان تولید مثل می باشد. یك تابلوی مدیریت تولید مثل در خیلی از گاوداری ها به عنوان پرونده موقتی اطلاعات و وسیله برای كمك كردن به تصمیم گیری مناسب مورد استفاده قرار می گیرد. تابلو به 12 قسمت تقسیم شده است و هر قسمت یك ماه را نشان می دهد كه خود به روزهای آن ماه تقسیم می شود. در هر روز این تابلو به اندازه یك روز چرخانده می شود. هر طرف شماره یا وسیله چسب دار دارای رنگ متفاوتی است. رنگ ها معمولا نكاتی مانند فحلی گاو، گاوهای آبستن، گاوهای آماده برای تلقیح، گاوهای خشك را نشان می دهند. بنابراین گاودار می تواند هر روز با نگاه كردن به تابلو گاوهایی كه انتظار می روند فحل شوند را شناسایی می كند.
2 - استفاده از دوربین مدار بسته:
استفاده از دوربین و تلویزیون می تواند وسیله ای موثر برای مشخص كردن گاوهای فحل باشد. روشن است كه هنگامی این روش نتیجه بهینه می دهد كه گاودار بخوبی بتواند گاوهای خود را بشناسد و یا با پلاك شماره گذاری آنها را از یكدیگر متمایز نماید.
3-استفاده از قدم شمارMovement detector (Pedometer):
در حین فحلی گاو ماده نسبت به سایر دوره ها تحرك بیشتری دارد و مدت كمتری را صرف استراحت و غذا خوردن می كند.لذا در زمان فحلی با استفاده از پدومتری كه به پای گاو بسته می شود می توان میزان مسافتی كه گاو طی كرده اندازه گیری نمود و غیر مستقیم به فحل بودن گاو ماده پی برد.

4 -استفاده از قلم علامت گذار(Crayon):
این وسیله مانند یك قلم نشانه گذاری است كه بوسیله آن هر بامداد بالای دم گاو ماده علامتگذاری میشود.در صورت سواری گرفتن سایر گاوها،این رنگ پاك شده و دامدار به فحل بودن گاو پی خواهد برد.


5-اندازه گیری مقاومت الكتریكی واژن (Vaginal resistance measurement):
در هنگام بروز فحلی، حجم مایع مخاطی واژن و همچنین محتویات یونی آن به طور محسوسی افزایش یافته و قابلیت رسانایی بالائی پیدا می كند.با استفاده از نشانگرهای ثبت كننده مقاومت الكتریكی محتویات واژن، از فحلی گاو مذكور می توان اطمینان حاصل كرد.از معایب این روش اینست كه وارد كردن این وسیله در واژن باعث التهاب بافتهای مربوطه می گردد و احتمال بروز عفونت را افزایش می دهد.

6 -اندازه گیری میزان پروژسترون شیر با استفاده ازروش رادیو ایمنو اسی((Radioimmunoassay:
با توجه به اینكه در هنگام فحلی غلظت استروژن خون افزایش و متعاقبا میزان پروژسترون كاهش می یابد .با استفاده از روشهای موجود میزان كاهش پروژسترون خون میتواند یكی از نشانه های تشخیص گاو در حالت فحلی باشد.
7-استفاده از شاخص یاب( (Heat mount detector:
ایبن وسیله به گاودار نشان میدهد كه آیا گاو ماده به گاوهای دیگر سواری داده است یا نه،از لحاظ ساختار این وسیله دارای دوكیسه تو در تو با یك سیلندر پلاستیكی است.هنگامی كه سایر گاوها سوار گاوحاوی این وسیله شوند،كیسه داخلی پاره شده و باعث آزاد شدن ماده قرمز رنگی به درون كیسه بزرگتر می شود.
8- استفاده از خمیر دمی:Tail past
این وسیله،وسیله ای بسیار ارزان و مقرون به صرفه است و در حقیقت خمیری است كه ناحیه دم مالیده می شود و پس از خشك شدن در صورت سواری گرفتن سایر گاوها تحت فشار وارده شكسته می شود و فحل بودن احتمالی گاو را اطلاع می دهد.

9- استفاده از تی زر(Teaser):
تی زر به حیوانی گفته می شود كه به سوی گاو فحل جذب می شود و در نتیجه امكان شناسایی گاو فحل را به آسانی امكانپذیر می سازد.
9-1)استفاده از سگ فحل یاب:
در این روش از سگهای تعلیم دیده برای تشخیص بوی ترشحات ماده گاو فحل استفاده می كنند.


9-2)استفاده از گاو نر اخته یا آندوژنه:
در این روش امكان آسیب دیدن گاو ماده نسبت به روشهای دیگر بسیار زیاد است لذا كمتر توصیه می شود.

9-3)ماده گاو مجهز به قلم چانه ایChin ball maker:
در این روش از یك قلم نشانه گذاری كه به چانه گاو نصب شده استفاده می كنند.این وسیله حاوی كره ای است كه محتوی ماده رنگی است كه گاو فحل به طور غیر مستقیم تشخیص داده می شود.


10- اندازه گیری دمای بدن:
در هنگام فحلی، ابتدا دمای بدن به طور محسوسی كاهش و در نهایت در مدت كوتاهی دمای بدن افزایش می یابد لذا می توان با اندازه گیری دما تا حدودی از فحل بودن گاو ماده مطلع گردید.
تشخیص آبستنی:
تشخیص دقیق آبستنی از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهی تولید مثل حائز اهمیت است. دانستن این نكته كه یك گاو پس از جفتگیری آبستن نشده است برای گاودار از این نظر اهمیت دارد كه با كمترین اتلاف وقت گاو را جفتگیری داده یا تلقیح كند. در ذیل تعدادی ار روشهای سنتی و جدید تشخیص آبستنی آورده شده است:
1- بازرسی ركتال
در این روش با وارد كردن دست به درون راست روده محتویات رحم جهت تعیین تعییرات اندازه یكی از شاخهای رحم كه به دلیل وجود جنین صورت گرفته است از راه لمس كردن بازرسی می شود. از هفته ششم تا هشتم آبستنی اختلاف اندازه بین دو شاخ رح محسوس تر است.

2- تشخیص آبستنی با اندازه گیری هورمونها:
اندازه گیری هورمونها برای تشخیص آبستنی بویژه اگر در شیر امكانپذیر باشد به دلیل راحتی نمونه گیری مزیتهای بیشتری از روش بازرسی ركتال دارد.
2-1) پروژسترون
جسم زرد در طول آبستنی پروژسترون تولید می كند. حداكثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمكریزی حاصل می شود. روشهای اندازه گیری پروژسترون مانند رادیو ایمنو اسی و تست الیزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخیص آبستنی می باشد.
2-2) سولفات استروژن
تعیین تركیباتی كه به وسیله جنین تولید می شود، نسبت به تركیبات تولید شده توسط مادر ارزش بیشتری برای تشخیص آبستنی خواهد داشت. جنین استروژن تولید می كند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتادم آبستنی افزایش می یابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگی نشانه آبستنی است.
3-بالوتمان:
شكم گاو ماده آبستن تقریبا از ماه هفتم آبستنی بزرگتر می شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شكم فشار داده شود گاهی می توان برخورد جنین به دست راپس از بازگشت جنین حس كرد.
4-اولتراسوند:
در این روش از میله درون ركتومی استفاده می شود كه امواج فراصوتی ارسال كرده و امواج منعكس شده را دریافت می كند. طول موج پس از برخورد با جنین زنده و یا جریان خون جنین تعییر می یابد.
جمع بندی:
یكی از دلایل مهم اقتصادی نبودن پرورش گاو شیری در استان، پایین بودن راندمان تولید مثلی در گله هاست. ضعف در تشخیص بموقع فحلی و آبستنی موجب می شود تا فحلیهای زیادی در زمان طول عمر اقتصادی گاو از دست برود كه این امر به خودی خود سبب طولانی شدن فاصله دو زایمان و به تبع آن ضررهای مالی فراوان به دامداران می گردد. با توجه به توسعه تكنیك تلقیح مصنوعی، به جای گاو نر خود گاودار باید عمل فحل یابی را انجام دهد و اینجاست كه بسیاری از اشتباهات مدیریتی موثر بر باروری گله آشكار می شود. مشكل مربوط به تشخیص فحلی در گاوهای ماده به خاطر كوتاه و متغیر بودن طول دوره فحلی می باشد تشخیص دقیق آبستنی از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهی تولید مثل حائز اهمیت است. دانستن این نكته كه یك گاو پس از جفتگیری آبستن نشده است برای گاودار از این نظر اهمیت دارد كه با كمترین اتلاف وقت گاو را جفتگیری داده یا تلقیح كند.
Some Reference:
1.Allrich, R.D.,R.J. Knutson. 2003.Improving the detection of estrus in. Dairy cattle. Internet Search.
2-Buchanan, G. A. 2002. Detection strategies for dairy cattle. Georgia University.
آرش جوانمرد
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

سازه هاي موثر بر بروز رفتارهاي فحلي گاو

چکیده:
تشخیص ماده گاوهای فحل از سوی انسان، هم چنان یکی از مشکلات اساسی در گاوداری هایی است که برای بارور کردن ماده گاوها، تلقیح مصنوعی را به کار می برند و یا جفتگیری کنترل شده دارند.
داشتن روش های موثر و اقتصادی تشخیص فحلی در گاو، نیازمند شناخت کامل تغییرهای رفتاری و فیزیولوژیک ماده گاو در طول چرخه فحلی است. پراکنش در بروز رفتارهای فحلی بین گاوهای مختلف و هم چنین در خلال چرخه های پی در پی هر گاو، این فرایند را پیچیده می سازد. در این مقاله، بسیاری از سازه های بیولوژیک و محیطی مورد توجه قرار گرفته اند که بر شدت و طول دوره بروز رفتار های فحلی گاوهای اهلی، تاثیر می گذارند.
واژه های کلیدی: گاو، تشخیص فحلی، چرخه فحلی و رفتارهای فحلی

Factors Influencing Estrous Behavior in Cattle
Zamiri,M.J.
Prof., Dept. of animal Science, College of Agriculture, Shiraz University

Summary
The rate of estrus detection in dairy herds is low. the development of efficient methods of estrus detection techniques for use in cattle depends on a thorough understanding of the physiology and behavior during the estrous cycle. many factors affect the manifestation of sexual behavior during the cycle. Social interactions, management factors, environmental factors, and physiological status are amongst many factos that are discussed in this paper.
Key words: Cattle , Estrous behavior , Heat ,Heat detection




مقدمه:
بی حرکت ایستادن و اجازه سواری دادن به گاو نر و یا یک گاو دیگر، اصلی ترین و مطمئن ترین نشانه فحلی، و بهترین شاخص است که نشان می دهد ماده گاو یا تلیسه، در گامه پیش از تخمک ریزی قرار دارد و آماده پذیرش جنسی است. شدت و طول دوره بروز رفتارهای فحلی در خلال چرخه فحلی، بین گاوهای مختلف، بسیار متغییر است. تعداد جفتگیری موفقیت آمیز با گاو نر، می تواند تا 20 بار نیز برسد. "برهم کنش اجتماعی"، سازه های مدیریتی، نوع ساختمانهای نگهداری و امکانات آن، محیط فیزیکی، تغذیه، سن، وضعیت فیزیولوژیکی، سازه های ژنتیکی، و بود یا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهای فحلی تاثیر می گذارند. هدف این مقاله ، بررسی جنبه های مهمتر این سازه ها، بر رفتار فحلی در گاو است.
بر هم کنش های اجتماعی(Social interactions)
بر هم کنش های اجتماعی، از جمله "چیرگی اجتماعی"(Social dominance)(چیره بودن بر دیگر افراد گله) بر بروز رفتارهای فحلی، تاثیر می گذارند. در تلیس هایی که به شکل گروهی نگهداری می شوند، برخی از تلیسه های فحل، سواری می گیرند. گاو های درشت جثه چیره، ممکن است از سواری گرفتن گاوهای زیردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگیری کنند، هر چند که در برخی پژوهش ها، رابطه ای بین درجه اجتماعی(Social Rank) و بسامد سواری از نظر تعداد سواری داده شده و تعداد سواری گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش های اجتماعی، بر زمان بندی بروز رفتار فحلی در گله و احتمالا بر ساز و کارهای فیزیولوژیک موثر بر فحلی، تاثیر می گذارند. در شرایطی که فحلی در گاوهای گله همزمان شده بود، درجه اجتماعی گاوهای چیره، اثر بسیار شدیدی بر طول دوره فحلی و نیز تعداد گاوهایی داشت که در هر زمان معین، فحل بودند. زمانی که اقدام به همزمان سازی فحلی در گله می شود، ماده گاوها، تمایل به تشکیل گروه هایی دارند که انها را "گروه فعال جنسی"(Sexuall Active Group)می نامند. جابجایی گاو ها در این گروه ها، اغلب بسیار زیاد است و اعضای گروه، پیوسته، تغییر می کنند. عملکرد جنسی گاوهای نری که پیش از جفتگیری با ماده گاو ، سواری گرفتن و یا سواری دادن دیگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزایش می یابد. با همزمان کردن فحلی، تعداد گاوهایی که در تشکیل " گروه جنسی فعال " شرکت می کنند، افزایش می یابد. همزمان شدن فحلی ماده گاوها، به طور طبیعی نیز اتفاق می افتد و بین گاوهای جوان تر، شایع تر است. پدیده همزمان شدن فحلی در طبیعت نیز نشان می دهد، گاوهای فحل به گونه ای بر فحلی دیگر گاوهای فحل در گله، اثر می گذارند. متراکم شدن بروز فحلی، بین گاوهای اصطبل های جاور نیز رخ میدهد، به ویژه اگر امکان تماس حسی وجود داشته باشد. در گروه های جنسی فعال، ماده گاوها، گاوهای ماده ویژه ای را به عنوان شریک جنسی،(Sexual partner) بر می گزینند و این تمایل، در گاوهای مسن تر بیشتر دیده می شود. ماده گاوها ، جذابیت جنسی کمتری برای دیگر گاوهای گروه دارند اما بندرت به سوی آنها می روند و یا در زمان فحلی تمایل به سواری گرفتن دارند. برخی گاوها، درست بر عکس این رفتار را نشان می دهند.
سازه های مدیریتی
تشخیص فحلی، یکی از مهمترین نگرانی های گاوداریهایی است که علاقه مند به بکارگیری تلقیح مصنوعی هستند. دقت و کارایی مشاهدات مستقیم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندی دوره های مشاهده، بستگی دارد. برای افزایش کارآیی تشخیص فحلی، می توان از روش همزمان سازی فحلی، بهره گرفت. بسامد بروز فحلی و طول دوره فحلی، کاملا متغییر بوده است و از این نظر، بین گاوهایی که فحلی طبیعی داشتند و آنهایی که با پروستاگلاندین همزمان شده بودند، تفاوتی دیده نشده است. در گاوهای کوهان دار در مکزیک، طول میانگین دوره فحلی در حالت طبیعی و در گاوهای همزمان شده با پروستاگلاندین به ترتیب، 3/15 و 3/13 ساعت و در تلیسه ها 7/21 و 8/19 ساعت بود. کارایی تشخیص فحلی در روش PRID و ایمپلاتست پروژسترون تقریبا برابر با 70 درصد ولی برای روش پروستاگلاندین، 44 درصد بود. مطالعه گاوهای اروپایی نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزایش بسامد و برهم کنش های جنسی بین ماده گاوها می شود. گاوهایی که در اصطبل نگهداری می شوند نسبت به آنهایی که در مراتع هستند، در هر دوره فحلی، سواری بیشتری می دهند. در مرتع ، زمان بیشتری صرف چرا می شود و از این رو، زمان کمتری برای بروز برهمکنش های رفتاری وجود دارد. نوع مواد بستر نیز می تواند بر بسامد رفتاری فحلی اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثیر نامطلوبی بر بروز فحلی دارند. سواری گرفتن گاوهای فحل روی سطوح چوبی بیشتر از سطوحی است که با کاه پوشیده شده اند(به ویژه، برای گاوهای مسن تر) و برای سطوح سیمانی بیشتر از خاکی است.برخی پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتونی، به میزان زیادی بسامد سواری دادن و طول دوره فحلی را نسبت به سطوح خاکی، کاهش می دهند.زمانی که مشکلات سم در گله شایع تر باشد، تفاوت بین سطوح بتونی و خاکی از نظر بسامد سواری، به مراتب بیشتر است. سروصدای بلند از دیگر سازه هایی است که فعالیت سواری دادن را کاهش می ده، به ویژه اگر صدا نا منظم و غیر عادی باشد. سقف های کوتاه ساختمان، عمق زیاد گل ولای، در انتظار زمان شیردوشی و تغذیه (شرطی است) بودن نیز بسامد سواری دادن را کاهش می دهند.
سازه های محیطی
سازه های محیطی، بر فعالیت های جنسی و بازدهی تولید مثل گاو، تاثیر می گذارند. حتی "فاز ماه"(Lunar phase) می تواند بر فعالیت فحلی تاثیر داشته باشد. در اواخر پاییز و اوایل زمستان رفتار فحلی، در مقایسه با تابستان، کمتر، و چرخه های فحلی نا منظم و تعداد روزهای باز در ماه های زمستان بیشتر گزارش شده است. تداوم دمای محیطی بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلی و کاهش شدت فحلی در گاوهای شیری می شود. انتقال گاوهای اروپایی به نواحی نیمه گرمسیری و گرمسیری موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی شد که ناشی از تاثیر تغییرات تغذیه ای، آب و هوا، و انگل ها بر تولید مثل است. در حالی که نزادهای کوهان دار، در ماههای گرم سال، رفتارهای فحلی بیشتری را نشان می دهند، در گاوهای اروپایی، هوای سرد(اگر زیاد شدید نباشد) تاثیر مهاری کمتری بر بروز فحلی دارد تا هوای گرم. در ماههای تابستان، طول دوره فحلی ماده گاوهای هولشتن(لا ضریب چاقی لاغری6/2)، در محیط کاملا خنک(16 ساعت) بیشتر از محیط نسبتا خنک(5/11 ساعت) بود. برخی گزارش ها حاکی از این هستند که فحلی، هنگام شفق و در ساعت های روشنایی، اغاز می شوود در حالی که برخی گزارش ها می گویند که بیشترین فعالیت سواری، هنگام عصر و شب، رخ می دهد. این در حالی است که برخی پژوهشگران تفاوتی در بسامد فعالیت جنسی بین روز و شب مشاهده نکردند. بیشتر یافته ها درباره گاوهای کوهان دار، نشان می دهند که احتمال بروز رفتارهای فحلی، در ساعات های تاریکی و یا ساعت های آغازین صبح، بیشتر است. شدت رفتار فحلی، تحت تاثیر زمانمی از شبانه روز است که فحلی آغاز می شود. فعالیت جنسی گاوهایی که فحلی آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهایی که در عصر آغاز شده بود، بیشتر بود_4/11 سواری در ساعت در برابر6/7). سازه های دیگری مانند باد شدید، باران شدید و رطوبت زیاد نیز موجب کاهش فعالیت های حرکتی وابسته به فحلی می شوند.
تغذیه
سازه های تغذیه ای می توانند موجب مهار چرخه تخمدانی شوند اما بطور کلی، تا زمانی که چرخه های تخمدانی، طبیعی باشند، تاثیری بر چگونگی بروز فحلی ندارند. افزایش و یا کاهش شدید مقدار خوراک گاوهای گوشتی، شروع فحلی پس از زایش را در مقایسه با گاوهایی که وضعیت بدنی متوسط تا خوبی داشتند، به تاخیر انداخت. کمبود شدید پروتئین موجب بروز ناهنجاریهای تولید مثلی و تغذیه با مقادیر زیاد پروتئین، موجب تاخیر در بلوغ و افزایش تعدا روزهای باز در گاوهای شیری می شود. کمبود ویتامین A، موجب تاخیر در بلوغ می شود. در بسیار موارد، تعادل انرژی تاثیر به سزایی بر از سرگیری چرخه های تخمدانی پس از زایش دارد، به گونه ای که تعادل منفی انرژی بروز فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد. تعادل منفی انرژی و یا چاقی زیاد تلیسه ها تاثیری بر طول دوره فحلی نداشت. تغذیه تلیسه ها با جیره هایی که 80، 100 و 120 درصد نیازهای انرژی و پروتئین را تامین می کرد نیز تاثیری بر طول دوره فحلی و فعالیت های سواری آنهانداشت. کمبود مینرال ها نیز بر تولید متل تاثیر می گذارد. کمبود فسفر، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد اما تغذیه جیره هایی که 73،138،246 درصد نیازهای فسفر تلیسه های شیری شیری را تامین می کرد. تاثیری بر طول دوره فحلی و بسامد سواری دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه های فحلی را منظم می کند و کمبود منگنز، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد و اگر شدید باشد موجب قطع کامل چرخه های تخودانی می شود. کمبود بتاکاروتن نیز موجب کاهش شدت رفتارهای فحلی شده است.
سن و وضعیت فیزیولوژیکی گاو
گفته می شود که طول دوره فحلی تلیسه کمتر از گاو است اما برخی پژوهش ها تفاوت آشکاری در میانگین طول دوره فحلی تلیسه ها (5/5± 6/14 ساعت) و گاوهای مسن تر را(4/4±1/15 ساعت) ندیدند. شدت رفتار فحلی با افزایش سن افزایش یافت (5/5 سواری بیش از نخستین ابستنی تلیسه ها، 3/6 سواری در تلیسه های زایش اول ، و 9/7 سواری در گاو های مسن تر) و گاوهای مسن تر، در آغاز دوره فحلی، نسبت به گاوهای جوان تر، فعالیت سواری بیشتری را نشان دادند. تعداد سواری گرفتن از تلیسه ها و گاوهای فحل، کاملا متغییر است;تعداد سواری در گاوهای شیرده، بین 3-140 و در تلیسه ها، بین 3-225 بار متغییر بود تمایل به تشکیل "گروههای جنسی فعال" با افزایش سن، کاهش می یابد و ترکیب گروه های جنسی فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقایسه با گاوهای مسن تر، تعداد گروه های فعال جنسی در تلیسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بیشتر بود."گروه های فعال جنسی" که کمتر از 6 عضو داشتند، ناپایدارتر بودند و گاوها تمایل بیشتری به شرکت در گروه هایی داشتند که پیشینه آشنایی با آنها را داشتند. با پیشرفت دوره فحلی ، تغییراتی نیز در فعالیت جنسی دیده می شود. سواری دادن یا گرفتن در چند ساعت آغازین دوره فحلی واقعی، بیشتر است و سپس به تدریج، کاهش می یابد. شیردهی و یا حضور گوساله، موجب تاخیر در آغاز چرخه فحلی می شود و رفتار فحلی را مهار می کند. در سه ماه اول پس از زایش، میانگین تعداد سواری های داده شده یا گرفته شده به ازای هر ماده گاو و در هر دوره فحلی، با هر نوبت فحلی پس از زایش افزایش یافت. در فعالیت های سواری دادن و یا گرفتن، در 98 درصد موارد، حداقل یکی از گاوها، فحل بود و در 71 درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهای اروپایی، نزدیک به 6درصد گاوهای آبستن، در فعالیت های سواری شرکت می کنند. این رقم در گاوهای زیبو، کمتر از 2 درصد است. فعالیت سواری گاوهای آبستن، اغلب به 100 روز نخست آبستنی، محدود می شود که غلظت استروژن خون معمولا پایین است. گاوهای اروپایی، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمایل به سواری گرفتن دارند اما گاوهای براهمن در این مراحل، هم سواری می دهند و هم سواری می گیرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلی و یا مهار آن می شود. انتقال گاوهای زیبو به مراتع جدید و یا محصور کردن آنها در اصطبل، فعالیت فحلی آنها را کاهش می دهد. توفانهای موسمی گرمسیری نیز تاثیر همانندی دارند. تزریق 320 واحد بین المللی ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخیر در بروز فحلی و کاهش طول دوره فحلی در تلیسه ها شد. اینفیوژن کورتیزول در مرحله پرواستروس به تلیسه ها برای 90 ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلی شد بدون این که تاثیری بر غلظت پلاسمایی استرادیول داشته باشد. یکبار تزریق کورتیزول (تا 200 میلی گرم) به تلیسه های تخودان برداری شده ای که استرادیول دریافت کرده بودند، تاثیری بر ویژگی های فحلی نداشت. یک تزریق 4 میلی گرمی دگزامتازون به چنین تلیسه هایی، درصد تلیسه های فحل را کاهش داد اما تاثیری بر رفتار فحلی تلیسه هایی تداشت که فحلی نشان دادند. افزایش غلظت استرادیول موجب سرژ گونادوتروپین ها و بروز فحلی می شود اما رابطه مستقیمی بین غلظت استرادیول و یا پروژسترون با شدت رفتارهای فحلی دیده نشد. از سویی، کاهش غلظت پروژسترون و افزایش استرادیول موجب تحریک فعالیت جنسی در مراحل پایانی دوره فحلی شد. گاوهایی که دوره فحلی طولانی تری داشتند، نرخ آبستنی بالاتری نیز داشتند. شدت رفتارهای فحلی تاثیری بر نرخ آبستنی نداشت اما افزایشی برابر 12 درصد در نرخ آبستنی نیز برای گاوهایی گزارش شده است که فعالیت جنسی آنها در فحلی پس از زایش، بیشتر بود.
سازه های ژنتیکی
طول دوره فحلی و شدت رفتارهای فحلی، تفادت هایگونه ای و ژنتیکی نشان می دهند. دامنه طول دوره فحلی (پذیرش جنسی) ماده گاوهای اروپایی بین 4 تا 48 ساعت(میانگین هایی بین 6/13 و 3/19 ساعت) و میانگین آن در گاوهای هندی (کوهان دار) 8/0± 7/6 ساعت (انحراف معیار) گزارش شده است. تفاوت هایی از نظر شدت رفتار فحلی بین گاوهای اروپایی و هندی نیز گزارش شده است. گاوهای براهمن در هر ساعت دوره فحلی، به طور متوسط یکبار سواری دادند در حالی که این رقم برای گاوهای شاروله 8/2 بود. شدت رفتارهای فحلی گاوهای براون سویس، کمتر از نژاد های شیری دیگر بود و بطور کلی، نژادهای تیره رنگ نسبتبه گاوهای دارایموهای سفید یا قرمز، شدت فحلی بیشتری نشان دادند. به طور کلی، شدت رفتارهای فحلی در گاوهای مناطق گرمسیری، کمتر است و رفتارهای شدید فحلی تنها در 30 - 20 افراد گله گزارش شده است. ضریب وراثت پذیری شدت رفتارهای فحلی، پایین است(21/0) که نشان می دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلی، متفاوتی دارند.
اثر گاو نر
در ساعت های آغازین روز، گاوهای نر در گروه های "نا هم جنس"،از نظر جنسی فعال تر هستند. در این ساعت ها، طول دوره فحلی گاوهای ماده نیز بیشتر است. الگوی فعالیت جنسی گاوهای نر در برابر همان ماده گاوهای فحل، نیز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تی زر (Teaser)موجب بهبود فرایند تشخیص فحلی در گاوهایی می شود که فحلی طبیعی دارند، اما این اثر در گاوهایی که با روش های هورمونی همزمان شده اند، دیده نشده است. گاوهای تی زر، در بیشتر موارد تنها از برخی گاوهای فحل همزمان شده، سواری می گیرند و به برخی از آنها نیز توجه نمی کنند. حضور گاو نرف زمان اولین تخمک ریزی و فحلی پس از زایش را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب کاهش برهم کنش بین ماده ها و نیز از هم گسیختگی "گروه های جنسی فعال" می شود. تفاوت های موجود در رفتارهای جنسی بین گاوهای نر، بر کاربرد آنها برای تشخیص فحلی، اثر می گذارد. در حالی که یک گاو نر پس از از 50 ساعت نزدیک به 30 درصد از ماده گاوهای فحلی را شناسایی کرده بود، گاو نر دیگری پس از 60 ساعت، نخستین سواری خود را انجام داد. جفتگیری با گاو نر و یا تلقیح مصنوعی، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی می شود. تحریک سرویکس، موجب آزاد سازی اکسی توسین می شود که احتمال می رود ، سازه فیزیولوژیکی برای کاهش طول دوره فحلی باشد.
محمد جواد ضمیری
استاد بخش علوم دامی، دانشگاه شیراز
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

اثرات نيتروژن اوره اي شير و نيتروژن خون بر توليد مثل گاو

اثرات نیتروژن اوره ای شیر و نیتروژن خون بر تولید مثل گاوهای شیرده

مقدمه:
نرخ آبستنی گاوهای شیرده از مهمترین شاخص های مؤثر بر اقتصادی بودن واحد های پرورش گاو شیری محسوب می شود. تغذیة استاندارد بویژه پروتئین جیره یکی از عوامل مؤثر بر آبستنی دام ها می باشد. پروتئین بیش از نیاز شیردهی اثرات منفی بر روی تولید مثل دارد(4،3 و7). نشخوارکنندگان به دلیل داشتن میکروارگانیسم های شکمبه، قادرند از منابع ازت غیر پروتئینی مانند اوره در ساخت پروتئین استفاده کنند. اوره در دام ها از دو منبع تأمین می گردد، منابع ازتی غیر پروتئینی1( NPN) و پروتئین مازاد بر مصرف، که هر دو به آمونیاک تجزیه شده و بعد از جذب از خون به سرعت توسط کبد به اوره تبدیل می شوند. مولکول های کوچک اوره سریعأ توسط خون در مایعات بدن، از جمله شیر انتشار یافته و به تعادل می رسد(1). سطح اوره خون همبستگی بالایی با سطح اورة موجود در جیرة غذایی نشخوارکنندگان دارد. همبستگی بین نیتروژن اوره در خون و شیر مثبت است (7). با اصلاح ژنتیکی جهت افزایش تولید شیر، نرخ آبستنی در گاوهای شیری کاهش می یابد(3).

اگر چه نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهدجیرة حاوی پروتئین بالاتر از حد استاندارد باعث کاهش باروری می شود(3 و7) ولی نتایج برخی مطالعات دیگر غلظت ویژة آن را عامل کاهش باروری دانسته اند. بعضی از گزارشا ت هم وجود داردکه نشان می دهد هیچ نوع رابطه ای بین میزان پروتئین و باروری وجود ندارد(5). غلظت نیتروژن اوره ای اضافی خون و شیر همچنین می توانداثرات نامطلوبی بر روی اسپرم، تخمک یا رویان داشته باشد(4). بنابراین تأثیر میزان نیتروژن اوره ای خون و شیر بر نرخ آبستنی و یا تعیین غلظت مناسب نیتروژن اوره ای شیر و خون به عنوان یکی از چالش های مهم در تولید مثل دام ها هحسوب می شود.

تغذیه اوره به عنوان منبع ازت غیر پروتئینی در جیرة غذای نشخوار کنندگان:
اوره مهمترین محصول فرعی سوخت و ساز پروتئین در پستانداران است (6). پروتئین اضافی مصرف شده بوسیلة گاو معمولا به آمونیاک تجزیه می شود. چون آمونیاک جذب شده در خون برای حیوان سمی است، به سرعت توسط کبد به اوره تبدیل می شود. اوره دارای 45% نیتروژن و 281% پروتئین معادل می باشد. از آنجائیکه منابع ازت غیر پروتئینی معمولا 2 تا 4 برابر ارزانتر از منابع پروتئین غذایی در برابر هر واحد نیتروژن است، بنابر این در جیرة غذایی نشخوار -کنندگان اهمیت دارد. سودمند بودن میزان اوره و ازت غیر پروتئینی بستگی به توان میکروب های شکمبه برای تبدیل این مواد به یک منبع پروتئین میکروبی دارد(1).

نیتروژن اوره خون(BUN)1 و تولید مثل:

نیتروژن اوره ای خون تحت تأثیر سطوح پروتئین خام و ترکیب کربوهیدرات های جیره قرار دارد(6). جیره غذایی با پروتئین بالامقدار نیتروژن اوره ای خون را افزایش می دهد(6،3 و7). افزایش بیش از حد نیتروژن اوره ای خون بر روی اسپرم، تخمک یا رویان اثر منفی داشته و منجر به کاهش باروری می شود. غلظت بالای نیتروژن اوره ای خون در حیوان ماده باعث کاهش PH رحمی و تولید پروستاگلاندین شده و از طرف دیگر ممکن است اتصال هورمون لوتئینه کنندة جسم زرد(LH )2 را به گیرنده های تخمدانی کاهش دهد، که این هورمون ها باعث کاهش غلظت پروژسترون سرم و در نتیجه کاهش باروری می شود(4،3 و7). نتایج پژوهش ها نشان می دهد غلظت نیتروژن اوره ای خون بیشتر از 20 میلی گرم در دسی لیتر باعث کاهش نرخ آبستنی در گاوهای شیرده می شود(3).

مصرف بیش از اندازة نیتروژن، مقدار آمونیاک اوره و دیگر ترکیبات نیتروژنی رحم وخون را افزایش می دهد. این عوامل از طریق به تأخیر انداختن آبستنی، افزایش دفعات تلقیح به ازای هر آبستنی و مرگ جنین بازده تولید مثلی را تحت تأثیر قرار می دهند. سطوح بالای آمونیاک خون ممکن است از طریق کاهش فعالیت سیستم ایمنی منجر به کاهش توان تولید مثلی گردد(4،3 و7). سطح اورة پلاسما می تواند بیانگر پروتئین جیره و کنترل بازده تولید مثلی نشخوارکندگان باشد(3).

نیتروژن اوره شیر1(MUN) و تولید مثل:
بیشترین مقدار اوره از طریق ادرار دفع می شود، ولی مقداری از آن به داخل شیر انتشار می یابد. بطوریکه نیتروژن اورة حدود 5/2 تا 3% کل نیتروژن شیر را تشکیل می دهد(7). نتایج پژوهشگران مختلف نشان داده است که جیرة حاوی اوره بالا باعث کاهش تولید شیر در گاوهای پر تولید شده وافزایش نیتروژن اوره ای شیر نیز باعث کاهش نرخ آبستنی می شود(4،3 و7 ). گزارش های زیادی وجود داردکه نشان می دهد بین نژاد های مختلف در ارتباط با اورة شیر تفاوت زیادی وجود دارد. احتمالا تفاوت بین نژادها را در ارتباط با تفاوت بین اندازة بدن آنها دانسته اند. چون غلظت اورة موجود در شیر تابع وزن بدن است، بنابراین نژادهایی که وزن بیشتری دارند دارای غلظت اوره ای بیشتری، نیز هستند(2). اگرچه نیتروژن اوره ای شیر یک معیار و شاخص عالی برای تغذیه است، ولی شاخص خوب و مناسبی برای کنترل بازده تولید مثلی گاوها نمی باشد(1). بنابراین از نیتروژن اوره ای شیر می توان به عنوان یک ابزار علمی جهت کنترل پروتئین خام و انرژی مصرفی نسبت به احتیاجات دام استفاده نمود.

بنابراین افزایش میزان نیتروژن اوره ای خون و شیر ممکن است:

1- عملکرد تولید مثلی را کاهش دهند
2- احتیاجات انرژی را افزایش دهند .
3- چون مکمل های پروتئنی گرانترین بخش جیره است، هزینة تغذیه را بالا ببرند
4- دفع نیتروژن اضافی و آلودگی منابع آبی را به دنبال داشته باشند.

نیتروژن اوره ای شیر بین هفته های اول تا سوم شیر دهی افزایش می یابد. بعد از هفته سوم شیر دهی میزا ن آن به تعادل رسیده و معمولابین 22-20 میلی گرم در دسی لیتر باقی می ماند(3). چون گاو های شیری پر تولید در اوایل شیری دهی نمی توانند به اندازه کافی خوراک مصرف کنند، انرژی مورد نیاز آنها تامین نمی شود بنابراین برای تامین انرژی از ذخیره بدنی خود استفاده می نمایند در نتیجه دچار تعادل منفی انرژی می شوند. گاوهای شیرده در حال تعادل مثبت انرژی عملکرد تو لید مثل بالایی نسبت به گاوهای در حال تعادل منفی انرژی دارند. به دلیل اینکه توازون منفی انرژی غیر قابل اندازه گیری می باشد، می توان وضعیت تغذیه ای و عملکرد تولید مثلی را از طریق نیتروژن اوره ای شیر مورد ارزیابی قرار داد(3)

رابطه بین نیتروژن اوره خون و نیتروژن اوره شیر:
نیتروژن اوره شیر و خون هر دو معرف تولید اوره توسط کبد هستند(1). نیتروژن اوره ای پلاسما و نیتروژن اوره ی شیر شاخصهای سودمندی برای متابو لیسم پروتئین و وضعیت تولید مثلی گاوهای شیرده می باشند . بعد از تغذیه، زمانیکه نیتروژن اوره ا ی خون در حال افزایش است، نیتروژن اوره ای شیر پایین بوده و هنگامیکه نیتروژن اوره ی خون در حال کاهش است، نیتروژن اوره ی شیر بیشتر از خون می باشد(1). برخی محققین نشان دادند که بین نیتروژن اوره ی خون و نیتروژن اوره ای شیر همبستگی زیادی وجود دارد(3).

بحث :
با توجه به اینکه تولیدمثل مهمترین عامل در تعیین بازده پرورش دام است و بیشترین درآمد سالانه یک دامدار از تولید- مثل حاصل می گردد، لذا افزایش میزان راندمان تولید مثل مفیدترین اقدام ممکن در جهت افزایش بهره وری گله است. در رابطه با تاثیر نیتروژن اوره ی شیر و خون بر میزان آبستنی در دامها تحقیقات زیادی صورت گرفته است. برخی پژوهش ها ی انجام گرفته، اثرات منفی نیتروژن اوره ای شیر را بر روی باروری گاوهای شیری گزارش نموده است.

گر و همکاران (2004) نشان دادند که به ازای افزایش 10 میلی گرم در دسی لیتر نیتروژن اوره ای شیر، نرخ آبستنی پس از اولین تلقیح 2 تا 4 درصد کاهش می یابد.

هجمان و همکاران (2004) همبستگی منفی بین میزان نیتروژن اوره ای شیر و نرخ آبستنی را گزارش کردند.

راجالا و همکاران(2001) در طی پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که گاوهای با سطوح نیتروژن اوره ای شیر پایین تر از 10 میلی گرم در دسی لیتر احتمال دارد، 2-4 برابر بیشتر از گاوهایی که سطح اوره ای شیر آنها بیشتر از 4/15 میلی گرم در دسی لیتر است، آبستن شوند.

ملندز و همکاران(2000) با انجام پژوهشی بر روی گاو های هلشتاین فلوریدا گزارش نمودند که گاوهای دارای نیتروژن اوره ای شیر بالا، 18 برابر بیشتر از گاوهایی که نیتروژن اوره شیر پائین دارند غیر آبستن هستند.

پراکستال و همکاران(1989) در یافتند زمانیکه میزان پروتئین خام جیره از 6/12-17 درصد بیشتر شود، سطوح نیتروژن اوره ای خون افزایش یافته و نرخ آبستنی به میزان 13 درصد کاهش می یابد. فرگوسن و چالوپا(1989) گزارش کردند که فرآورده های فرعی متابولیسم نیتروژن مانند اوره ممکن است وظیفه محور هیپو تالاموس- هیپوفیز- تخمدان را تغییر دهند، بنابراین توان تولید مثلی را کاهش می دهند. در یک مطالعه دیگر فرگوسن و همکاران( 1988) گزارش کردند که گاوهای با سطوح بالاتر از 20 میلی گرم در دسی لیتر نیتروزن اوره ای خون، احتمال دارد در مقایسه با گاوهایی که غلظت نیتروزن اوره ای خون آنها کمتر است، 3 برابر کمتر آبستن گردند.

در ایران هم در این زمینه تحقیقاتی انجام گرفته است. محسن باباشاهی و همکاران(1383) با مطالعه ی همبستگی بین نیتروژن اوره ای خون و نیتروزن اوره ای شیر و باروری گاوهای شیرده گاوداری های اصفهان گزارش کردند که احتمال آبستنی گاوهایی که غلظت نیتروژن اوره ای شیر آنها بین 5/16-19 میلی گرم در دسی لیتر است بیشتر از گاوهایی است که میزان نیتروژن اوره ای آنها کمتر از 5/16 و یا بیشتر از 19 میلی گرم در دسی لیتر است. با توجه به نتایج گزارش شده موجود انجام تحقیقات بیشتر برای تعیین همبستگی بین نیتروژن اوره ای شیر و نیتروژن اوره ای خون با باروری گاوهای شیرده ضروری به نظر می رسد.

نتیجه گیری:
با توجه به مطالب عنوان شده در رابطه با اهمییت تولید مثل و نرخ آبستنی در گاوهای شیرده و تعیین غلظت مناسب نیتروژن اوره خون و نیتروژن اوره شیر امکان استفاده بهینه از اوره به عنوان منبع ازت غیر پروتئینی و ارزان قیمت در جیره گاوهای شیرده فراهم می شود. همچنین با بهبود میزان نرخ آبستنی در گله ها می توان بازده اقتصادی واحد های دامپروری را افزایش داد.

نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

پرورش بره ها به صورت مصنوعي با استفاده از جايگزين شير

پرورش بره ها به صورت مصنوعی با استفاده از جایگزین شیر
دانشگاه اژه ترکیه – دانشکده کشاورزی Dr.turgay tashkin 2003

مقدمه
فاکتورهای مهم پرورش گوسفند یکی قیمت بره در بازار و دیگری تعداد بره های از شیر گرفته شده به ازای هر راس گوسفند در سال می باشد.با انجام فعالیت های اصلاحی و سلکسیون ، گوسفندانی با دوقلوزایی ومیزلن بره زایی بالا حاصل شده اند که علاوه بر مزیتی که دارد این افزایش مشکل پرورش بره ها را به وجود آورده است.

کافی نبودن شیر مادر به دلایل مختلف مانند سنگینی زایمان مرگ و میر بره ها را افزایش داده است.هزینه ،زمان، نیروی کاری که صرف کاهش میزان مرگ و میر بره ها که ناشی از گرسنگی بره و فقدان خصوصیات مادری میش است می شود از لحاظ اقتصادی مقادیر زیادی را شامل می شود. برای حل این مشکل پرورش مصنوعی بره ها به عنوان یک راه چاره برگزیده می شود.

پرورش دهندگان گوسفند به دلیل مراقبت های ویژه ، احتمال مرگ ، صرف نیروی کار و گران بودن غذای جایگزین از پرورش مصنوعی بره ها خودداری می کنند. اما امروزه با پیشرفت صنعت تولید خوراک دام،بهبود ویژگیهای کیفی،وجود سیستم های مختلف پرورش مصنوعی و وجود تجهیزات مدرن ، میزان نیروی کار کاهش یافته است.

درپرورش بره ها به صورت مصنوعی ،با از شیرگیری زودهنگام بره و تغذیه مناسب ورعایت اصول بهداشتی نتیجه پرورش مصنوعی بره ها به میزان زیادی بهبود یافته است.

پرورش بره ها با شیشه وپستانک یا سیستم های اتوماتیک
در یک واحد پرورش گوسفند،وقتی تصمیم به پرورش مصنوعی بره ها گرفته میشود اولین روشی که به ذهن پرورش دهندگان می رسد استفاده از شیشه و پستانک است . بره ها در 5-3 روز اول ، هر 6 ساعت یکبار با استفاده از شیشه و پستانک تغذیه می شوند. بعد ازاین مدت بره ها هر روز 3-2 دفعه با جایگزین شیر تغذیه میشوند.در این روش مقدارمصرف جایگزین شیر را به سهولت می توان کنترل نمود.اگر باگذشت زمان و همراه با رشد بره مقدار خوراک جایگزین شیر و مدت تغذیه تغییر نکند پیش معده بره ها با گذشت زمان بزرگتر شده و عوارض ناخواسته حاصل از پرورش

-2-
نامناسب به چشم خواهد خورد.در پرورش با شیشه و پستانک می توان از شیر میش های دیگر نیز به عنوان منبع شیر استفاده نمود.

یک روش دیگر،((پرورش اتوماتیک)) می باشد.دراین روش امکان مصرف خوراک جایگزین به صورت مداوم و آزادانه برای بره ها مهیا می شود . دراین روش نیروی کار کاهش یافته و در مدت کوتاه تعداد زیادی بره پرورش می یابد.دراین روش واحدهای مکش شیر برای تعدادزیادی بره قابل استفاده است. پرورش دهندگان گوسفند باتوجه به تعداد بره ای که می خواهند به صورت مصنوعی پرورش دهند بایستی تعداد سطل مورد نیاز را خریداری نمایند و یا خودشان اقدام به ساختن آنها نمایند.

پرورش بره ها در محفظه یا اتاقک بره
بره ها با شروع تغذیه جایگزین شیرازهفته دوم به اتاقک بره آورده می شوند.غذایی که بعد از این بایستی به برها بدهیم خوش خوراک بوده و دارای حداقل 20 درصد پروتئین باشد.کنجاله سویا به میزان 50 درصد کل جیره برای تغذیه بره ها در این مرحله مناسب است.از آنجا که یونجه خشک باعث نفخ در بره ها می شود نباید زیاد مصرف شود. یونجه پربرگ نباید در دوهفته اول زیاد شود و همچنین آب مصرفی بره ها بایستی تمیز و تازه باشد.غذا و آب طوری قراردهده شود که بره ها نتوانند ریخت و پاش کنند.بدین منظور ظرف شیر را می پوشانند تا فضولات داخل غذا نشود و هر24 ساعت یکبار غذای بره تعویض میشود.

بخش ها و تجهیزات مورد نیاز
بره هایی که به صورت مصنوعی پرورش می یابند باید به مقدار کافی از تحت شرایط تهویه و محیط مناسب از جایگزین شیر تغذیه نمایند.بره ها در چند هفته اول زندگی حرارت بدن خود را نمی توانند با محیط تطبیق دهند . بنابراین باید از تجهیزات گرمازا همانطور که در مورد جوجه های یکروزه استفاده می شود مانند مادر مصنوعی ،لامپها وغیره استفاده نماییم. طی تحقیقات انجام شده حرارت 20 درجه سانتیگراد محیط ، بهترین شرایط دمایی برای رشد بره ها می باشد. اگر زمین خاکی و یا بتون باشد بایستی روی آن را باکاه و یا تراشه چوب بپوشانیم . برای بره های تازه به دنیا آمده میتوانیم از دربهای چوبی یا فلزی جمع شونده سیار استفاده نماییم. برای هربره 0.9 مترمربع باکس چوبی سیار در سطح بتونی 0.5 الی 0.6 مترمربع تازمان اتمام شیرخوارگی کافی است.باکس های چوبی جمع شونده از لحاظ بهداشت و استفاده بهینه از سطح دارای مزیت می باشند. پستانک ها و سطلهای شیر مورد استفاده،دارای دونوع می باشند. نوع اول سیستم اتوماتیک و نوع دوم پستانک معمولی می باشد:

-3-
در سیستم اتوماتیک یک دگمه باز وبسته کردن وجود دارد که به کپسول پلاستیکی متصل است،وجوددارد.در سیستم پستانک ، رعایت بهداشت سخت تر بوده و خوردن شیر سردتر است . نوع دیگر پستانک متصل به کپسول پلاستیکی است که بره برای دریافت شیر بایستی فشار زیادی را با مکش به پستانک و کپسول وارد کند . در سیستم پستانک دار دو نوع سطل استفاده می شود:

پستانک-سطل نوع I : دارای یک لاستیک به طول یک متر که ازداخل شیر عبور کرده و پستانک در راس سطل قرار می گیرد.
پستانک - سطل نوعII: پستانک ها در اطراف قرار دارند و شیر با نیروی جاذبه زمین به داخل پستانک هاجاری می شود و بره ها آن را می خورند.شیر همیشه در پستانک قرار دارد و تغذیه بره ها را آسانتر می کند. درسیستم اتوماتیک ، هیچ افتی در میزان رشد بره ها نسبت به سیستم سطل وجود ندارد.پستانک های ازجنس لاتکس یا لاستیک برای این کار ایده آل هستند.

پستانک های لاستیکی دارای طول 4-3 سانتیمتر بوده و برا ی هر پستانک 5-3 راس بره در نظر گرفته می شود.برای پرورش مصنوعی بره ها دو یا سه قسمت در نظر گرفته می شود. اولین بخش، بخش عادت یا وفق دادن بره ها می باشد.بخش دوم مرحله عبور و بخش سوم بخش انفرادی است .

بره ها از بخش دوم (عبور) به بخش عادت پذیری آورده می شود.دراین بخش اگر بره ها به تغذیه مصنوعی عادت کنند دیگر نیازی به کمک ندارند. 3-2 روز بایستی نظارت انجام شود تا از عادت کردن بره ها به پستانک ها مطمئن شویم.بره ها تازمان از شیرگیری در بخش سوم می مانند. در آغول های فلزی و تخته ای،به ازای هر راس 0.18 مترمربع و در آغولهای بتونی 0.54 مترمربع سطح به ازای هر راس بره در نظر می گیریم . اگر در زمستان ، تعداد زیادی بره را بخواهیم به طور مصنوعی پرورش دهیم ، بایستی علاوه بر اینکه دمای محیط را بالاتر از 15 درجه سانتیگراد نگهداریم،تهویه مناسب نیز انجام دهیم تا سرعت رشد بره ها در حد قابل قبولی بماند.

آغوز و خوراک جایگزین شیر
برای بره های تازه به دنیا امده مصرف آغوز دارای اهمیت ویژه ای است. هم برای بره هایی که توسط مادر خود تغذیه می شوند و هم برای بره هایی که به طور مصنوعی تغذیه می شوند آغوز باعث افزایش قدرت زنده مانی و منبع اجزای غذائی ویژه می باشد . علاوه براین که از لحاظ انرژی و پروتئین غنی می باشد،دارای آنتی کورها و گولوبولینهای مورد نیاز بره است.

-4-
بره ها بایستی در 24-18 ساعت اول زندگی آغوز مصرف نمایند.36-24 ساعت بعد از تولد میزان جذب مواد حیاتی آغوز از روده از روده باریک به میزان قابل توجهی کاهش می یابد . به بره هایی که می خواهیم بهصورت مصنوعی پرورش دهیم بایستی توسط شیشه و پستانک آغوز خورانده شود و یا اجازه دهیم تا در 6 ساعت اول زندگی از مادر خود تغذیه نماید.

بره های تازه به دنیا آمده به مصرف 20 میلی لیتر آغوز به ازای هر 0.5 کیلوگرم وزن زنده بدن نیازمندند.این مقدار در 4 دفعه با فواصل مساوی داده می شود.می توان آغوز اضافی را منجمد نموده و برای مصارف آینده نگهداری نماییم. اگر از گوسفندان آغوز کافی برای تغذیه بره تامین نشود این کمبود را می توان از آغوز گاو تامین نمود برای اینکه آنتی کورهای موجود در آغوز منجمد دناتوره نشوند بایستی به صورت غیرمستقیم گرما داده شود و بدین طریق با حفظ آنتی کورهای آغوز به آرامی ذوب نموده و به مصرف بره برسانیم.

آغوز منجمد را داخل کیسه داخل آب گرم قرار می دهیم . برروی کیسه حاوی آغوز به آرامی آب گرم می ریزیم و تا ذوب آغوز منجمد ادامه می دهیم.خوراک های آماده شده به عنوان جایگزین شیر بایستی صرفا برای بره ها آماده شده باشند و خوراک جایگزین تولید شده ب شیر گاو برای بره ها مناسب نمی باشد زیرا ذرات چربی موجود درشیر آماده شده برای بره ها بایستی در اندازه های مساوی (هموژن) باشند. شیر گاو به علت وجود لاکتوز زیاد می تواند باعث اسهال و درنتیجه مرگ و میر بره ها شود.

ترکیبات یک غذای جایگزین شیر برای تغذیه بره ها در جدول 1 آورده شده است :
24-22%
پروتئین خام

35-25%
چربی

8-5%
خاکستر

1-0.5%
سلولز خام

20.000 IU/kg
ویتامین A

5000 IU/kg
ویتامین D

100-50 IU/kg
ویتامین E

25-22%
لاکتوز

چون خوراک جایگزین که به حالت پودر است دارای چربی بالا می باشد بایستی با آب ولرم مخلوط نماییم تا حل شود. محلول سرد شده در دمای 4-2 درجه سانتیگراد

-5-
باید نگه داشته شود. با مکش مداوم خوراک جایگزین عوارض گوارشی ناشی از تغذیه مصنوعی به حداقل می رسد.خوراک جایگزین سرد بوده و از فعالیت میکروارگانیسم ها جلوگیری میکند. ظروف شیر و پستانک هارا هر 2،3 روز یکبار از هم جدا کرده و با آب و مایع ظرفشویی می شوییم و پستانک های پاره شده و خسارت دیده را تعوی می نماییم تا اتلاف شیر به حداقل برسد. خوراک جایگزین از یک روز قبل آماده شده و در یخچال نگهداری می شود.مصرف شیر با توجه به وزن زنده بره ها و سن بره ها به طور متوسط روزانه مصرف غذای جایگزین 1.1-1.5 و 1.7کیلوگرم در روز و یا به طور متوسط 0.93 کیلوگرم در روز می باشد.

انتخاب بره برای پرورش مصنوعی
پرورش مصنوعی به منظور پایین آمدن میزان مرگ و میر در بره ها اعمال می شود . بره های زیادی یا بره هایی که مادرش مرده است بایستی به میش پرشیر دیگر سپرده شود.در نژادهایی که دو قلوزایی بیشتری دارد مانند سقزی یا کردی پرورش مصنوعی اعمال می شود.عموما بره های با جثه بزرگ و پرحرکت برای پرورش مصنوعی انتخاب میشوند.بره های ضعیف را بایستی به مادر خود سپرد.اما برخی از تحقیقات اظهار می دارند که گوسفندهای حاصل از پرورش مصنوعی دقیق وزن زنده بالاتری نسبت به گوسفندهایی که به طور طبیعی پرورش یافته اند دارا می باشند.اگر گوسفند3 یا4 بره به دنیا آورد 2 راس از بره ها را به منظور پرورش مصنوعی انتخاب می نماییم.این انتخاب را 2 الی 6 ساعت بعد از تولد باید انجام دهیم. با طولانی تر شدن زمان انتخاب بره ها به سوء تغذیه و عوارض متابولیکی دچار خواهند شد.

شروع پرورش مصنوعی
برای شروع پرورش مصنوعی باید مطمئن بود که بره ها در طی پرورش مصنوعی آغوز کافی دریافت نموده باشند.بدین منظور بره باید 4 الی 6 ساعت برای تغذیه از میش رها شود.میتوان آغوز مستقیما از پستان مادر یا ازطریق پستانک دریافت کند. برای اینکه بعد از خوردن آغوز بره ها قدرت مکش خوبی داشته باشند قبل از تغذیه با غذای جایگزین 4 الی 6 ساعت بایستی صبر کرد .اما اگر مدت دادن غذای جایگزین طول بکشد رغبت بره ها برای مکش کم می شود.برای جلوگیری از عارضه ((عضله سفید)) به بره ها به ازای هر 0.5 کیلو وزن زنده بدن یک دز آمپول e- سلنیوم و یا سولفاست که حاوی 0.25 میلی گرم سلنیوم است تزریق شود. سرپستانک را به دهان بره مالیده و به آرامی چانه پایین را باز کرده و در دهان بره قرار می دهیم تا شروع به مکش نماید.از پشت بره گرفته و به سمت پستانک هدایت

-6-
می کنیم . این حرکات باید جایگزین حرکات طبیعی میش مادر در شیر دادن به بره را وانمود نماید.هر 4 الی 6 ساعت یکبار بره ها باید به مکیدن پستانک عادت داده شوند.

2الی3دفعه انجام این کار کفایت میکند.بره های بزرگتر از دوروزه برا یاینکه به پستانک مصنوعی عادت نمایند دست کم 4 الی 6 دفعه عادت پذیری لازم است. عادت دادن بره ها به منظور قطع نیاز به کمک انسانی انجام می شود. در ابتدا بایستی خوراک جایگزین سرد باشد.اصلا از خوراک ولرم استفاده نشود. برخی از بره ها گوسفندهای بزرگتر را به عنوان مادر خود می پندارند و سر خود را به شکم و پشت گوسفند می مالد که این بره ها به سختی به پرورش مصنوعی خو می گیرند و اغلب در اثر گرسنگی می میرند. بدین دلیل بره هایی که این رفتار را نشان می دهند از رمه دور می شوند.

اغلب بره ها 1 الی 2 روز در مرحله عادت پذیری می مانند و بعداز عادت انها به تغذیه شیر مصنوعی به سییستم اتوماتیک منتقل می کنیم.دراین بخشها باید دقت کنیم که با بره های دیگر قاطی نشود. تغذیه و بهداشت مناسب باعث می شود که هر بره روزانه 300 الی 375 گرم به وزن زنده خود بیافزاید.

غذای مکمل و آب
درسیستم اتوماتیک به بره ها به طور آزادانه امکان نوشیدن شیر داده می شود.بر اساس ماده خشک غذای حاوی 18الی 20 درصد پروتئین بایستی داده شود .این غذا که یک جیره استارتر برای بره ها می باشد در جدول 2 آمده است:


%
ماده خام

62.0
ذرت

31.0
کنجاله سویا (44%CP)

4.5
ملاس

2.0
سنگ آهک (کربنات کلسیم)

0.5
مواد معدنی (مینرال)

بره های تازه به دنیا آمده هنوز مکانیسم نشخوار ندارند.بدین دلیل پروتئین مصرفی ازنوع NPN نمی باشد و از منابع طبیعی پروتئینی تامین شده است.پیلت های مورد استفاده بایستی در قطعات بزرگ بریده شده باشند. بره های با سن کم هم شروع به مصرف کنسانتره در مقادیر کم می نمایند.بدین دلیل در 21 الی 30 روزگی بره ها ازشیر گرفته می شوند و به مصرف خوراکهای نرمال شروع می کنند. آخورها باید

-7-
طوری ساخته شوند که حداقل ریخت و پاش ، حداقل پرت و حداقل آلودگی با فضولات را دارا باشند.
بایستی در محل پرورش سنگهای لیس زدنی معدنی برای تامین مینرال وجود داشته باشد.

از شیر گرفته شدن بره ها
به دلیل اینکه خوراک جایگزین گران است بره ها به زودی به مصرف علوفه عادت داده می شوند. البته قبل از اینکه بره ها کاملا از شیر گرفته شوند بایستی به غذاهای فیبردار عادت داده شوند.به خاطر اینکه بره ها در هنگام از شیرگیری استرسی نداشته باشند در ابتدا خوراک جایگزین را از محیط دور میکنیم. تا 7 الی 10 روز بعد از شیرگرفتن غذای کمتری را بره ها مصرف می کنندو در نتیجه لاغر می شوند.بره ها در 15 الی 20 روزازشیرگرفته می شوند. اما مهمترین مساله در زمان از شیرگیری بره ها وزن زنده بره می باشد.بهترین وزن ازشیرگیری 9 کیلوگرم وزن زنده می باشد . بره ها به صورت گروهی از شیر گرفته می شوند(به خاطر کاهش استرس) و اگر در محیط جدید نیز غذای قبل ازشیرگیری باشد بره ها استرس خواهند داشت.

بره ها تا رسیدن به 18 کیلوگرم بایستی از غذای حاوی 20-18% CP تغذیه نمایند. این باعث می شود عوارض ناشی از کمبود پروتئین در آینده که با غذاهای با فیبر بالا تغذیه میشوند به حداقل برسد.

بره ها بعد از مصرف 1200-900 گرم غذای جایگزین شیر یا در حدود 4 هفتگی از شیر گرفته می شوند. البته باید مطمئن بود که این بره ها دیگر می توانند از خوراکهای دارای فیبر تغذیه نمایند.

مراقبت و بهداشت
در بره هایی که به طور مصنوعی بزرگ شده اند بایستی واکسن ((آنتروتوکسمی)) تزریق شود . اولین بار در آغاز مصرف غذای جایگزین شیر و بار دوم سه هفته بعد از بار اول تزریق می شود.(مخصوصا در بره هایی که کمتر آغوز خورده اند).

اگر در بره ها اسهال دیده شود بایستی بهداشت آب و حرارت و خاک محیط بررسی شود و در صورت پیشرفت عوارض به دامپزشک مراجعه شود.

اصولی که در پرورش مصنوعی بره ها بایستی رعایت شود:

1- یک منبع شیر بایستی تامین شده و آغوز منجمد همیشه در دسترس باشد
-8-
2- از بین بره های ضعیف و متعدد فعالترین آنها انتخاب شود.
3- مطمئن شویم که در 12 الی 18 ساعت اول زندگی بره ها آغوز کافی خورده اند.
4- برای هر 0.5 کیلوگرم وزن زنده 0.25 میلی گرم سلونیوم تزریق شود ( ضد عارضه عضله سفید )
5- غذای جایگزین بایستی مناسب با سیسیتم گوارشی بره ها باشد.
6- به منظور پایین آمدن فعالیت میکروارگانیسم ها شیر مصنوعی بایستی در 8 ال 15 درجه سانتیگراد مصرف شود
7- تا زمانی که بره ها خودشان بتوانند از پستانک مصنوعی تغذیه نمایند،بایستی به آنها کمک کنیم تا عادت نمایند
8- 3 الی 5 روز اول مراقبت ویژه ای را روی نحوه تغذیه بره ها اعمال نماییم تا مطمئن باشیم بره ها به مکیدن شیر مصنوعی عادت کرده اند
9- وسایل و تجهیزات تغذیه مصنوعی بایستی هر 2 الی 3 روز کنترل شود و کپسول و پستانک های خسارت دیده تعویض شود
10- در هنگام از شیرگیری بره ها باید 9 کیلوگرم وزن زنده داشته باشند.
11- بره ها به آنتروتوکسمی نوع D و C حساسند و باید دوبار برعلیه آن واکسینه شوند
12- وقتی بره ها به 18 الی 20 کیلوگرم رسیدند میزان بالای پروتئین جیره کاسته می شود.
13- در مراتع باکیفیت چرا شوند و علوفه خوب مصرف کنند.

نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

اثر گليسرول در طي فرايند انجماد روي زنده ماندن اسپرم بز

مقدمه
غشاءها از اولین اهداف آسیب منجمد شدن و سرما زدگی در سلول می باشند. در طی فرایند سرد شدن یک استرس حرارتی بر روی غشاء ایجاد شده و منجر به تغییر کریستال مایع به فاز ژلی می شود که در نتیجه اثرات زیان آوری را به دنبال خواهد داشت. در نتیجه این تغییر، سلول ممکن است سوراخ شده و محتویات آن به مکان مجاور تراوش و منجر به آسیب دیدن دو لایه بین کریستال مایع و ژل بشود. علاوه بر آن، این تغییر ممکن است منجر به تجزیه ترکیبات سطحی غشاء شود. بنابراین نگهداری سلامت غشاء برای تولید اسپرماتوزوا با کیفیت بعد از منجمد شدن بسیار اهمیت دارد(7).
مطالعات موجود در مورد چگونگی جلوگیری از ایجاد کریستالهای یخ درون سلولی و جلوگیری از شوک سرمایی، فصلی جدید در تحقیقات است که در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته شده است(7،5 و13). هدف از اضافه کردن رقیق کننده ها تأمین انرژی مورد نیاز سلول های اسپرم، حفاظت سلول ها از آسیب های دمایی، کاهش استرس های فیزیکی و شیمیایی ناشی از سرد کردن، انجماد و یخ گشایی سلول های اسپرم و در نهایت ایجاد یک محیط مناسب برای زنده ماندن موقت اسپرم ها است(17).
علیرغم سالها تحقیق در رابطه با انجماد اسپرم بز، نتایج ضعیف حاصل شده بیانگر وجود علل مختلف در این فرایند می باشند که می توان به تغییرات فصلی کیفیت منی، اثر منفی پلاسمای منی بر اسپرم، حساسیت کلاهک اسپرم و ایجاد کریستالهای یخ درون سلولی اشاره نمود. ذخیره منی تا اندازه ای در وضعیت انجماد، باعث آسیب های ساختمانی، بیوشیمیایی و اعمالی اسپرماتوزوا شده که تحرک و زنده مانی آن را کاهش داده و در نتیجه به انتقال و باروری اسپرم صدمه می زند.(6،5 و 7).
گلیسرول به عنوان محافظت کننده نفوذ پذیر به طور گسترده در انجماد اسپرم گونه های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. این ماده قابلیت نفوذپذیری بالایی داشته و اثر درون سلولی از خود نشان می دهد و در نتیجه با آبکشی اسپرم، تشکیل کریستال های یخ درون سلولی را به تعویق انداخته و یا حتی کاهش می دهدو در نتیجه صدمات ناشی از آن را به حداقل ممکن می رساند(16،15،14 و 19).
با این وجود، گزارشاتی نیز در ارتباط با اثرات منفی گلیسرول برای سلول اسپرم وجود دارد. که میزان گلیسرول، درجه حرارت درزمان اضافه کردن گلیسرول و نحوه اضافه کردن آن از عوامل تاثیر گذار محسوب می شوند(15).

اهمیت رقیق کننده های اسپرم در فرایند انجماد
نظر به اینکه اسپرم در زمان رقیق شدن و انجماد در محیطی قرار می گیرد که نسبت به شرایط طبیعی خود متغیر می باشد لذا بایستی ترکیبات رقیق کننده ها، اسپرم را نسبت به شرایط متغیر بوجود آمده حفاظت نموده و حتی الامکان دچار صدمات کمتری کنند. رقیق کننده های منی دارای یکسری خواص ویژه ای هستند که موجب نگهداری طولانی تر سلولهای اسپرم می شوند. یافتن رقیق کننده های مناسب برای رقیق سازی منی بز به منظور نگهداری بصورت مایع و منجمد ضروری می باشد (11 و 13). به نظر می رسد که بهترین رقیق کننده اسپرم بز، تریس، اسید سیتریک، فروکتوز، زرده تخم مرغ به همراه گلیسرول می باشد(1).
عمل آوری و انجماد اسپرم اکثر پستانداران مستلزم گذراندن دو مرحله می باشد. طی مرحله اول که دورة خنک کردن نامیده می شود دمای منی رقیق شده از دمای 35 - 30 درجه به 5 درجه سانتی گراد و در مرحله دوم که دوره منجمد کردن می باشد، دمای منی رقیق شده از 5 درجه به 196- در نیتروژن مایع کاهش داده می شود(1icon_cool.gif.
در مرحله اول برای مقابله با شوک سرمایی اسپرم ها معمولا از لیسیتین، پروتئین و لیپوپروتئین های زرده تخم مرغ استفاده می شود و به رقیق کننده که در ابتدای این دوره به منی اضافه می شود رقیق کننده سرمایی اطلاق می شود. در مرحله دوم به منظور حفاظت اسپرم در مقابل صدمات ناشی از تشکیل بلورهای یخ از گلیسرول به مقدار 7 – 3 % استفاده می شود و به رقیق کننده هایی که در آغاز این مرحله به مایع منی اضافه می گردد رقیق کننده انجمادی گفته می شود(3).
نقش گلیسرول در انجماد
گلیسرول بعنوان یکی از اجزای تشکیل دهندة ترکیبات رقیق کننده ها در سال 1949 برای اولین بار توسط پولژ مورد استفاده قرار گرفت و ویژگی باند شدن آن با آب بوسیلة مکسول و سالامون توضیح داده شد و بعد از آن استفاده از گلیسرول برای حفاظت از اسپرماتوزوا در فرایند انجماد رایج و متداول شد(15).

مطالعات جدید ثابت کردند که گلیسرول مهمترین و بیشترین تأثیر حفاظت کنندگی را برای انجماد منی پستانداران داشته، بطوریکه اضافه کردن ترکیبات دیگری هیچ برتری نسبت به آن ندارند بنابراین برای حفاظت از سلول اسپرماتوزوا گلیسرول رایج ترین و متداول ترین حفاظت کننده برای منی بز می باشد. اگرچه زمان مناسب اضافه کردن گلیسرول در طی انجماد هنوز بطور کامل مشخص نشده است(15).
گلیسرول قابلیت نفوذ پذیری بالایی داشته و اثر درون سلولی از خود نشان می دهد برای مثال اثر آبکشی شدید و بالای گلیسرول باعث کاهش تشکیل کریستال های یخ درون سلولی می شود. مکانیسمی که گلیسرول باعث آبکشی و کاهش دمای انجمادی می شود به پتانسیل بالای پیوند آبی آن مربوط می شود که درنتیجه غلظت الکترولیت های آزاد شده افزایش یافته و ساخته شدن کریستال های یخ به تأخیر افتاده و یا مقدار آن کاهش می یابد در نتیجه اسپرم در مقابل تغییرات فشار اسمزی و غلظت های نمک محافظت می شود(15 و 17).
گلیسرول اضافه شده به رقیق کننده مایع منی موجب تغییر در شکل گیری و اندازه بلورهای یخ می شود و آب سلول ها را گرفته و با یون های فلزی کمپلکس ایجاد می نماید وسپس به سرعت وارد اسپرم های زنده شده ومورد اکسیداسیون قرار می گیرد. (15 و 17).
اضافه کردن گلیسرول ممکن است بصورت تک مرحله ای، دو مرحله ای، سه مرحله ای و در دماهای 35،5 و 37 درجه سانتی گراد باشد غلظت نهایی محافظت کننده های انجمادی نفوذپذیر در رقیق کننده ها متغیر می باشد و از طریق سمیت و یا اثرات سودمندی اش بر روی اسپرم تعیین می شود( 4 و15).
عده ای از محققین اعتقاد دارند که باتوجه به ورود سریع گلیسرول به درون سلول، احتمالا اثر برون سلولی نیز می تواند داشته باشد. البته بایستی اشاره نمود که زمان تعادل و عادت پذیری اسپرم در رقیق کننده حاوی گلیسرول از یک ساعت تا چند ساعت متفاوت می باشد( 15،4 و 17).

محدودیت های استفاده از گلیسرول بعنوان حفاظت کننده
علیرغم اثرات سودمند گلیسرول روی اسپرماتوزآ در طی انجماد، مریمان (1966) ثابت کرد که گلیسرول می تواند اثرات زیان آوری در طی انجماد و یخ گشایی بر روی گلبولهای قرمز خون داشته باشد. گلیسرول لایه های غشاء را تغییر داده و با پروتئین ها و گلیکوپروتئین ها واکنش می دهد. گلیسرول همچنین احتیاجات فعالیت زیستی اسپرماتوزوا را افزایش می دهد، واکنش آکروزومی اسپرماتوزوا را تسریع می بخشد، علاوه براین مشخص شده است که گلیسرول باروری را در ماده ها زمانیکه از منی ذخیره شده در c ˚5 + استفاده می شود، کاهش می دهد. علی رغم گزارشات در مورد اثرات زیان آور گلیسرول، استفاده از گلیسرول بطور کلی فقط برای محافظت از منی طی انجماد توصیه می شود(4 و 15 ).
هرچند در منابع مختلف از گلیسرول بعنوان یکی از اجزای تشکیل دهنده بسیار مهم در رقیق کننده ها نام برده می شود اشاراتی در مورد نکات منفی آن نیز شده است. گفته می شود که گلیسرول روی آکروزوم اسپرم خاصیت سمی دارد و باعث کاهش باروری می شود. چگونگی تأثیر گذاری منفی گلیسرول به شکل های مختلف بیان شده است بعضی از محققین بر این باور هستند که گلیسرول می تواند آنزیم ATPase را مهار کرده و باعث اختلال در تعادل یونی شود و یا اینکه بر روی لیپیدهای غشاء سلول تأثیر گذاشته و باعث تغییر ساختمان آن می شود. درجه حرارت زمان اضافه نمودن، نحوه اضافه نمودن و میزان گلیسرول از عوامل تأثیر گذار اثرات منفی گلیسرول می باشد( 15).
کولاس (1975) در طی تحقیقی بیان نمودکه گلیسرول ممکن است کمی برای سلول اسپرماتوزآ سمی باشد و اثرات سمی آن را می توان با اضافه کردن آن در دمای نزدیک صفر کاهش داد. بر خلاف این پیشنهاد، سالامون (1986) و مکسول و سالامون (2000) گزارش کردند که رقیق شدن تک مرحله ای منی با رقیق کننده حاوی گلیسرول بهتر و موثر تر از روش دو مرحله ای می باشد(15).
اضافه کردن گلیسرول می تواند آسیب های اسمزی را به اسپرم القا کند اما وسعت این آسیب ها در گونه های مختلف متغیر است. اسپرم بز دارای این ویژگی می باشد که قادر است وضعیت های اسمزی را وقتی که در معرض گلیسرول قرار می گیرد تحمل کند(4 و 15).

مروری بر پژوهش های انجام شده
تولید اسپرم با کیفیت بالا از حیوانات باعث بهبود وضعیت حفاظت اسپرم در طولانی مدت می شود که این کار به حفظ ذخائر ژنتیکی در آینده کمک می کند و تضمین استفاده بهینه از نرهای ویژه می باشد. چنانچه ترکیبات رقیق کننده مناسب با ترکیبات اسپرم باشد امکان جمع آوری و ذخیرة اسپرم در خارج از فصل تولید مثل و همچنین انتقال اسپرم بصورت محلی و بین المللی امکان پذیر می باشد.(4)
کاندا و همکاران (2000) مشاهده کردند که درصد اسپرم های متحرک پس از یخ گشایی با استفاده از 6% از محافظت کننده های انجمادی نفوذپذیر گلیسرول، اتیلن گلیکول، دی متیل سولفوکساید، به ترتیب برابر35 % ، 13% و 21% بود. آنها همچنین گزارش نمودند که استفاده همزمان از گلیسرول (6%) و دی متیل سولفوکساید (9/5%) اثرات سینرژیسم روی حرکت پیشرونده اسپرم منجمد شده داشت (45%) در حالیکه استفاده جداگانه از گلیسرول و دی متیل سولفوکساید به ترتیب 33 و 15 % تحرک پس از یخ گشایی داشت.
کاندا و همکاران (2001) در طی یک پژوهش دیگر بیان کردندکه استفاده از اسیدهای آمینه همراه با 87/0 مولار گلیسرول و 76/0 مولار دی متیل سولفوکساید بطور معنی داری حرکت پیشرونده پس از یخ گشایی را بهبود می بخشد(55 – 50 %).
آموها و همکاران ( 1997) در طی پژوهشی بیان کردند که استفاده از 5% گلیسرول در رقیق کنندة بر پایة تریس جهت انجماد اسپرم بز بهتر از 4 – 3 % گلیسرول می باشد
سونماز و همکاران (2004) طی پژوهشی بر روی انجماد منی قوچ مشاهده کردند که استفاده از 5% گلیسرول می تواند تحرک پس از یخ گشایی را بالا برده و آسیب های آکروزومی و اسپرم های غیر طبیعی را کاهش دهد. اگرچه افزایش در سطوح گلیسرول (7 – 3 % ) بعد از گلیسروله شدن و تعادل سازی در رقیق کننده می تواند اثرات منفی روی ویژگی های اسپرم داشته باشد.
موریر و همکاران (2002) با انجام تحقیقی پیشنهاد دادند که استفاده از گلیسرول جهت حفاظت از اسپرم قوچ و سایر حیوانات در طی انجماد ضروری می باشد آنها همچنین نتیجه گرفتند که روش های اضافه کردن گلیسرول در انجماد اسپرم روی اسپرم یخ گشایی شده تأثیری ندارد.
پنا و همکاران (1998) از 4 غلظت مختلف گلیسرول در رقیق کنندة منی سگ در دمای 37 و 4 درجه استفاده کردند و گزارش نمودند که تحرک اسپرم و سلامتی آکروزوم هنگام استفاده از 8 % گلیسرول در رقیق کننده بطور معنی داری افزایش پیدا می کند.
سی همکاران (2004) نتیجه گرفتند که هنگام استفاده از 5 %گلیسرول تحرک اسپرم، سلامتی غشاء پلاسمایی و سلامتی آکروزوم اسپرم میمون بطور معنی داری پس از یخ گشایی بهبود می یابد. آنها همچنین به این نتیجه رسیدند که استفاده از 5 % گلیسرول بطور معنی داری پارامترهای اسپرم میمون را پس از یخ گشایی نسبت به استفاده از 5 % دی متیل سولفوکساید بهبود می بخشد نتایج این آزمایشات نشان داد که نوع و غلظت انجماد کننده های نفوذ پذیر می تواند بطور مؤثری روی بقای اسپرم میمون پس از انجماد و یخ گشایی تأثیر داشته باشد. آنها همچنین پیشنهاد نمودند که سطح مناسب گلیسرول برای انجماد اسپرم میمون 5 % می باشد و دی متیل سولفوکساید برای انجماد اسپرم میمون مناسب نمی باشد.
سیلوا و همکاران (2006) بین اضافه کردن گلیسرول در درجه حرارت های مختلف تفاوتی را مشاهده نکردند. آنها پیشنهاد دادند که اضافه کردن گلیسرول به رقیق کننده های انجمادی سگ در درجه حرارت های c ˚27 یا c ˚4 مناسب می باشد.
تولی و هولتز (1994) نیز با انجام تحقیقی روی بز نشان دادند که اضافه کردن گلیسرول بصورت چند مرحله ای و در 37 درجه سانی گراد بطور معنی داری تحرک پیشرونده را پس از یخ گشایی در مقایسه با اضافه کردن گلیسرول بصورت تک مرحله ای در 37 درجه یا رقیق کردن چند مرحله ای در 5 درجه سانتی گراد بهبود می بخشد.
جورج گیل و همکاران (2003) بیان نمودندکه استفاده از رقیق کننده های تجاری بهمراه گلیسرول می تواند تحرک اسپرم پس از یخ گشایی را بطور معنی داری بهبود ببخشد.آنها همچنین گزارش کردند که اضافه کردن گلیسرول در 15 درجه سانتی گراد در مقایسه با 5 درجه تأثیری روی شاخص تحرک نداشت اما تحرک و سلامتی غشاء اسپرم ها در 5 درجه نسبت به 15 درجه بالاتر بود.

نتیجه گیری
با توجه به پژوهش های صورت گرفته، گلیسرول مهمترین و بیشترین تأثیر حفاظت کنندگی را برای انجماد منی پستانداران داشته، بطوریکه اضافه کردن ترکیبات دیگری هیچ برتری نسبت به آن ندارند بنابراین برای حفاظت از سلول اسپرماتوزوا گلیسرول رایج ترین و متداول ترین حفاظت کننده برای منی بز می باشد، اگرچه زمان و درجه حرارت مناسب اضافه کردن گلیسرول در طی انجماد هنوز بطور کامل مشخص نشده است. لذا انجام تحقیقاتی در رابطه با تعیین زمان و درجه حرارت مناسب برای افزودن گلیسرول در فرایند انجماد ضروری به نظر می رسد، تا بتوان از سطوح بهینه گلیسرول با توجه به گونه دام در رقیق کننده ها استفاده نمود.
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

عوامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين در ميشها

سقط جنين عارضه اي است كه دام ماده قادر به نگهداري جنين نبوده و ان را از بدن دفع مي نمايد و در اين ارتباط عوامل عفوني و غير عفوني مي توانند مننجر به سقط جنين گردند . از جمله عوامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين, كامپيلوباكترفتوس (ويبريو فتوس) كلاميديا پستيس (عامل سقط جنين آنزئوتيك , لپتوسپيروز, بروسلوز ( گونه بروسلا اوويس , عامل ايجاد كننده تورم اپيديديم در قوچها ) تب كيو, بوردر ديزيزوبلو تانگ و از عوامل غير عفوني مي توان ضربه و ضغطه كمبودهاي تغذيه اي و مسموميت حاصله از گياهان سمي را نام برد.

شيوع سقط جنين هايي كه تا 3 هفته اول آبستني رخ مي دهند اغلب به دليل كمبودهاي مواد غذايي و يا ناشي از استرس است كه معمولاً‌تا ميزان 25 درصد مي رسد سقط جنين هايي كه بيش از ميزان 5/1 الي 2 و حتي 5 درصد عادي بوده و چنانچه اين ميزان به حدود 20 الي 30 درصد برسد و اقدام بهداشتي لازم در مورد آن صورت نگيرد مي تواند تا ميزان 80درصد پيشرفت نمايد كه از اين نظر باعث خسارات اقتصادي و بهداشتي در دامداري مي گردد.


كمپيلوباكتريوزيس CAMPILOBACTERIOSIS
عامل بيماري باكتري ويرگولي شكلي است به نام كامپيلوباكترفتوس كه قبلا ويبريوفتوس ناميده مي شد و علت ويبريوني سقط جنين گوسفند با گاو فرق مي كند .

انتقال بيماري از طريق خوردن مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده مي باشد.

نشانه هاي بيماري : عارضه سقط جنين در 6 الي 8 هفتگي دوره ابستني و نيز تلف شدن بره هاي تازه متولد شده از نشانه هاي بارز اين بيماري باكتريايي مي باشد . بيماري در دامداري شديدا مسري بوده و دام مبتلا پس از بهبودي ممكن است براي هميشه ناقل بماند .

تشخيص آزمايشگاهي

تهيه لام از محتويات شيردان جنين و كشت از محتويات شيردان جنين

كنترل و درمان:

دامهايي كه سقط نمودند بايستي سريعاً‌از ساير دامها جدا شده و سپس حذف شوند زيرا امكان دارد ناقل باقي بمانند.

بره هاي زنده متولد شده بايد حذف شوند.

درمان ساير دامهاي گله توسط تتراسيكلين انجام گيرد.



توكسو پلاسموزيس TOXOPLASMOSIS

عامل بيماري,‌انگلي پروتوزوايي است به نام توكسوپلاسما گنده اي كه در سلولهاي اپي تليال روده دام آلوده زندگي مي كند . بيماري توكسو پلاسموز قابل سرايت به انسان مي باشد.
راه انتقال

از طريق خوردن مواد غذايي و آب آلوده به اووسيت انگل كه از طريق مدفوع گربه دفع شده است.

تماس مستقيم دام با مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده
نشانه هاي بيماري
عارضه سقط جنين در هر مرحله اي از دوران آبستني مي تواند رخ دهد و ميزان شيوع آن ممكن است تا 80درصد برسد اگر آلودگي در ابتداي دوره آبستني باشد موجب جذب و مرگ جنين مي شود و اگر آلودگي در اواخر آبستني باشد باعث سقط جنين مرده زايي و يا تولد بره هاي ضعيف مي گردد.
تشخيص :
آزمايش فلورسنت انتي بادي مواد كوتيلدونها
آزمايش مايعات جنيني با استفاده از تست اگلوتيناسيون لاتكس
آزمايش هيستوپاتولوژيكي بافتهاي جنين مانند: مغز,‌شش , كبد , قلب , كليه , طحال
كنترل :
جلوگيري از ورود گربه ها به انبار غلات , آبشخوار و انبار علوفه
انهدام فوري مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده
كنترل جوندگان و پرندگان از نظر كاستن مخازن عفوني
اجتناب از نوشيدن شير دامهاي آلوده به ويژه توسط زنان آبستن و اطفال.

كلاميديوز CHLAMYDIOSE
پسيتاكوزيس لنفوگرائولوم PSITTACOSIS LYM PHOGRANULOMA VENEREUM
مياگاوانلار MIYAGAWANELLA و بدسوني BEDSONIA
باكتريهايي هستند كه فقط در سلولهاي زنده مي توانند رشد و تكثير كنند و از اين جهت از ساير باكتريها متمايزاند .
تاكنون 2 گ ونه از كلاميدياها را شناسايي كرده اند كلاميدياتراكو ماتيس (CH. Trachomatis) كه انسان را نيز آلوده مي سازد و ديگري كلاميدياپسيتاسي (CH.Psittaci) كه فقط دامها را آلوده مي سازد . گونه اخير مي تواند با ساير بيماريها از قبيل كراتوكونژنكتيويت (kratoconjunctivitis), ارتريت (arthritis) و پنوموني (pneumonia) همراه بوده ولي به ندرت در يك گله تواما ديده مي شود .در سال 1950 براي اولين بار سقط جنين حاصل از كلاميد يا به نام سقط انزوئوتيك (abortion enzootic) در اسكاتلند معرفي شد و سپس در سال 1958 در ايالات متحده و آنگاه در سال 1976 در آلبرتا و بالاخره در سال 1977 در اونتاريو گزارش شد. ميزان‌ آلودگي كلاميديايي در بز و گوسفند تقريبا يكسان گزارش مي شود .
نشانه هاي درمانگاهي
از علايم اين بيماري سقط جنين بوده است كه معمولاً در اواخر دوران آبستني رخ مي دهد و نيز تولد بره ها و بزغاله هاي ضعيف از ديگر نشانه هاي اين بيماري مي باشد. باكتري اغلب جفت را گرفتار ساخته و پس از اينكه عارضه سقط رخ داد. در رحم باقي مي ماند .پرده هاي جفت شفاف نبوده , كدر و قرمز رنگ مي شوند و قوامي سفت و چرمي شكل پيدا مي كنند . كوتيلدونها سفت و سخت و ضخيم شده و قابليت انعطاف پذيري را از دست مي دهد و فتوس ها به علت بزرگ شدن كبد و پر شدن محوطه داخل شكم از مايع , بادكرده به نظر مي رسند تحقيقات نشان داده است كه ميزان شيوع سقط جنين ميشها در گله آلوده 30 درصد و در بزها بيشتر است ولي قائدتاً ميزان 5 الي 10 درصد را معمولي تلقي مي نمايند .
راه انتقال
انتقال اوليه باكتري از قوچ به ميش است ولي با اينحال منابع آلودگي جنينهاي سقط شده جفت , ترشحات واژن و فضولات آلوده مي باشد . باكتري از راه هاي استنشاق هواي آلوده و يا مصرف مواد الوده نظير اب ‎غذا, وارد بدن دام شده و دام را الوده مي سازد . ميش سقط كرده ممكن است مادام العمر حامل باقي بماند و باكتري در روده و در بعضي از بافتهاي لنفوئيدي نگهداري و حمل گرددد آلودگي با كلاميديا به خصوص درهواس سرد مي تواند بسيار شديد باشد.
تشخيص
با توجه به اينكه نشانه ها در گله مشخص مي باشد ولي اغلب با نشانه هاي سقط جنين هاي حاصله از تب كيو (كوكسيلا) و ويبريوز مشابه بوده لذا براي تشخيص افتراقي بايستي به انجام تستهاي آزمايشگاهي پرداخت براي اين موضوع 3 نوع آزمايش بكار مي رود :
1- آزمايش محتويات معده جنين و جفت و مشاهده ميكروسكوپي باكتري
2- آزمايش بافتي جفت در محيط تخم مرغ جنين دار
3- آزمايش خون كه در 2 مرحله انجام مي شود ( در اوايل سقط و 2 الي 3 هفته بعد از مرحله اول ) در اين آزمايش ميزان آنتي بادي اندازه گيري مي گيرند كه تيتر آن در مرحله اول كمتر از مرحله دوم است. متذكر مي گردد كه اگر سقط جنين در سالهاي متوالي رخ دهد. لازم است تشخيص افتراقي بين عوامل ايجاد كننده سقط از قبيل توكسوپلاسما ويبريو , كلاميديا و كوكسيلا انجام گردد.
كنترل و پيشگيري :
اصولاً براي كنترل و پيشگيري بايستي نكات ذيل را مد نظر قرار داد.
جداسازي ميشهاي سقط كرده از ساير دامها.
جمع آوري و سوزاندن و يا دفن كردن جنين هاي سقط شدن و جفت هاي آلوده
ضد عفوني و يا شعله دادن آغل و جايگاه دامهاي مبتلا
ميشهاي سقط كرده نبايستي تا زمانكيه علل مولد سقط از محيط حذف نشده است به بره هاي ماده متولد شده را شير بدهند .
ميشهاي آبستن در روي زمين تغذيه نشوند
قوچ نبايد از گله با سابقه سقط جنين خريداري گردد.
استفاده فوري از آنتي بيوتيكها هنگام رخداد سقط جنين صورت گيرد ( شروع درمان با استفاده آنتي بيوتيك تزريقي ( تتراسيكلين ها) و ادامه آن با آنتي بيوتيك خوراك به همراه مواد غذايي).
مراقبتهاي بهداشتي ويژه از نظر انتقال عوامل سقط به انسان مانند استفاده از پوششهاي محافظ در موقع ارتباط با دام يا دامداري و مواد آلوده اجتناب ورزيدن از خوردن شير غير پاستوريزه و يا پنير دوري جستن زنان آبستن از گربه ها و يا دام هاي الوده , جنين هاي سقط شده و مواد آلوده بايد مد نظر قرار گيرد.

درمان
از آنجاييكه كلاميديا ها به كلرتتراسيكلين بسيار حساس اند لذا از اين دارو به عنوان داروي پيشگيري كننده و درماني استفاده مي شود. مقدار مصرف به عنوان مقدار پيشگيري كننده در دوران ابستني 80 ميلي گرم براي هر راس ميش در هر روز بمدت 3 هفته و مقدار درماني در دام سقط كرده 2500 ميلي گرم براي هر راس ميش در هر روز براي مدت 3 هفته .
دستور العمل اجرايي پيرامون سقط جنين در گوسفندان
چنانچه در گله اي سقط جنين اتفاق افتاد لازم است به نكات ذيل توجه شود:
1- ميشهايي كه سقط جنين نموده اند از بقيه دامهاي موجود در گله جدا شوند.
2- جنين هاي سقط شده و بره هايي كه مرده متولد شده اند جمع آوري و براي ارسال به مركز تشخيص آزمايشگاهي دامپزشكي سوزاندن و يا دفن كردن آنان آماده گردند به طوريكه در اين مرحله مراقبت هاي بهداشتي از نظر دست كاري به مواد آلوده انجام گيرد و حتما از دستكش استفاده شده و شستشوي دستها هرگز فراموش نشود و همچنين زنان آبستن نبايد در تماس با بره اندازي ميشها قرار گيرند.
3- در مورد تشخيص احتمالي و راههاي كنترلي لازم است با دامپزشك معالج مشورت كرده و در صورت لزوم نسبت به ارسال جنين و بره مرده زاييده شده و نيز دام سقط كرده به مركز تشخيص آزمايشگاهي,‌اقدام شود.

نكته مورد توجه : هنگامي كه جنين سقط شده به همراه برده مرده زا به آزمايشگاه تشخيص ارسال مي گردد. ميزان دقت تشخيص 4 برابر زماني خواهد بود كه فقط , فتوس سقط شده فرستاده مي شود.
در اينجا در مورد 3 عامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين كه از معمولي ترين عوامل مي باشند دستورهاي اجرايي ارائه مي گردد.

سقط جنين انزئوتيك (كلاميديايي)
ميشهاي سقط داده شده را بايد از ساير دامها براي مدت يك الي دو ماه جدا نگه داشت و چنانچه رخداد سقط جنين هنوز در گله وجود دارد اين جداسازي را بايد ادامه داد.
يك برنامه اجرايي واكسيناسيون در گله براي آينده تدوين نمود و در عين حال بايستي توجه داشت كه ميشهاي سقط داده شده بر عليه اين بيماري ايمن خواهند بود ولي اندسته از ميشهايي كه توسط ميشهاي سقط داده شده الوده شده اند, عليرغم واكسيناسيون انجام شده, در سال اينده مبتلا خواهند شد.
دامهاي مبتلا را پس از مشورت با دامپزشك معالج, تحت درمان قرار داد.

توكسو پلاسموزيس
ميشهاي سقط داده شده به فوريت از ميشهاي آبستن جدا شوند.
مراقبت بهداشتي از نظر كنترل رفت و آمد گربه ها و آلودگيهاي مواد غذايي دام با فضولات گربه ها شديداً انجام پذيرد .
يك برنامه واكسيناسيون براي سال آينده تدوين گردد.

كامپيلو باكترفتوس
ميشهاي سقط داده شده از ساير دامها جدا شوند و بايد توجه داشت كه :
ميشهاي سقط داده شده براي سال اينده از سطح ايمني بالايي برخوردارند .
تاكنون هيچ واكسن قابل مصرفي عرضه نشده است.

قابل توجه :هر چه تعداد نمونه هاي ارسالي به آزمايشگاه تشخيص بيشتر باشد, از نظر نزديك شدن به نتيجه ارزشمند است ولي قبل از اين كار لازم است با دامپزشك معالج راجع به سيستم مديريت و تغذيه دام مشورت گردد زيرا علل مولد سقط, ممكن است از عوامل عفوني نبوده بلكه در اين صورت به ازمايشگاه نياز ندارد
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

عوامل مولد كاهش آبستني و سقط جنين در گاو

در زمان تشخيص آبستني در گاوها دام هايي كه توانايي باروري نداشته و آبستن نشده اند مشخص مي گردند كه در اين ارتباط عوامل مختلفي مد نظر قرار مي گيرند از قبيل : نازايي ها , سقط جنين هاي زودرس , زايمان پيش موعد , اتلاف گوساله هاي ضعيف تازه متولد شده و نيز عدم توانايي باروري در گاوهاي نر كه علل تاثير عوامل مذكور را ميتوان مربوط به يكي از گروه هاي زير دانست:
مديريت نادرست
نقص ژنتيكي
عوامل محيطي مانند تغذيه , سموم
بيماريهاي عفوني
با توجه به اينكه اجراي مديريت نادرست و تغذيه نامناسب از معمولي ترين علل ايجاد كننده سقط جنين ميباشد با اينحال در اينجا صرفا بيماريهاي عفوني مورد بحث قرار مي گيرد .
اكثر بيماريهاي عفوني مولد سقط جنين داراي نشانه هاي درمانگاهي واضح بوده ولي تشخيص نهايي آنها متلزم خدمات فوري تشخيص آزمايشگاهي دامپزشكي مي باشد.

يكي از مشكلات تشخيص
آبستني اين است كه گاهي فتوسهاي سقط شده پيدا نشده و دام سقط كرده فقط داراي ترشحات سفيد رنگ از واژن بوده كه از اين نظر دامدار به گمان ابستن نشدن دام , مجدد او را مورد تلقيح قرار ميدهد و از اين طريق كه باعث انتشار عفونت مي گردد بايستي اين موضوع را مد نظر قرار داد.
علي ايحال با توجه به اينكه ضررهاي اقتصادي ناشي از نازاييها, كاهش باروري و سقط جنين در دامداريهاي با توليد بالا بسيار با اهميت و قابل ارزيابي مي باشد لذا در اينجا به مطالعه اجمالي گروه بيماريهاي عفوني مولد سقط جنين در گاو مي پردازيم

كامپيلوباكتريوزيس (CAMPILOBACTERIOSIS)
اين بيماري به نام ويبريوزيس (vibriosis) نيز ناميده مي شود . بيماري آميزشي مزمني است كه عامل آن باكتري كامپيلوباكترفتوس و نه رياليس (campilobacter fetus venerialis) نام دارد . راه انتقال آن آميزشي بوده و از طريق دام نز به دام ماده مي باشد باكتري پس از ورود و عبور از سرويكس طي مدت يك هفته به رحم رسيده و در آنجا جايگزين مي گردد.
عفونت رحمي مدت 3 الي 5 روز طول مي كشد و در اين مدت دام آلوده داراي ترشحات سفيد رنگ چسبنانكي است كه از اين نظر باعث انتشار عفونت به محيط مي شود . معمولا رحم پس از چند ماه عاري از باكتري شده و دام آلوده ظاهرا بهبود مي يابد و ممكن است آبستن شود ولي با اينحال بيماري در گله ظاهر گشته و از اين نظر دام آلوده مي تواند منبع آلودگي و انتشار باكتري در بين دام هاي ديگر باشد . دام نر آلوده داراي نشانه درمانگاهي خاصي نبوده ولي به عنوان منبع اصلي انتقال بيماري محسوب مي گردد.
درمان آنتي بيوتيكي بياستي 3 هفته بعد از شروع بيماري انجام پذيرد.
براي كنترل و پيشگيري ,‌انجام واكسيناسيون توصيه مي شود. معمولاً هر سال 10 روز قبل از عمل تلقيح انجام مي گيرد دام هاي نر و ماده لازم است واكسينه شوند و دامهاي واكسينه شده بايستي از ساير دامها به مدت 6 هفته جدا بمانند .

اورئو پلاسموزيس جنيتال (GENITAL OREAPLASMOSIS)
عامل بيماري اورئو پلاسما دايورسام (urea plasma diversum) بوده و در حال حاضر در ايالات متحده (اونتاريو و آلبرتا) در بين گاوها گسترش دارد گرچه تحقيق و بررسي پيرامون اورئو پلاسموزيس به اندازه كامپيلو باكتريوزيس انجام نشده ولي با اين حال تحقيقات نشان داده است كه يكي از عوامل تولد گوساله هاي ضعيف مي باشد
انتقال بيماري از طريق دام نر به دام ماده است و دام ماده آلوده در انتشار بيماري بين گله نقش مهمي دارد . چون دام ماده به اين باكتري بسيار حساس مي باشد لذا نقل و انتقال و جابجايي گوساله ها بزرگترين عامل خطر از نظر انتقال و انتشار بيماري محسوب مي گردد.
از نشانه هاي واضح بيماري قرمزي مخاط واژن و وجود برآمدگي هاي ريز گوشتي مانند در سطح مخاط واژن كه مي تواند تا يك سال باقي بماند,‌ترشحات موكسي از واژن و سپس سقط جنين مي باشد. اجراي خدمات بهداشت آبستني در زمان شيوع بيماري مي تواند تا 28 درصد از ميزان شيوع بكاهد و دامهاي آبستن آلوده تا ميزان 85 الي 90 درصد بهبود مي يابند .
درمان و پيشگيري :
در گاوهاي گوشتي انجام نمي شود و بهترين زمان درمان در گاو هاي شيري 24 ساعت بعد از تلقيح مي باشد, لذا لازم است زمان تلقيح دقيقاً‌ثبت شده و سپس درمان انجام گيرد. چون درمان در گاوهاي نر بسيار مشكل است لذا در صورت لزوم با استفاده از آنتي بيوتيكها درمان موضعي انجام مي گيرد. هنوز واكسني بر عليه اين بيماري تهيه نشده است .

روش كنترل :
تغيير در روشهاي مديريتي در دامداري
مشخص كردن دامهاي در معرض خطر
جدا ساختن دامهاي در معرض خطر ازدامهاي الوده
به كار نگرفتن دام نر آلوده در امر تلقيح
رعايت بهداشت در امر نقل و انتقال دامهاي ماده

رينو تراكئيت گاوي RHINOTRACHEITIS (I.B.R)
عامل اين بيماري , هرپس ويروس گاوي تيپ 1 (Bovin herpesvirus1) است كه علاوه بر ايجاد عفونت تنفسي سبب عفونت چشمي , ولوواژنيت (Vulvovaginitis) نيز مي گردد.
بيماري باعث كاهش توانايي باروري و منجر به سقط جنين دام مي شود.
درمان: هيچگونه درماني براي هرپس ويروس گاوي تيپ 1 وجود ندارد.
كنترل : براي كنترل از واكسن استفاده مي شود واكسنها از نوع تخفيف حدت يافته و يا كشته شده مي باشند و براي انتخاب نوع واكسن لازم است با دامپزشك معالج مشورت شود زيرا انتخاب غلط باعث سقط مي گردد.
راه انتقال براي اولين بار استنشاقي و گوارشي است به طوريكه بلع مواد ملوث به بزاق , ادرار و يا فضولات آلوده ,‌باعث آلودگي مي گردد.
ويروس پس از وارد شدن به بدن دام نر از راه جريان خون وارد دستگاه توليد مثل دشه و از طريق تلقيح دام ماده را آلوده مي سازد. در بررسي نازاييها و عدم باروري در ماده گاوها كه معمولاً‌ تلقيح تكرار مي گردد,‌چنانچه دام ماده آلوده به هرپس ويروس 1 باشد,‌با افزايش ايمني دام پس از چند بار عدم باروري آبستني دام به حد نرمال خواهد رسيد. براي كنترل بيماري فقط اجراي يك برنامه واكسيناسيون ايده ال كافي است.

ويروس عامل اسهال گاوي BOVINE VIRUS DIARRHEA (B.V.D)n
انواع مختلفي از ويروس عامل اسهال گاوي وجود ارد اين ويروس به همراه ويروس موكوزال ديزيز (MD) باعث سقط و يا تولد گوساله هاي ضعيف مي گردد.
انتقال از راه هاي استنشاقي و گوارشي مي باشد. ويروس پس از ورود به داخل بدن وارد خون شده و از راه تلقيح از دام نر آلوده به دام ماده انتقال مي يابد كه با تكرار تلقيح باعث كاهش باروري شده به طوريكه عارضه نازايي , پس از افزايش سطح ايمني از بين مي رود و دام ايمن شده مي تواند آبستن شود

سقط جنين حاصل از نئوسپورا (NEOSPORA) در گاوهاي شيری
نئوسپورا كانيينوم كانينوم (Neospora caninum) تك ياخته كوكسيديايي است كه در گاوهاي شيري ايجاد سقط مي كند. اين تك ياخته از علل سقط در بسياري از نقاط جهان منجمله كاليفرنيا به شمار مي آيد.
در سال 1988 براي اولين بار نئوسپورا كانينوم به عنوان سقط در سگها شناخته شد و بزودي عامل ديگري كه شبيه به نئوسپورا كانينوم بود از علل سقط در گاوهاي شيري تشخيص داده شد بطوري كه بعدا ثابت شد نئوسپوراي عامل سقط جنين گاو با نئوسپوراي عامل سقط جنين سگ تفاوت جزيي دارد.
نئوسپورا كانينوم انگلي است كه شباهت زيادي به توكسو پلاسما گنده اي ( عامل سقط جنين در گوسفند ) دارد. هنوز ميزبان قطعي براي نئوسپورا معلوم نشده است . گرچه ميزبان قطعي توكسو پلاسما گنده اي گربه است ولي تاكنون نئوسپورا كانينوم را در گربه ها پيدا نكرده اند .
ميزبان نئوسپوراكانينوم ,‌سگ ,‌گربه , گوسفند , بز ,‌اسب و موش مي باشند ( تعريف ميزبان بدين صورت است كه انگل در سطح بسيار كم مي تواند اثر بيماريزايي روي دام داشته باشد).
خسارت وارده به صنعت گاوداري در ايالت كاليفرنيا در اثر نئوسپوراكانينوم بيش از 3500000 دلار در هر سال از نظر گوساله زايي و كاهش ميزان شير مي باشد .
طبق مطالعات انجام شده در كاليفرنيا معلوم شده است كه ميزان توليد شير روزانه در گاوهاي سرم مثبت ( آن دسته از دام هايي كه آنتي بادي بر عليه بيماري داشتند) و بر عليه نئوسپورا كانينوم آنتي بيوتيك مصرف كرده بودند 5/2 ليتر كمتر از توليد شير در گاوهاي سرم منفي ( آندسته از دامهايي كه آنتي بادي بر عليه بيماري نداشتند) و آنتي بيوتيك مصرف نكرده بودند . بوده است.
مطالعه ديگري نشان داد كه آن دسته از گاوهاي ماده سرم مثبت ( داراي آنتي بادي بر عليه بيماري ) كه مدت 189 روز از ساير دام ها مجزا شده بودند از نظر انتقال عمودي ( راه اصلي انتقال عامل سندرم سقط از جفت به جنين است 6/1 برابر پرخطرتر از دام هاي سرم منفي ( فاقد آنتي بادي برعليه بيماري ) همان كه بوده اند
در اين مطالعه چگونگي آلودگي اوليه ناشناخته بوده و در مورد انتقال عامل سندرم فقط يك مورد گزارش شده است .
از آنجاييكه نئوسپوروزيس , از معمولي ترين علل سقط جنين در گاوهاي شيري در كاليفرنيا مي باشد,‌مطالعات نشان داده است كه حضور آنتي باديها بر عليه نئوسپورا كانينوم اطمينان ايمني بر عليه سندرم سقط جنين را ايجاد نمي كند بلكه امكان دارد يك نوع ايمني با واسطه سلولي را كه مكانيسم آن هنوز معلوم نيست ايجاد مي نمايد. در گله هايي كه آلودگي آندميك مي باشد,‌اغلب دامهاي ماده تيترهاي آنتي بادي بر عليه نئوسپورا كانينوم رانشان مي دهند ولي با اينحال به واسطه نئوسپور ا و ساير عوامل,‌سقط هاي پي در پي ايجاد مي كنند و ممكن است كه طوفان سقط جنين را به صورت اپيدميك به وجود آورد .
تحقيقات نشان داده است كه خطر سقط جنين در گاوهاي سرم مثبت در مناطق آندميك ,2 الي 3 برابر بيشتر از گاوهاي سرم مثبت به طور اپيدميك اتفاق مي افتد و در گله هايي كه طوفان سقط مشاهده مي شود ,‌احتمال اينكه علاوه بر نئوسپورا , آلودگي با B.V.D نيز وجود داشته باشد, بسيار زياد است.

تشخيص
براي تشخيص , چندين آزمايش مورد استفاده قرار ميگيرد . با تست آنتي بادي ايمونو فلورسنت (I.F.A.T) و آزمايش سنجش آنزيم حلقوي ايمونوشوربنت (E.L.I.S.A) مي توان تيتر آنتي بادي ها را بر عليه نئوسپورا كانينوم تعيين نمود و در مورد گاوهايي كه در معرض آلودگي بوده اند ولي مبتلا نشده اند. ضرورت ندارد كه مورد آزمايش تعيين تيتر آنتي بادي قرار گيرند.
در تشخيص افتراقي علل ايجاد كننده سقط جنين لازم است آزمايش هاي سرولوژي و ايمونوهيستوشيميايي و هيستو پاتولوژي از جنين هاي سقط شده انجام پذيرد .
نكته قابل ذكر اينكه چنانچه آلودگي در اواسط دوره شير دهي باشد,‌موجب تحليل رفتن جنين و سقط مي گردد ولي چنانچه جنين در مراحل بعدي يعني ديرتر در معرض آلودگي قرا رگيرد امكان رهايي از سقط وجود دارد گر چه برخي از گوساله هاي آلوده تازه متولد شده از نظردرمانگاهي ظاهرا طبيعي هستند ولي با انجام ازمايش هاي تعيين آنتي بادي معلوم مي شود كه در معرض عفونتهاي مادر زادي داخل رحمي بوده اند
در برخي از مطالعات انجام شده در كاليفرنيا معلوم شده است كه گاوهاي سرم مثبت گوساله هاي سرم مثبت را متولد مي كنند و اين موضوع در مورد گوساله هاي سرم منفي نيز عيناً صادق است به طوري كه هيچ كدام از گوساله هاي سرم منفي در طول اين مطالعه مثبت نشدند.

پيشگيري و كنترل
اجراي روشهاي پيشگيري بدون دانستن ميزبان تعريف شده براي عامل بيماري, بسيار مشكل است زيرا انتقال عمودي مي تواند آلودگي را بدون ميزبان قطعي در گاوهاي شيري ايجاد نمايد. از معمولي ترين راه پيشگيري اين است كه از تغذيه گاوهاي شيري با موادالوده جلوگيري نمود.
به طور كلي مي توان گفت كه گاوهاي ماده سرم مثبت همانند دام هاي واكسينه شده , بر عليه بيماري مصون بوده و اين موضوع باعث جلوگيري از طوفان سقط مي گردد.
باتوجه به اين كه نئوسپورا كانينوم , علت بروز برخي از موارد سقط جنين هاي طوفاني است لذا نتايج تحقيقات انجام شده روي 20 گله كه طوفان سقط با عل نئوسپورا داشته اند نشان داده است كه در تعدادي ازدامهاي گله, هيچگونه ارتباطي بين تيترهاي آنتي بادي وسقط اپيدميك وجود نداشته است به طوري كه علت سقط در 3 گله را B.V.D و در يك گله را لپتوسپيروزيس تشخيص داده بودند . موضوع مهم ديگر اين بود كه نمونه هاي خون از دامهاي سقط كرده و سقط نكرده اخذ و جمع آوري شده بود و تيتر آنتي بادي آنها با يكديگر مقايسه شده و بطور كلي علت سقط را نئوسپورا كانينوم تشخيص داده بودند.
در پيشگيري لازم است كه برنامه واكسيناسيون در دامهاي شيري گله اجرا شود و در كنترل بايستي سقط هاي حاصله از ساير علل شناسايي شده و علل سقط هاي اپيدميك و اندميك بغير از عامل نئوسپورا كانينوم مورد تشخيص افتراقي قرار گيرند .

ساير عوامل
از آنجائيكه عوامل مختلف باكتريايي ويروسي كه در بهداشت آبستني و سقط جنين دخالت دارند بسيار متنوعند وعوامل ذكر شده فوق از معمولي ترين و مهمترين عامل تهديد در توليد گوساله زايي مي باشد. عليهذا تشخيص علت ويژه ي سقط جنين كاري بس مشكل است و ضرورت دارد كه همواره دامدار, دامپزشك , آزمايشگاه تشخيص دامپزشكي و متخصص تغذيه دام با همديگر همكاري نموده و كوشش نمايند تا علتها مشخص گردند .
كمبودهاي تغذيه اي (ويتامينها و مواد معدني) ونيز روشهاي مديريتي از علل ديگر عيوب آبستني و سقط جنين بوده كه بايستي مواردي از قبيل ارزياي كردن گاوهاي نر براي توليد مناسب و تعيين نوع درمان و روش كنترل ويژه در هر كدام از بيماريهاي عفوني مد نظر قرار داده شود.
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

تعيين جنسيت اسپرم

 سالهاي اخير انتخاب جنس يك نوزاد با استفاده از تعيين جنسيت اسپرم مورد توجه زيادي قرار گرفته است . حد اقل دلايل بسيار زيادي در مورد استفاده از اين تكنيك در صنعت دامپروري وجود دارد . از قرار معلوم در هلند در آينده اي نزديك تعيين جنسيت اسپرم در بهبود صنعت گاو شيري تكامل مي يابد.

تعيين جنسيت اسپرم
اساسا در يك آزمايشگاه علمي ؛ تكنيك تعيين جنسيت اسپرم وجود دارد . كاربرد اين تكنيك براي بهبود صنعت گاو شيري مشكل است . تعداد اسپرمهاي لازم براي تلقيح مصنوعي زياد هستند ؛ بطور نمونه 10 ميليون اسپرم در يك پايوت. نظر به اينكه اقدامات لازم قدم به قدم انجام ميشود؛ تعيين جنسيت اسپرم هاي لازم براي تلقيح مصنوعي زمان مي برد. هزينه هاي تجهيزات و پرسنل متخصص ؛ هزينه تمام شده براي اسپرم تعيين جنسيت شده را نسبتا بالا مي برند . زماني كه قيمتها پايين بيايد و سرعت انجام اين تكنيك افزايش يابد ؛ احتمالا همه چيز تغيير مي كند اما براي اينده نزديك فروش گسترده اسپرم تعيين جنسيت شده براي تلقيح مصنوعي در دزهاي قراردادي اسپرم خيلي محتمل و حتمي نيست . با پيشرفت و استفاده از تكنيكي كه شامل تلقيح غلظتهايي از اسپرم تعيين جنسيت شده با دز پايين در عمق رحم باشد ؛ مي توان به بخشي از اين مشكل فايق آمد. استفاده از اسپرم تعيين جنسيت شده براي تلقيح گاوهايي كه تحت تيمار تخمك ريزي چند گانه قرار گرفتة اند مفيد است زيرا تعداد تلقيح براي اين مورد محدود است . اما كاربرد وسيع استفاده از اسپرم تعيين جنسيت شده احتمالا توليد جنين به روش آزمايشگاهي خواهد بود.. تعداد سلولهابي اسپرم لازم براي توليد جنين به روش آزمايشگاهي بسيار پايين است .منافع اين روش در كارايي آن معلوم مي شود:

جنين هاي توليد شده به اين روش جنسيت دلخواه را دارا هستند و باعث كاهش معني داري در هزينه ها مي شود و در كل موجب پيشرفت ژنتيكي سريع مي شود.

كروموزومهاي ايكس و واي :
تعيين جنسيت اسپرم بر اساس تفاوتهاي موجود در دي ان اي بين جنسيتها برنامه ريزي شده است. دي ان اي خود به كروموزومهاي مذكور تقسيم ميشود. كروموزومهاي موجود در يك گونه ؛ براي مثال گاو ؛ هميشه از نظر تعداد و اندازه مشابهند. تفاوتها فقط بين نر ها و ماده ها وجود دارد. در پستانداران ؛ سلولهاي نر حاوي كروموزومهاي ايكس و واي هستند و سلولهاي ماده حاوي دو كروموزوم ايكس هستند . در سلولهاي اسپرم و تخمك كروموزومها تقسيم شده اند. يك تخمك هميشه حاوي يك كروموزوم ايكس و يك اسپرم مي تواند حاوي هر دو نوع كروموزوم ايكس و يا واي باشد. باروري با اسپرم حاوي كروموزوم ايكس منجر به ايجاد جنين ماده و باروري با اسپرم حاوي كروموزوم واي منجر به توليد جنين نر ميشود. به عبارت ديگر سلولهاي اسپرم ؛ جنسيت را تعيين مي كنند. معمولا 50 % سلولهاي اسپرم حاوي كروموزوم ايكس و 50 % حاوي كروموزوم واي هستند. با جور كردن و استفاده از نوع مطلوب و دلخواه اسپرم ؛ ما ميتوانيم جنسيت را كنترل كنيم.

تكنيكها:
تنها روش موفقيت آميزي كه براي تعيين جنسيت اسپرم وجود دارد روش فلورسانس است كه بر اساس تفاوت در محتواي دي ان اي پايه ريزي شده است. كروموزوم ايكس بزرگتر از كروموزوم واي است. به همين خاطر مقدار كل دي ان اي در يك سلول اسپرم حاوي كروموزوم ايكس نسبت به سلول اسپرم حاوي كروموزوم واي بيشتر است . در گاو ؛ اين تفاوت در حدود 4% است. قبل از جور كردن كروموزومها ؛ سلولها كه حاوي دي ان اي هستند توسط رنگ فلورسانس رنگ آميزي مي شوند. هرچه از فلورسانس بيشتر استفاده شود ؛ دي ان اي در سلول بيشتر ظاهر ميشود. سلولها توسط دستگاهي بنام " فلوسيتومتر/جور كننده سلول" مرتب ميشوند.

در اين دستگاه چندين هزار سلول در هر ثانيه مي توانند با خلوص بيش از 90 % مرتب شوند. كارايي روشهاي ديگر ؛ براي مثال روشهايي كه بر اساس سانتريفوژ يا تفاوت در سرعت شناوري عمل مي كنند هنوز مورد بحث است. هيچيك از اين روشها به ثبت نرسيده است .

در هلند:
در اوايل دهه 1990 ؛ روش فلورسانس با استفاده از دستگاه فلوسيتومتر مركز پزشكي در آمستردام توسط موسسه هلند ژنتيك براي توليد آزمايشگاهي جنين بكار برده شد . متاسفانه ؛ باروري اسپرمهاي تعيين جنسيت شده پايين بود و نمو جنين ها به خوبي اسپرمهاي تعيين جنسيت نشده نبود. اين مورد بيانگر اين است كه تاثيرات منفي در رنگ آميزي با فلورسانس يا اشعه فرابنفش ( يو وي) وجود دارد . هر چند ؛ گوساله هاي متولد شده با اسپرم تعيين جنسيت شده در آمريكا و اخيرا ؛ بيشتر در انگلستان ؛ سالم هستند. با اين وجود روشي كه نياز به رنگ فلورسانس و اشعه يو وي نداشته باشد ترجيح داده ميشود. در سال 1999 ؛ موسسه سي آر دلتا و آمريكن ايكس واي با همكاري دانشگاه آمستردام شروع به طراحي و ساخت ماشيني جديد كردند. اساسا ؛ اين ماشين اندازه هر سلول اسپرم عبوري را مورد سنجش قرار مي دهد . اين ماشين از تكنيكي استفاده مي كند كه احتياج به رنگ فلورسانس يا اشعه يو وي ندارد . اين روش هنوز در دست بررسي است ولي ميتواند به عنوان ابزار ارزشمندي مطرح شود.

فلوسيتومتر/جور كننده سلول
با نمايان كردن سلولهاي اسپرم با استفاده از اشعه فرابنفش ؛ محققان استفاده از نور فلورسانس را كنار گذاشتند. مقدار اشعه توسط يك نمايانگر اشعه اندازه گيري ميشود و يك كامپيوتر وجود كروموزومهاي ايكس و يا واي را تشخيص مي دهد ( كروموزوم ايكس فلورسنت بيشتري به خود جذب ميكند ). بعد از اندازه گيري ؛ جرياني از سلولها به درون دو صفحه كوچك روانه ميشوند . هر يك از ذرات داراي يك بار الكتريكي است . اسپرم حاوي كروموزوم ايكس داراي بار مثبت و اسپرم حاوي كروموزوم واي بار منفي دارد . ذرات خميده هستند و بخاطر وجود بار الكتريكي از بين دو صفحه داراي بار الكتريكي زياد عبور كرده و جدا مي شوند . در پايان ؛ ذرات در دو شيشه داروئي كوچك جمع آوري ميشوند. در حقيقت ؛ محل جريان اسپرمها بسيار باريك است( 0.1 ميلي متر يا كمتر) و سرعت جريان بسيار بالا است( بالاي 10 متر در هر ثانيه). اين امر باعث ميشود كه بيشتر از 1000 سلول در هر ثانيه مرتب شوند.
مهندس حميد رضا كاميارنژاد و مهندس طوطيان
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

نكات مهم براي مديريت گاوهاي نزديك زايمان

گاوها هرچه به زمان زایمان و آغاز دوره شیر دهی جدید نزدیک تر می شوند ٬ دچار تنش یااسترس بیشتری می شوند . در خلال این دوره ی انتقال ٬ بسیاری تغییرات بیولوژیکی جهت مراحل مختلف زایمان و شروع شیر دهی رخ میدهد و البته تغییرات عمده تری در روش مدیریت این دوره نیز انجام می شود که مزید بر استرس های بیولوژیکی می باشد .

همانگونه که همگان قبول دارند ٬ دوره ی انتقال دوره ی بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار متخصصین عملی تغذیه ی گاو و محققین دانشگاهی ٬ مشکلات اوایل دوره ی شیر دهی همچنان وجود دارد . یک توصیه عملی بسیار معمول این که دریافت مواد غذایی توسط دام را قبل از زایمان باید تحت نظر گرفت . دریافت غذا به ویژه در هفته ی آخر قبل از زایمان یک مسئله طبیعی است .

سه هفته قبل از زایمان دریافت ماده ی خشک گاو وتلیسه ی شکم اول حدود 1.9 و1.7درصد وزن بدن آن می باشد ولی تفاوت های عمده ای از یک گله تا گله دیگر از نظر در یافت ماده ی خشک دیده شده است . متاسفانه زمانی که نیاز گاو به مواد غذایی جهت رشد جنین و آماده شدن سیستم پستانی برای دوره ی شیر دهی بعدی افزایش می یابد ٬اشتهای گاو کاهش پیدا می کند . به همین علت توصیه ی افزایش دادن دریافت ماده ی خشک (مواد غذایی) به نظر منطقی می آید.

حدود 10 سال قبل تحقیقی انجام شده که در آن گاوهایی که به طور طبیعی قبل از زایش ٬ کاهش دریافت غذایی داشتند با گاوهایی که به طور دستی تغذیه ی اجباری شدند (به صورتی که دریافت ماده ی خشک آنها کاهش نیافت ) مقایسه گردیدند ٬ گاوهایی که به طور اجباری تغذیه شده اند ٬ تمام پس مانده ی آخور آنها به صورت دستی وارد شکمبه آنها شد (از طریق فیستول بادریچه ی تعبیه شده ). در مقایسه گاوهائی که تغذیه اجباری داشتند و دریافت ماده خشک آنها کاهش نداشت ٬وضعیت آنها پس از زایمان بهتر از گروه شاهد بود . چربی کمتری در کبد و کتون کمتری در خون داشتند و آنها شیر بیشتر و با درصد چربی بالاتری تولید کردند . برداشت منطقی از این تحقیق افزایش مقدار در یافت ماده ی خشک در قبل از زایمان بود .

شواهد قوی وجود دارد که احتمال برداشت دیگری از نتایج تحقیق فوق را تقویت می کند . تحقیقاتی در دانشگاه ایلینویز و اخیراً در دانشگاه فلوریدا انجام گردیده که نتیجه گیری جدیدی را عرضه می کند و آن این محدودیت تغذیه در دوره ی انتقال (دوره ی خشکی ) به خوبی تغذیه اجباری یا تغذیه آزاد پاسخ داده است . تحقیق دانشگاه ایلینویز نشان داد که چربی کبد گاوهای تغذیه شده با روش محدودیت ٬ کمتر بوده و پس از زایمان دریافت ماده ی خشک آن ها بالاتر رفته است .

جهت دستیابی به پاسخ واقعی ٬ نیاز به بررسی مجدد نتایج مطالعه ی تغذیه اجباری و تحقیقات انجام شده در دانشگاه های ایلینویز و فلوریدا داشتیم .

پس از بررسی نتایج تحقیق قبلی خود که در آن گاوها به روشی تغذیه شده بودند که موجب تفاوت فاحشی در دریافت ماده خشک گاوهای خشک نزدیک زایش گردید به این نتیجه رسیدیم که نتایج تحقیق ما هیچ گونه رابطه ای میان میانگین دریافت ماده ی خشک 3 هفته ی آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان را نشان نداد ولی رابطه معنی داری را بین کاهش دریافت غذا در سه هفته آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان گاوها را نشان داد . بدین معنی که هر چه دریافت غذا کاهش بیشتری داشت جمع شدن چربی در کبد بیشتر بود . در تحقیق اولیه ی ما تغذیه ی اجباری به ما این امکان را داد که دریافت غذا را به حداکثر برسانیم وهمچنین در جهت پیشگیری از کاهش دریافت مواد غذایی در قبل از زایمان کمک زیادی کرد و اکنون با پدیده های نوین توصیه می گردد بالا بردن دریافت غذا به سمت حداکثر ٬ جهت سلامتی و تولید خوب گاو پس از زایمان ضروری نیست . شاید بهتر باشد در دوره ی قبل از زایمان سعی و تلاش در جهت دریافت مواد غذایی شود تا بالا بردن دریافت مواد غذایی .

در یافت بالاتر ماده ی خشک زیان آور نیست و نباید علیه این کار تبلیغ گردد ولی اگر گاوها نتوانند مقدار دریافت ماده ی خشک را در خلال دوره ی زایمان ادامه دهند در معرض خطر بیشتری قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است که امکان نگهداری اشتهای کل گاوها وجود ندارد و متاسفانه تحقیقات کافی در این خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژی مناسبی را در جهت جلوگیری از کم شدن دریافت ماده ی خشک ارایه نمود . تنها توصیه های منطقی را می توان قبول کرد و بکار برد . در دوره ی قبل از زایش یا دوره خشکی نزدیک زایمان به طور طبیعی گاو غذای کمتر می خورد بنابر این پیشگیری از هر مسئله ای که باعث کاهش بیشتر دریافت غذا گردد٬بسیار مهم و حیاتی است .

مهم ترین نکات جهت یادآوری :

· جایگاه گاوهای نزدیک زایمان را متراکم نکنید . این مشکل معمول گاوداری هاست به ویژه گاوداریهای توسعه یافته و در تهیه ی جایگاه مناسب جهت گاوهای در حال انتقال موفق نشده اند . تراکم جمعیت در جایگاههای با Free-stall 90% تعداد جایگاه آزاد انفرادی است . در جایگاه های بدون free-stall و باز حدود 30 متر مربع (مسقف و آزاد )برای هر گاو باید در نظر گرفته شود .

· از جابه جایی بیش از حد پیشگیری کنید . محیط های جدید و گروه جدید گاو ایجاد تنش می کند . داشتن گروه های متعدد لزوماً یک حسن نیست . به ویژه از جابه جایی گاو وتلیسه قبل از زایش باید اجتناب شود .

· گاو و تلیسه را در صورت امکان جدا از هم نگهدارید . با این که حساسیت تلیسه نسبت به گاو در برابر مشکلات کم تر است ولی اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازی آنها این مسئله ایجاد مشکل نخواهد کرد .

· از تغییر شدید جیره ی غذایی اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهانی مواد غذایی که خوش خوراک نیستند از قبیل (پودر خون٬ چربی) جلوگیری شود . دوره ی انتقال زمان خوبی جهت تغذیه دام با علوفه ی خراب یا کپک زده نیست .

· از غذای کاملاً مخلوط جهت تغذیه ی گاوهای نزدیک زایش استفاده گردد تا قابل جدا سازی و و انتخاب گاو نباشد . بدین وسیله از مصرف نشاسته و کنسانتره بیش از حد جلوگیری خواهد شد و حتی مواد غذایی غیر خوش خوراک را به این روش می توان به گاو خوراند .

· از تنش گرمایی جلوگیری کنید . به طور معمول به گاوهای شیری از این نظر رسیدگی می شود و نباید گاوهای نزدیک زایمان را فراموش کنید .

· آب تازه و به مقدار کافی در اختیار گاوها قرار دهید . روش تغذیه محدود کننده ی مقدار غذا یک امتیاز است به خصوص برای گاودارا نی که نمی توانند مقدار بالای دریافت غذا در گروه گاوهای نزدیک زایمان را انجام دهند و یا گاودارانی که ترجیح میدهند به طور اجبار دریافت ماده غذایی را بالا ببرند . با محدود نگه داشتن در یافت غذا ٬ احتمال کاهش شدید اشتها و دریافت ماده ی خشک در نزدیک زایمان افزایش می یابد . از نقطه نظر علمی کاربردی محدود کردن در یافت غذا بسیار ساده و قابل انجام است و تنها با افزایش فیبر انجام می شو د . تعداد زیادی مطالعه و تحقیق نشان داده اند که دریافت غذا توسط گاو نزدیک زا Close-up ارتباط زیادی به مقدار فیبر جیره دارد . برای موفق شدن در محدود کردن غذای دریافتی باید غذا را در آخور ها با گردن گیر و یا در Stanchion انجام داد . در صورتی که تغذیه به طو ر گروهی انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد که تعدادی گاو غذای بسیار محدودی در یافت کنند و تعدادی دیگر به طور غیر محدود غذا بخورند . متاسفانه به اندازه کافی مطالعه و تحقیق در این رابطه که سطح فیبر جیره و مقدار جیره ی گاو های نزدیک زا چقدر باشد تا با کمترین استرس و به آرامی دوره ی انتقال توسط گاو طی شود ٬ انجام نشده ولی به هر حال مدارک کافی وجود دارد که اشاره به تغذیه ی جیره با انرژی بالا (برای گاو close-up (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (34-40 درصد کربوهیدرات غیر فیبری NFC و حداقل 32/0 NFC )که البته این توصیه صد درصد و تضمین علیه حل مشکلات پس از زایش نیست. پیدا کردن راه و روش صحیح برای گله ی شما همیشه ساده نمی باشد ولی اجازه ندهید که چند مشکل کوچک سد راه شما جهت رسیدن به پاسخ صحیح شود .

منبع:
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

راهنمايي جهت انجام يك تلقيح مصنوعي موفق

تلقیح مصنوعی (AI)تنها راه حصول حد اكثر بازده ژنتیكی و حداقل سازی بیماریهای تولید مثلی است.به علاوه تلقیح مصنوعی جایگذین اقتصادی و مقرون به صرفه ای برای تلقیح طبیعی است بدون اینكه خطرات و آسیبهای نگهداری گاونر را به همراه داشته باشد.

بهر حال تلقیح مصنوعی نیازمند تضمین اینست كه كه تكنیكهای با مهارت بالا و تكنیكهای مدیریتی لازم جهت كسب بازده مناسب از آن ، اجرا شود. موفقیت در برنامه تولید مثلی با معیار فاصله گوساله زایی‌كه اغلب تابعی از روزهایی است كه تا اولین تلقیح( بعد از زایمان ) فاصله می افتد سنجیده میشود. تمامی گله ها در هر زمان مشخصی، گاوهایی در دوره باز(در فاصله زایمان تا تلقیح منجر به آبستنی) دارند . بهر حال گاوهایی كه در دوره 85 روزگی بعد از زایمان آبستن نشده اند ، حتی اگر فاصله گوساله زایی مطلوب باشد، میتوانند یك مشكل اقتصادی جدی ایجاد كنند.

چهار قدم برای موفقیت :
یك برنامه تلقیح مصنوعی موفق نیازمند رعایت نكات زیر است:
1- تشخیص فحلی
2- اسپرم با كیفیت
3- آماده سازی مناسب اسپرم
4- جایدهی و تخلیه صحیح اسپرم

تشخیص فحلی :
اعمال تخصص در تشخیص فحلی با شناسایی گاو (فحل ) و جمع آوری اطلاعات شروع میشود.
ثبت اطلا عات با بر آوردی ازDUE و تاریخ زایمان شروع میشود.هر تاریخی كه فحلی پس از زایمان مشاهده شده است باید ثبت شود حتی اگر برای تلقیح بسیار زود باشد و گاو فحل تلقیح نشود. یك تقویم تولید مثلی 21 روزه به صورت یك سیستم عالی جهت ثبت وقایع تولید مثلی عمل میكند ،زیرا یك بخش از تشخیص فحلی در فكر آینده بودن جهت پیش بینی دوره فحلی پیش رو است. به این دلیل كه نسبت آستنی به ازای اولین تلقیح باید بین 50 تا 60 در صد باشد،پیش بینی كردن تكرار تلقیحها صحت تشخیص فحلی را ازطریق جستجوی زیركانه علایمی از فحلی همانند:1- عدم تمایل به غذا 2- افت ناگهتانی تولید شیر 3- تغییر رفتار وبی قراری و4- افزایش جریان مایع زلال ( از واژن ) ، افزایش میدهد. كمك وسایل تشخیص فحلی با درجه های متفاوتی از موفقیت بكار گرفته شده اند. تیزر(TEASER)یا گاوهای نر ناتوان از فعالیت جنسی باعث فراهم شدن افزایشی در فعالیت جنسی میشوند كه این احتمال یافتن یافتن گاو فحل را افزایش میدهد.به هر حال اینگونه دامهای GOMERشانس صدمات بویژه در محیطهای بسته، كفهای لغزندهوحصارهای نگهداری را بالا میبرند.

چسبهای كپل و رنگهای قاعده دمی وقتی كه درست و صحیح استفاده و تفسیر شوند ، ممكن است مفید باشند.بیشترین ارزش این توصیه اینست كه به این حقیقت توجه شود كه گاوها بسیار نزدیك به فحلی مشاهده شوند.در حالیكه وسایل كمكی تشخیص فحلی دارای جایگاهی در برنامه تلقیح مصنوعی است،تصمیم نهایی برای تلقیح گاو هنوز محتاج قضاوت(در مورد نتیجه این وسایل) است.

اسپرم با كیفیت:
یك برنامه تلقیح مصنوعی به تعهد، زمان و پول نیازمند است.اساس موفقیت برنامه با محصولی با كیفیت از یك شركت تلقیح مصنوعی قابل اعتماد شروع می شود. در حالیكه مطالعات نشان داده است كه كیفیت خوب اسپرم وقتی كه به خوبی نگهداری شود در طول زمان تخریب نمیشود، لیكن به خاطر اینكه مشخصات گاو نر هر سال دو بار ثبت میشودتوجه عمده ای باید به به نگهداری تعداد زیاد اسپرم برای بیش از 6تا7 ماه بكار برد.هر مشخصه جدیدی از گاو نر كه گاو نربهتی را ارائه دهد باید بخشی از برنامه تولید مثلی گردد.وقتی كیفیت اسپرم مورد تردید است یك نمونه آن باید توسط شركت تلقیح مصنوعی امتحان گردد تا ملا ك مقایسه در برآورد كیفیت اصلی اسپرم باشد.

آماده سازی اسپرم :
وقتی اسپرم منجمد از مخزن نیتروژن بیرون می آید باید در دمای ثابت 32 در جه فارنهایت نگهداری شود.سطح نیتروژن در تانك باید پیوسته تحت نظر باشد.اگر ازت دور از اسپرم باشد، اسپرم خراب خواهد شد. هیچگاه اسپرم را مجددا منجمد نكنید.وقتی یك میله اسپرم (STRAW)رااز ظرف پایه دار (GOBLET) بر میدارید باید دقت به خرج دهید. (برای اینكار) از پنس استفاده كنید.ظرف پایه دار را اقلا 2اینچ(5سانتیمتر) پایین تر از بالای گردن تانك نگهداریدآنهم برای كمتر از 10 ثانیه طوریكه در طول نگهداری میله اسپرم در معرض تغییرات دما قرار نگیردبرای به حد اقل رساندن زمان لازم برای جابجا كردن، میله اسپرم را به ترتیب فهرست و و (شماره ) گاو نر قرار دهید.درجه حرارت عمومی ذوب اسپرم95 درجه فارنهایت است، برای مدتی بین حداقل 4 ثانیه تا حد اكثر15 ثانیه.برخی سازمانها توصیه های متفاوتی برای ذوب اسپرم دارند ، به این ترتیب بهتراست وقتی اسپرم را تهیه مینمایید برای لستفاده از توصیه های اختصاصی ذوب اسپرم سؤال نمایید.

( برای ذوب ) هر دو نوع وسیله واحدهای ذوب الكتریكی(CITO) ویابطریهای نوع حرارتی كافی است.درجه حرارت ذوب باید پیوسته تحت نظر باشد مخصوصا وقتی تعدادی از واحدها با هم ذوب میشوند. وقتی اسپرم ذوب شد ، خشكش كنید، نوك آنرا بچینید و در داخل تفنگ تلقیحی كه قبلا گرم شده است وارد كنید.از اینكه ظرف در حال ذوب اسپرم را در معرض نور مستقیم آفتاب قرار دهید خود داری كنید.تفنگ تلقیح را زی لباس قرار دهید تا از شوك سرمایی محافظت شود و گاو را با سرعت هرچه تمامتر تلقیح كنید.بیش از آن تعداد میلاه اسپرمی كه بتوانید در مدت 5 دقیقه استفاده كنید ذوب نكنید .

جایدهی ( تخلیه ) صحیح اسپرم :
اگر تمام فاكتورهای دیگر تحت كنترل باشند ، وترد سازی اسپرم اولین منبع تنوع و اختلاف میان تكنیكهای تلقیح مصنوعی است.حدود0.5 تا 1 اینچ( 1.2 تا 2.5 سانتیمتر )بعد از گردن رحمدر بدنه جای مناسبس برای تخلیه اسپرم است.رابطه ای قوی بین نسبت آبستنی پایین و تكنیك هایی كه اسپرم را بسیاردورتر ، به سمت یكی از شاخه های رحم وارد میسازند یا دیگر تكنیكها وجود دارد( جدول 1 ).

اقدامات بهداشتی :
سلولهای اسپرم موجودات ریز زنده ای هستندو به موتد خارجی شامل آب ولغزنده سازها حساسند.
پلاستیكهای یكبار مصرف ، دستكشها ولوله ها نباید دوباره مصرف شوند. میله حاوی اسپرم را قبل از اینكه نوك چینی كنید كاملاخشك نمایید.و از آلوده شدن لوله قبل از وارد شدن به مهبل جلوگیری كنید.اگر مسائل تكرار شونده تولید مثلی مثل التهاب مهبل و واژن وجود دارد ، از برگه های محافظتی یكبار مصرف استفاده كنید. تخلیه اسپرم قدم به قدم به ترتیب پیشرونده اینگونه است :
1- گاو فحل را شناسایی نمایید.
2- گاو نر مورد نظر را انتخاب كنید و اسپرم را در دمای 95 در جه فارنهایت برای مدت 40 ثانیه ذوب كنید.
3- تفنگ تلقیح از پیش گرم شده.
4- اسپرم را در تفنگ تلقیح از شوك سرمایی حفظ كنید.
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   • 

اثرات پروتئين و انرژي مصرفي بر توليد مثل در گاوان شيري

مقدمه
تغذیه بعد از زایش، زمانیكه تولید شیر گاوهای شیری افزایش می یابد، می تواند عملكرد تولیدمثلی و به دنبال آن سودبخشی گله را تحت تأثیر قرار دهد. بطور كلی، افزایش نیازهای متابولیكی تولید بالا بهمراه نیاز های تولیدمثلی و سلامت، اثر متقابل بین تغذیه و تولیدمثل ( خصوصاً بعد از زایمان ) را به یك موضوع مهم در صنعت گاو شیری تبدیل كرده است. تحقیقات اخیر، نقش مهم تغذیه را در تولیدمثل تأیید كرده اند، و در بیشتر حالات، كمبودهای غذایی شدید باعث مشكلات و بیماریهای تولیدمثلی شده است. همچنین، مكانیسم تغذیه ای كه بر روی عملكرد تولیدمثلی تأثیرگذار است، بسیار پیچیده بوده و به طور واضح قابل تشخیص نمی باشد. با این وجود، نقش فاكتورهای غذایی مانند پروتئین و یا تعادل انرژی، و مكانیسم عملكردشان بر تولیدمثل، در سالهای اخیر، بیشتر شناخته شده است.
نقش پروتئین در تولیدمثل
به منظور افزایش تولید شیر و افزایش درآمد، تولیدكنندگان شیر سعی می كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتدای پس از زایمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جیره های حاوی پروتئین بالا، در كل ، طعم بهتری داشته و مصرف غذا را افزایش می دهند، اغلب تولیدكنندگان، بیش از نیاز گاوها در طول این دوره، به دامهایشان پروتئین می خورانند. این جیره های غذایی با میزان پروتئین بالا، می توانند بازده تولیدمثلی را كاهش دهند. در بیشتر مطالعات، افزایش پروتئین خام جیره را، دلیل افزایش زمان تا اولین تخمك گذاری بعد از زایمان و افزایش تعداد سرویس ها به ازاء هر آبستنی و یا تعداد روزهای باز می دانند. به عنوان مثال، تحقیقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهایی كه با پروتئین بیش از حد تغذیه شده اند ( بیشتر از ۱۰-۱۵ درصد نیازهای بالا ) ، تعداد سرویس بیشتری به ازاء هر آبستنی نیاز داشتند و در نتیجه فاصله گوساله زایی طولانی تری را نشان دادند. با این وجود، برخی تحقیقات دیگر، اثرات زیان آور سطوح بالای پروتئین مصرفی را بر تولید مثل نشان نداده اند. تناقض های مشاهده شده در مطالعات و تحقیقات مختلف، می تواند بدلیل منبع پروتئینی جیره مورد استفاده بجای كل پروتئین خام جیره باشد. برخی محقیقین معتقدند كه افزایش پروتئین خام جیره، لزوماً با میزان آبستنی ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئین خام جیره، عمل متقابل بین تولیدمثل و پروتئین مصرفی را به میزان كافی شرح نمی دهد. بطوركلی مواد پروتئینی در بخشهای تجزیه پذیر پروتئینهایشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جیره حاوی ۱۸ درصد پروتئین ممكن است در میزان پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نیاز برای پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شكمبه، هر یك ممكن است تولیدمثل را تحت تأثیر قرار دهند.
به منظور شرح چگونگی اثر منفی مصرف بیش از حد پروتئین بر باروری، ۳ فرضیه كلی ارائه شده است:
۱ـ محصولات فرعی سمی متابولیسم نیتروژن از شكمبه (آمونیاك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و یا ابقای جنین تازه، زیان برسانند.
۲ـ عدم تعادل در انرژی و پروتئین فراهم شده، ممكن است بازده تولیدمثلی را تحت تأثیر قرار دهد.
و ۳ـ محصولات فرعی نیتروژن یا مصرف انرژی، ممكن است ترشح گنادوتروپین و یا هورمون پروژسترون را تغییر دهد. ( پروژسترون برای توسعه فولیكولی، عبورجنین در طول لوله رحم تا رسیدن به رحم و بطور كلی در ابقاء آبستنی مهم می باشد). این تأثیرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصی، همزمان با هم و یا با همكاری هم و بطور سینرژیك اتفاق بیفتند. همچنین، مقدار و منبع پروتئین نیز می تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقادیری از پروتئین خام جیره كه نیاز شكمبه را برای پروتئین قابل تجزیه افزایش می دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بیفتد. با این وجود، اثر مصرف پروتئین بر میزان پروژسترون نیاز به مطالعات بیشتری دارد و عواملی مانند، كل انرژی مصرفی و منبع پروتئین نیز باید مورد آزمایش قرار گیرند.
بدلیل تشابه تغییرات هورمونی در گاوهای تغذیه شده با جیره های حاوی پروتئین خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژی اتفاق می افتد، بسیاری از این آثار ممكن است ناشی از اثر متقابل با انرژی بجای اسیدهای امینه یا محصولات فرعی نیتروژنی از متابولیسم شكمبه باشد. جیره های با پروتئین بالا یا جیره های حاوی پروتئین قابل تجزیه بیش از حد، می توانند تعادل منفی انرژی را با افزایش تولید شیر شدت دهند.
بطوركلی اثرات پروتئین غذا بر باروری بسیار پیچیده بنظر می رسد، فاكتورهای مختلفی مانند سن، انرژی، پروتئین غیرقابل تجزیه در شكمبه و سلامتی رحم ممكن است واكنش به تغییرات پروتئین مصرفی را تحت تأثیر قرار دهند. به منظور حداقل كردن زیانهای اقتصادی تغذیه غیرمؤثر پروتئین بیش از حد، بر روی تولید و تولیدمثل، جیره ها باید برای تأمین مقادیر مناسبی از پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شكمبه، تهیه شوند. به عنوان مثال، برای گاوهای پر تولید و گاوهایی كه در ابتدای شیردهی هستند، ۳۵ درصد پروتئین خام باید بصورت پروتئین غیر قابل تجزیه در شكمبه باشد. پس جایگزین كردن برخی منابع پروتئینی عبوری، خصوصاً در جیره هایی كه بر اساس یونجه (زیرا پروتئین یونجه بسیار تجزیه پذیر است) تهیه می شوند، نیاز است.
نقش تعادل انرژی در تولیدمثل :
انرژی مصرفی می تواند یكی از مهمترین عوامل تغذیه ای مؤثر بر تولید گاوهای شیری باشد. انرژی مصرفی ناكافی در تلیسه ها و در گاوها در ابتدای شیردهی، عملكرد تولیدمثلی را كاهش می دهد. مصرف انرژی بیش از حد در اواخر دوره شیردهی و در دوره خشكی نیز می تواند مشكلات چاقی گاو را ایجاد كند كه خود موجب كاهش بازده تولیدمثلی آنها در دوره شیردهی بعدی می شود. زمانیكه تلیسه ها با مقادیر ناكافی انرژی تغذیه شوند، دیرتر به سن بلوغ جنسی می رسند و چنانچه جیره هایی كه دارای كمبود انرژی هستند به تلیسه هایی كه دوره های فحلی طبیعی را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلی آنها شود. گاوهای شیرده پرتولید نیز، در ابتدای دوره بعد از زایمان، ناتوان از مصرف غذای كافی به منظور تأمین نیازهای انرژی برای تولید شیر هستند. وقتی كه موادغذایی مصرفی نتوانند نیازهای غذایی افزایش یافته برای تولید شیر را مرتفع سازند، تعادل منفی انرژی اتفاق می افتد. در این شرایط، نیازهای انرژی بطور ناقص و از طریق متابولیسم ذخایر بدن، مرتفع می شود كه این امر نیز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرایط بدنی می گردد. متابولیسم بیش از حد ذخایر بدن با تصفیه چربی كبدی بعد از زایمان و كاهش عملكرد تولیدمثلی در گاوهای شیری پرتولید همراه می باشد. البته میزان و مدت زمان تعادل منفی انرژی در طول ابتدای دوره شیردهی، بیشتر به غذای مصرفی بستگی دارد تا به تولید شیر. مكانیسم هایی كه همراه با غذای مصرفی ناكافی بعد از زایمان و در نتیجه آن تعادل منفی انرژی ، تولیدمثل را متأثر می سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با این وجود، برخی احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونیستی بین متابولیسم بعد از زایمان و عملكرد تولیدمثلی را روشن می سازند.
هورمون لوتئیز كننده ( LH ) ، یك هورمون مهم و حیاتی است كه به منظور دوباره برقرار سازی فعالیت تخمدان، رشد نهایی و بلوغ فولیكولهای تخمدانی، تخمك گذاری و ترشح تخمدانی پروژسترون مورد نیاز می باشد. كمبود انرژی شدید ممكن است ترشح LH را تغییر دهد و در نتیجه، توسعه فولیكولی و تخمك گذاری را به تعویق بیندازد. تعادل منفی انرژی در ابتدای دوره بعد از زایمان، ممكن است كه به باروری پایین همراه با اثرگذاری منفی روی كیفیت فولیكولهای تخمدان، در طول دوره تولیدمثلی، منجر شود. بطور كلی، هر فولیكول، تقریباً ۷۰ روز نیاز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فولیكولهایی كه با چنین شرایط نامطلوب انرژی روبرو می شوند ( تعادل منفی انرژی شدید در دوره ابتدایی بعد از زایمان)، در این مدت زمان تعیین شده (۷۰روز)، آمادگی انجام وظایف خود را پیدا نمی كنند. گزارش شده است كه فولیكولهای در حال رشد در گاوهایی كه كاهش شدید وزن را در طول ۳ تا ۵ هفته بعد از زایمان، بخود دیده اند، فولیكولهای معیوبی هستند كه در طول دوره تولیدمثلی ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروری پایینی را ایجاد می كنند.
بر اساس مطالب بالا، مشخص می شود كه تولید شیر، كمبود انرژی شدید و از دست دادن شرایط بدنی با فاصله تا اولین تخمك گذاری، همبستگی مثبت و با نسبت آبستنی به اولین سرویس، همبستگی منفی دارد. به این ترتیب كه برای گاوها با تولید بالا، مدت زمان طولانی تری برای اولین تخمك گذاری بعد از زایمان لازم است، همچنین نسبت آبستنی به اولین سرویس و در كل باروری، در گاوهای پرتولید پایینتر است. بنابراین استراتژی های تغذیه ای كه شروع تخمك گذاری بعد از زایمان را تسریع می بخشند، می تواند بر عملكرد تولیدمثلی اثر مثبتی داشته باشد. بطوركلی، برای كاهش شرایط بدنی از دست رفته و همچنین كاهش شدت تعادل منفی انرژی بعد از زایمان، به منظور افزایش باروری، راههای متعددی وجود دارد. دو راه رسیدن به حداكثر تراكم انرژی در جیره غذایی گاوهای شیری در ابتدای شیردهی ، عبارتند از :
۱ـ افزایش میزان كربوهیدرات غیر سلولزی جیره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)
و ۲ـ اضافه كردن چربی ( به عنوان مثال دانه كتان یا چربی عبوری )
افزایش كربوهیدرات غیر سلولزی جیره می تواند از طریق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و یا بوسیله تغذیه با غلات بیشتر، حاصل شود. هر چند كه، جیره با مقادیر بالای غلات ممكن است منجر به اسیدوز و كاهش چربی شیر شود. از طرفی دیگر، ضمیمه كردن چربی به منظور افزایش تراكم انرژی جیره، می تواند غلظت كلسترول پلاسمای مورد نیاز برای سنتز پروژسترون را افزایش دهد،كه در نتیجه منجر به توسعه باروری می شود. علاوه بر این، جیره گاوهای خشك، در طول اواخر دوره خشكی ( ۲-۳ هفته آخر )، باید به طور مناسب تنظیم شود تا اینكه گاوهای خشك، شرایط بدنی زیادی را از دست ندهند و دچار تعادل منفی شدید انرژی در هنگام زایمان نگردند.
با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذیه رابطه نزدیكی با تولیدمثل دارد. از طرفی دیگر نیز، به علت پایین بودن وراثت پذیری بیشتر صفات تولیدمثلی، پیشرفت ژنتیكی حاصل از انتخاب برای این صفات به كندی حاصل می شود و می توان گفت كه در كل مدیریت (عوامل محیطی مؤثر ) خصوصاً تغذیه نقش بیشتری را در مقایسه با ژنتیك در بازده تولیدمثلی ایفا می كند. كمبودهای غذایی و فزونی یا نا متعادل بودن غذایی، همگی نشان داده اند كه می توانند منجر به تغییرات تولیدمثلی شوند. و تنها مشكل اصلی نامشخص بودن میزان این افزایش، كمبود یا عدم تعادل می باشد كه تولیدمثل راتحت تأثیر قرار می دهد. مطالعات و تحقیقات بیشتری بر روی گاوهای شیری پرتولید نیاز است تا نقش تك‌تك مواد مغذی و اثرات متقابلشان بر روی عملكرد تولیدمثلی روشن شود. در حال حاضر، بهترین توصیه، تهیه یك برنامه غذایی برای گاوهای شیری است كه برای تمام مواد مغذی، بالانس شده باشد و تمامی نیازهای غذایی دام را برطرف كند. با این وجود، باید خاطر نشان كرد كه تغذیه، تنها یكی از دلایل مشكلات و بیماریهای تولیدمثلی است. شرایط محیطی، تشخیص بموقع فحلی، زمان تلقیح مصنوعی و ذخیره و حمل اسپرم و رعایت اصول بهداشتی به هنگام زایش نیز می توانند عملكرد تولیدمثلی گله را تحت تأثیر قرار دهند. برنامه های تغذیه ای می توانند عملكرد ضعیف تولیدمثلی ایجاد شده با مدیریت ضعیف را اصلاح كنند.
منبع:بهاره طاهری
كارشناس ارشد دامپروری
نوشته شده توسط MMD bostani در |  لینک ثابت   •